چرا آینده ایران را نمی‌توان فقط در سلطنت خلاصه کرد؟

آرشاک شجاعی
این روزها بار دیگر بحث سلطنت در میان بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی پررنگ شده است. برای عده‌ای، سلطنت یادآور ثبات، نظم، توسعه و چهره‌ای آشنا در سیاست ایران است. برای گروهی دیگر، نماد بازگشت به گذشته و تکرار ساختاری است که جامعه ایران یک‌بار از آن عبور کرده است. اما شاید مسئله اصلی نه دفاع مطلق از سلطنت باشد و نه نفی احساسی آن؛ بلکه این پرسش مهم‌تر است که آیا آینده ایران را می‌توان تنها در یک قالب سیاسی خلاصه کرد؟
ایران امروز، ایران پنجاه سال پیش نیست. جامعه‌ای پیچیده‌تر، باسوادتر، متصل‌تر به جهان و چندصداتر از گذشته شکل گرفته است. نسل جوان ایران مطالباتی دارد که با زبان نوستالژی به‌تنهایی پاسخ داده نمی‌شود. آزادی‌های مدنی، عدالت قضایی، رسانه مستقل، انتخابات آزاد، پاسخ‌گویی حکومت و کرامت شهروندی، خواسته‌هایی هستند که هر نظام سیاسی باید برای آن برنامه روشن داشته باشد؛ چه سلطنت باشد، چه جمهوری، چه هر مدل دیگر.
بزرگ‌ترین خطا آن است که تصور کنیم با تغییر نام نظام، همه مشکلات حل می‌شود. تجربه جهان نشان داده است که موفقیت کشورها بیشتر از آنکه به عنوان نظام وابسته باشد، به کیفیت نهادها وابسته است. کشورهایی با نظام سلطنتی موفق وجود دارند، همان‌گونه که جمهوری‌های موفق نیز فراوان‌اند. در مقابل، هم سلطنت‌های ناکارآمد بوده‌اند و هم جمهوری‌های شکست‌خورده. مسئله اصلی، قانون، تفکیک قوا، شفافیت، و احترام به حقوق مردم است.
از سوی دیگر، تکیه صرف بر یک نماد سیاسی، خطر حذف دیگر صداها را نیز در پی دارد. ایران کشوری متنوع است؛ از نظر قومی، مذهبی، فرهنگی و فکری. آینده‌ای پایدار زمانی ساخته می‌شود که همه احساس کنند در آن سهم دارند، نه آنکه یک روایت بر همه روایت‌ها غلبه کند. هر پروژه سیاسی که نتواند تکثر جامعه ایران را بپذیرد، دیر یا زود با بحران مشروعیت روبه‌رو خواهد شد. سلطنت‌طلبان اگر می‌خواهند جدی گرفته شوند، باید به‌جای تکیه صرف بر گذشته، درباره آینده سخن بگویند: برنامه اقتصادی چیست؟ رابطه دین و دولت چگونه تعریف می‌شود؟ جایگاه ارتش و نهادهای امنیتی کجاست؟ حقوق اقلیت‌ها چگونه تضمین می‌شود؟ عدالت انتقالی چگونه اجرا خواهد شد؟ پاسخ به این پرسش‌ها مهم‌تر از هر شعار و هر نامی است.
در سوی دیگر، مخالفان سلطنت نیز اگر تنها با برچسب‌زنی و واکنش احساسی پاسخ دهند، کمکی به بلوغ سیاسی جامعه نمی‌کنند. جامعه ایران نیازمند گفت‌وگوی بالغ، رقابت برنامه‌ها و سنجش واقع‌بینانه گزینه‌هاست. نه تقدیس گذشته راه‌حل است، نه نفرت از گذشته. به باور من، مسئله امروز ایران بیش از آنکه «سلطنت یا جمهوری» باشد، «استبداد یا آزادی»، «انحصار یا مشارکت»، و «شخص‌محوری یا نهادسازی» است. آینده ایران را نمی‌توان فقط در سلطنت خلاصه کرد، همان‌گونه که نمی‌توان آن را فقط در جمهوری خلاصه کرد. ایران آینده، بیش از هر چیز، به عقلانیت، مدارا و ساختن نهادهایی نیاز دارد که از مردم بزرگ‌تر نباشند، بلکه در خدمت مردم باشند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا