«بینایی‌ام دارد از بین می‌رود»؛ روایت شکنجه و نگهداری معترضان در کانکس در خرم‌آباد

طی ماه‌های گذشته روایت‌های متعددی از خشونت، کشتار وسیع و شکنجه معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان در دی‌ماه ۱۴۰۴ منتشر شد. با این حال اکنون گزارش‌هایی تازه درباره آثار احتمالی قرص‌های ناشناخته‌ای که گفته شده به‌اجبار به بازداشتی‌ها خورانده شدند (ایندیپندنت فارسی نمی‌تواند به‌طور مستقل کاربرد این قرص‌ها را تایید کند) و نیز شرایط غیرانسانی نگهداری در بازداشتگاه‌ها که به بروز مشکلات جسمانی برای برخی بازداشت‌شدگان در این اعتراض‌ها منجر شده، منتشر شده است.

خبرنگار ایندیپندنت فارسی روز چهارشنبه مطلع شد که یک فرد ۳۵ ساله اهل خرم‌آباد که در جریان اعتراض‌های دی‌ماه بازداشت شد، پس از آزادی، با مشکلات جسمانی شدید به‌ویژه اختلالات بینایی مواجه شده است و اکنون در آستانه از دست دادن بینایی یک چشم خود قرار دارد. او می‌گوید که این مشکلات تنها برای او پیش نیامده و می‌داند «دست‌کم ۸ یا ۹ نفر» دیگر از بازداشت‌شدگان نیز علائم مشابهی داشته‌اند.

این فرد که به‌ دلیل نگرانی از فشارهای امنیتی، نخواست نامش فاش شود، توضیح داد: «بعد از آزادی، علائم عجیبی داشتم. سوزش سینه، تپش قلب نامنظم، حالت تهوع، دردهای بدنی شدید و حتی فراموشی‌های کوتاه‌مدت، اما چیزی که بیشتر از همه من را ترساند، مشکل بینایی بود.»

به گفته او، دید چشم راستش به‌تدریج تار شده و اکنون بیش از نیمی از بینایی‌اش را از دست داده است: «رفتم چشم‌پزشک، بعد از تصویربرداری، گفتند لکه‌هایی در چشمم ایجاد شده. گفتند باید صبر کنم ببینند این لکه‌ها بیشتر می‌شود یا نه. الان اگر یک چشمم را ببندم، تازه می‌فهمم چقدر دیدم کم شده است.»

او تاکید می‌کند که این علائم را به شرایط بازداشت خود مرتبط می‌داند؛ شرایطی که به گفته او خوراندن اجباری قرص‌های ناشناخته هم بخشی از آن بود: «به خیلی‌ها به‌زور قرص می‌دادند. اگر نمی‌خوردی، آن‌قدر کتکت می‌زدند تا مجبور شوی بخوری.»

تصاویر پزشکی ارسالی به ایندیپندنت فارسی که مربوط به آزمایش تخصصی تصویربرداری از شبکیه یا اوسی‌تی (OCTّ) است، وجود اختلال جدی در بینایی این فرد را تایید می‌کند. در این گزارش، ضخامت ناحیه ماکولا (مرکز دید) در چشم راست او به‌طور غیرطبیعی افزایش یافته و به عدد ۳۳۸ میکرون رسیده که خارج از محدوده نرمال ارزیابی و با رنگ‌های هشداردهنده مشخص شده است.

در نقشه‌های رنگی و تصاویر فوندوس هم ناحیه‌ای غیرعادی در مرکز شبکیه چشم راست دیده می‌شود که می‌تواند با تورم یا آسیب بافتی در این بخش از چشم مرتبط باشد. این نوع اختلال معمولا با علائمی مانند تاری دید، ایجاد لکه در میدان بینایی و کاهش دید مرکزی همراه است؛ نشانه‌هایی که این فرد نیز در روایت خود به آن‌ها اشاره کرده است.

او می‌گوید که محل نگهداری‌ آنان یک «سوله» بود که بعدا متوجه شدند کارخانه پارسیلون در خرم‌آباد است. این جوان معترض افزود: «ما را چشم‌بسته بردند. نمی‌دانستیم کجاییم. یک سوله بود و یک کانکس. آن‌هایی را که می‌خواستند بیشتر تحت فشار بگذارند، می‌بردند داخل کانکس. روزی چند بار در را باز می‌کردند که خفه نشوند.»

به گفته او، شرایط نگهداری بسیار سخت و غیرانسانی بود: «مدت طولانی بدون آب و غذا نگهمان می‌داشتند. غذای ما در طول یک روز یک تکه نان خشک و کمی آب بود. بعضی‌ها را از دست آویزان می‌کردند. فضا پر از ترس بود. مدام بچه‌ها را می‌بردند، بعضی‌ها برنمی‌گشتند، بعضی‌ها هم زخمی برمی‌گشتند.»

او همچنین از ضرب‌وشتم مداوم و بازجویی‌های همراه با توهین و تهدید خبر داد و افزود: «همه ما را چند بار کتک زدند. بازجویی‌ها همراه با فحاشی و تهدید بود. اگر به چیزی مشکوک می‌شدند، می‌فرستادند زندان مرکزی یا دوباره برمی‌گرداندند همانجا.»

این فرد می‌گوید که در زمان بازداشت، آثار جراحت ناشی از برخورد ساچمه در اعتراض‌های سال ۱۴۰۱ هنوز روی بدنش باقی بود و در سال‌های گذشته نیز چندین بار بازداشت شده، اما این بار «بدترین تجربه» زندگی‌اش بوده است.

او همچنین به موارد دیگری که برای هم‌بندی‌هایش رخ داد، اشاره کرد و گفت: «چند نفر سکته کردند. بعضی‌ها حالشان خیلی بد بود. یکی از بچه‌ها دو روز از پایش خون می‌آمد، بعد بردندش و دیگر برنگشت.»

به گفته این جوان، فشارها پس از آزادی نیز ادامه داشت و او چندین بار دیگر هم احضار و بازداشت شد: «بعد از آزادی اول هم رهایمان نکردند و چند بار دیگر به‌طور موقت بازداشتم کردند. فقط تهدید و شکنجه بود. در آخر هم به‌ دلیل وضعیت جسمی‌ وخیم من، ترجیح دادند زیاد نگهم ندارند.»

او اکنون علاوه بر مشکلات جسمی، با مشکلات روانی جدی نیز درگیر است: «دیگر آدم سابق نیستم. گوشه‌گیر شده‌ام، افسرده‌ام. بینایی‌ام هم که دارد از بین می‌رود، کلافه‌ام کرده. هر روز بغض دارم.»

این روایت در حالی مطرح می‌شود که در سال‌های گذشته نیز گزارش‌های متعددی درباره خوراندن اجباری داروهای ناشناخته به زندانیان، به‌ویژه در جریان اعتراض‌های ۱۴۰۱ منتشر شده بود؛ گزارش‌هایی که به دلیل وجود فضای خفقان و سرکوب شدید دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، هرگز به‌طور مستقل و شفاف بررسی نشدند.

در کنار این موارد، کارشناسان همواره هشدار داده‌اند که ترکیب عواملی مانند ضرب‌وشتم شدید، استرس طولانی‌مدت، کمبود غذا و آب، و نگهداری در شرایط نامناسب می‌تواند به بروز آسیب‌های جسمی و عصبی جدی از جمله اختلالات بینایی و سکته، منجر شود.

برگرفته ای از سایت ایندیپندنت فارسی، 16 آوریل 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا