ونس و بیمهء عمر رژيم اسلامی

امیل ایمانی
معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده عملاً به عنوان بیمه‌گر اصلی بقای مرگبارترین حکومت دینی جهان عمل می‌کند. جی‌دی ونس از طریق «تفاهم‌نامهٔ ورسای» و یک بستهٔ عظیم نجات اقتصادی سیصد میلیارد دلاری، به طور فعال دولت اسرائیل را خلع سلاح می‌کند، به آیت‌الله مشروعیت می‌بخشد و میلیون‌ها شهروند ستمدیدهٔ ایرانی را رها می‌کند.

در اقامتگاه مجلل بورگن‌اشتوک در سوئیس، هیئت آمریکایی عملاً تسلیم کامل را به اجرا گذاشت. ونس، در کنار فرستادگان ویژه، روبه‌روی نمایندگان دیپلماتیک جمهوری اسلامی نشست و برتری منطقه‌ای را به آنان واگذار کرد. در نشستی چهارجانبه و حساس با حضور نمایندگان پاکستان، قطر و ایران، معاون رئیس‌جمهور با افتخار این دگرآرایی ژئوپولیتیکی رادیکال را به رئیس خود نسبت داد. ونس اعلام کرد که رهبری رئیس‌جمهور ترامپ و تمایل آشکار او برای دیدن خاورمیانه‌ای که ده سال دیگر کاملاً متفاوت از ده سال پیش باشد، هیئت آمریکایی را به این نقطه رساند.

هستهٔ اصلی این عقب‌نشینی، صندوق خصوصی پیشنهادی بازسازی به ارزش سیصد میلیارد دلار است؛ شریان اقتصادی‌ای که مستقیماً به ثروتمندتر شدن ملاها می‌انجامد. در ازای وعده‌های شفاهی تأیید نشده دربارهٔ مدیریت رفت‌وآمد دریایی در تنگهٔ هرمز و توقف‌های موقت در میدان‌های نبرد، دولت آمریکا با لغو فوری تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده به تهران پاداش می‌دهد. ونس آشکارا از فقدان کامل سازوکارهای اجرایی مکتوب دفاع کرد. او به خبرنگاران کاخ سفید گفت که توافق‌های شفاهی کافی هستند و تأکید کرد که وجود متن مکتوب اهمیت چندانی ندارد. این رویکرد نمونهٔ آشکار سوء عملکرد دیپلماتیک است. زیرا با تکیه بر تضمین‌های شفاهی یک دیکتاتوری خصمانه، معاون رئیس‌جمهور عملاً بقای زیرساخت هسته‌ای ایران را تضمین کرده و زرادخانه‌های موشک‌های بالستیک آن را از نابودی دائمی مصون می‌سازد.

در حالی که ونس پاداش‌های مالی بی‌پایانی به قدرت‌های متخاصم اعطا می‌کند، علیه متحدان منطقه‌ای آمریکا از چماق دیپلماتیک شدیدی استفاده می‌کند. هنگامی که وزیران کابینهٔ اسرائیل واقعیت خطرناک توافق با ایران را افشا کردند، معاون رئیس‌جمهور از اتاق مطبوعاتی کاخ سفید حمله‌ای شدید علیه اورشلیم آغاز کرد. او از کشوری مستقل که برای بقای خود در جنگی چندجبهه‌ای می‌جنگد، اطاعت کامل خواست. ونس از رهبران اسرائیل خواست «بیدار شوند و واقعیت انزوای عمیق بین‌المللی خود را بپذیرند». او همچنین با علنی کردن صورت‌حساب‌های مالی، دولت اسرائیل را تحقیر کرد و یادآور شد که مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینهٔ دو سوم رهگیرهای سامانهٔ دفاع هوایی اسرائیل را پرداخته‌اند. او یک اولتیماتوم صریح صادر کرد و از وزیران اسرائیلی خواست همهٔ اعتراض‌های علنی را متوقف کنند. این رویکرد تهاجمی می‌کوشد استقلال راهبردی اورشلیم را از میان ببرد. ونس با متحدان همچون تابعان یک امپراتوری رفتار می‌کند که باید امنیت ملی خود را فدای برنامه‌های دیپلماتیک دلخواه آمریکا کنند.

این خصومت اقتدارگرایانه از نوعی هم‌سنگ‌سازی اخلاقی تحریف‌شده سرچشمه می‌گیرد که قربانی را مجازات و مهاجم را پاداش می‌دهد. ونس به خاطر اقدامات اسرائیل برای حفاظت از مرزهای شمالی خود در برابر حملات بی‌وقفهٔ موشکی حزب‌الله، این کشور را مورد حمله قرار می‌دهد. هنگامی که نیروهای دفاعی اسرائیل برای حذف فرماندهان دشمن در بیروت حملات دقیقی انجام دادند، معاون رئیس‌جمهور اورشلیم را محکوم کرد، زیرا این عملیات جدول زمانی دیپلماتیک او را مختل می‌کرد. او میان تجاوز بی‌دلیل تروریستی و دفاع مشروع، نوعی برابری ناموجه برقرار کرد. ونس آشکارا رهبران اسرائیل را مورد سرزنش قرار داد. او از کابینهٔ اسرائیل خواست طرحی مشخص ارائه کند و مدعی شد کشوری با جمعیت نه میلیون نفر نمی‌تواند همهٔ بحران‌های امنیتی خود را صرفاً با نیروی نظامی حل کند. این اظهارات نشان ‌دهندهٔ نابینایی خطرناک نسبت به واقعیت ژئوپولیتیکی است. در منطقه‌ای که دشمنان نابودی‌طلب بر آن حاکمند، قدرت قاطع تنها تضمین بقا است. ونس با اصرار بر توقف پیشروی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان، عملاً حزب‌الله را از شکست کامل نجات می‌دهد و پایگاه‌های نظامی پیشروی ایران را حفظ می‌کند.

برای مصون نگه داشتن سیاست مصالحه‌جویانهٔ خود از نقد مشروع، معاون رئیس‌جمهور کارزار جنگ روانی علیه افکار عمومی اسرائیل به راه انداخته است. هنگامی که فرماندهان نظامی اسرائیل نشان دادند که چارچوب توافق سوئیس، تهران را همچنان در آستانهٔ دستیابی به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای نگه می‌دارد، ونس این هشدارهای امنیتی را «واکنشی عجیب و ناشی از پارانویا» توصیف کرد. او نگرانی‌های منطقی مردمی تحت محاصره را نوعی هراس نامتعارف ناشی از بی‌اعتمادی بی‌دلیل به دولت آمریکا دانست. این سخنان نماد نهایی تکبر امپراتوری است. ونس در دفتری امن، هزاران کیلومتر دورتر از برد مرگبار موشک‌های ایرانی نشسته است، اما اضطراب وجودی شهروندانی را که به‌تازگی حملات گستردهٔ مستقیم موشکی را تجربه کرده‌اند، به تمسخر می‌گیرد. او اطلاعات عینی نظامی را صرفاً هیجان‌زدگی احساسی می‌نامد، زیرا این واقعیت‌های سخت، ضعف‌های مرگبار توافق او را آشکار می‌کنند.

ورشکستگی اخلاقی دکترین ونس آن‌چنان کامل است که حتی در پایگاه سیاسی خود او نیز شورشی شدید برانگیخته است. مارک لوین، استراتژیست کهنه‌کار محافظه‌کار، هنگامی که اشاره کرد این تفاهم‌نامه به طور کامل مردم ایران را نادیده گرفته است، فساد ذاتی اجماع سوئیس را افشا کرد. ونس در تعقیب سرسختانهٔ یک معاملهٔ عمل‌گرایانه با حکومت دینی، مرتکب انحرافی آشکار از اصول محافظه‌کاری شده است. او زندانبانان را مشروعیت می‌بخشد و زندانیان را رها می‌کند. سال‌هاست که مخالفان و دانشجویان شجاع ایرانی در خیابان‌های تهران جان خود را برای سرنگونی حاکمان دینی به خطر انداخته‌اند. اما به جای حمایت از این جست‌وجوی تاریخی برای آزادی، هیئت آمریکایی در اقامتگاهی در سوئیس نشست و برای همان سرکوبگران، دژی اقتصادی به ارزش سیصد میلیارد دلار بنا کرد. ونس عملاً جمهوری آمریکا را به بزرگ‌ترین ضامن مالی آیت‌الله تبدیل کرده است.

این چرخش فاجعه‌بار راهبردی، دکترین ونس مبنی بر حفظ رژیم را تثبیت می‌کند. از طریق ایجاد یک معماری امنیتی منطقه‌ای که بر تهران برای نظارت بر نیروهای نیابتی تروریستی خود تکیه دارد، معاون رئیس‌جمهور موفقیت سیاست خارجی آمریکا را به بقای دائمی جمهوری اسلامی گره می‌زند. چارچوب دیپلماتیک او مستلزم آن است که ملاها امن، ثروتمند و مستحکم در قدرت باقی بمانند. ونس این عقب‌نشینی را با نام «واقع‌گرایی» توجیه می‌کند و مدعی است که دیپلمات‌های آمریکایی باید با جهان آن‌گونه که هست تعامل کنند. اما تاریخ ژئوپولیتیک قانونی گریزناپذیر را نشان می‌دهد: یک دیکتاتوری ثروتمند و بدون چالش، ناگزیر به شکارچی برتر منطقه تبدیل می‌شود. ونس ملاها را از فروپاشی اقتصادی داخلی که زمانی بقای آنان را تهدید می‌کرد، مصون می‌سازد. او پیامی ویرانگر به مبارزان آزادی در اصفهان و تهران می‌فرستد و ثابت می‌کند که حکومت دینی پیروز شده، آمریکا وضع موجود را پذیرفته و شهروندان در بند برای همیشه رها شده‌اند.

شهروندان آمریکا و افکار عمومی جهان باید پیش از آنکه خاورمیانه به سوی یک درگیری هسته‌ای بازگشت‌ناپذیر سقوط کند، با این خیانت عظیم روبه‌رو شوند. جی‌دی ونس تمام بنیان‌های اخلاقی و راهبردی جهان آزاد را وارونه کرده است. او متحدان دموکراتیک منطقه را خلع سلاح می‌کند، بازماندگان هولوکاست را تحقیر می‌کند، تروریسم دینی را تأمین مالی می‌کند و جنبش آزادی‌خواهی ایران را بر محراب صلحی فریبکارانه قربانی می‌سازد. امنیت واقعی مستلزم رد فوری تفاهم‌نامهٔ ورسای و قطع کامل شریان‌های مالی آیت‌الله است. میهن‌دوستان سراسر جهان باید خواستار پاسخگویی کامل شوند و پیش از آنکه امضای این معمار بی‌پروای مصالحه، آتش جنگ جهانی بعدی را شعله‌ور سازد، اختیار دیپلماتیک او را سلب کنند.

برگرفته از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 27 ژوئن 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا