تفاهمنامه ای مبهم، بی‌اعتبار و غیرقابل اجرا

گزارش کهیان لندن
مفاد تفاهم‌نامه‌ای که سه ماه بعد از جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا امضا شد، نشان می‌دهد طرفین برای دستیابی به یک توافق نهایی با مشکلات بسیار عمیق روبرو هستند، زیرا اصلی‌ترین موارد اختلاف میان دو طرف همچنان پابرجاست.

برای مخالفان جمهوری اسلامی اهمیتی ندارد که آنچه میان دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی امضا شد تفاهم است یا توافق، اما مطمئن هستند هرگونه ارفاق به جمهوری اسلامی یعنی کمک به بقای نظام.

در ایران اکثریت مردم بر این باورند که سود تفاهم با آمریکا را سپاه پاسداران می‌برد، زیرا بیش از هر نهاد دیگری در موقعیتی قرار دارد که از لغو تحریم‌ها، از سرگیری صادرات نفت و ورود سرمایه‌گذاری خارجی بهره‌برداری مالی می‌کند. سرازیر شدن پول به جیب سپاه، به معنای تقویت ماشین سرکوب است؛ در چنین شرایطی مردم نگران از آینده می‌پرسند: آیا قرار است این تفاهم به قاتلان و سرکوبگران کمک کند؟

این نگرانی اساسی نه فقط از سوی ایرانیان مخالف حکومت‌، بلکه حتی در حزب جمهوری‌خواه آمریکا و سناتورهای نزدیک به دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا هم مطرح می‌شود. با این همه اما به‌نظر نمی‌رسد موضوع آنقدر ساده باشد که پس از ۴۷ سال دشمنی که جنگ ۴۰ روزه سرآمد آن بود و به کشته شدن رهبر نظام و ده‌ها فرمانده و نیروی نظامی منجر شد، با یک «تفاهم‌نامه» همه چیز حل شود.

هرچند دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان، رئیس‌ جمهوری اسلامی، سند اولیه «تفاهم‌نامه پایان جنگ» را امضا کردند، اما نشستی که قرار بود پس از آن با حضور جی‌دی ونس، معاون ترامپ، و نمایندگان جمهوری اسلامی در ژنو برگزار شود، لغو شد. علت لغو این نشست حملات سنگین اسرائیل به مواضع حزب‌الله در پاسخ به کشته شدن چند نظامی اسرائیلی بود.

سایت «نورنیوز»، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، درباره لغو این نشست نوشت: «بیش از آن‌که این موضوع را یک شکست دیپلماتیک بدانیم، باید بخشی از نبردی بزرگ‌تر بر سر شکل آینده نظم منطقه‌ای تلقی کنیم.»

این سایت اشاره کرد تاریخ مذاکرات بزرگ بین‌المللی نشان می‌دهد که دشوارترین مرحله، مرحله پس از دستیابی به توافقات اولیه است؛ جایی که طرف‌ها باید تعهدات کلی را به سازوکارهای اجرایی، زمان‌بندی‌های مشخص و تضمین‌های قابل سنجش تبدیل کنند.

آزادسازی پول به شرط خرید کالاهای آمریکایی

برخی ناظران عنوان کردند متن اولیه تفاهم‌نامه ۱۴ بندی به نحوی تدوین شده که هر طرفی روایت خودش را داشته باشد. احتمالاً به همین دلیل است که مقامات جمهوری اسلامی به استناد این مفاد ادعای پیروزی می‌کنند، اما شروط مقررشده برای حاکمان تهران بسیار سخت به نظر می‌رسد.

وال‌استریت ژورنال گزارش داد که بر اساس توافق، جمهوری اسلامی به شش میلیارد دلار از منابع مالی مسدودشده خود در قطر برای واردات اقلام انسان‌دوستانه و کالاهای غیرتحریمی از آمریکا دسترسی خواهد داشت.

به گفته یک دیپلمات آگاه از جزئیات توافق، این منابع مالی به‌صورت مرحله‌ای آزاد خواهد شد و تنها برای «خرید کالاهای آمریکایی» قابل استفاده خواهد بود.

ضمن آن‌که آزادسازی این منابع مشروط به بازگشایی تنگه هرمز و پیشرفت مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی است.

یک مقام آمریکایی به این رسانه گفته است در جریان مذاکرات نهایی، بخشی از دارایی‌های مسدودشده آزاد خواهد شد، مشروط بر آن‌که جمهوری اسلامی «رفتار مناسبی» از خود نشان دهد.

در داخل آمریکا، ترامپ برای «تفاهم» با جمهوری اسلامی به‌شدت زیر فشار قرار دارد.

جان کورنین سناتور جمهوری‌خواه تگزاس، می‌گوید: «گرچه در عملیات علیه ایران دستاوردهای مهمی حاصل شده، اما نگرانم بعدها به این مقطع نگاه کنیم و آن را فرصتی از دست‌رفته بدانیم؛ زیرا هیچ چیز مانع از آن نمی‌شود که رژیم ایران هر زمان بخواهد دوباره تنگه هرمز را مسدود کند.»

برخی منتقدان می‌گویند در این تفاهم «هیچ الزام مشخصی درباره سلاح هسته‌ای وجود ندارد.»

سناتورها همچنین از این موضوع انتقاد کردند که تفاهم‌نامه، ایران را ملزم به نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالا نمی‌کند و هیچ سازوکار مشخصی برای جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح هسته‌ای در آینده ارائه نمی‌دهد؛ در حالی که این مسئله یکی از اهداف اصلی ترامپ اعلام شده بود.

در عوض، تفاهم‌نامه صرفاً تصریح می‌کند که ایران تعهد قبلی خود مبنی بر عدم پیگیری ساخت سلاح هسته‌ای را تأیید کرده و درباره سرنوشت ذخایر هسته‌ای خود مذاکره خواهد کرد.

اسرائیل جایی در تفاهم‌نامه ندارد

جمهوری اسلامی علاوه بر آمریکا با اسرائیل نیز در جنگ بود، اما در تفاهم‌نامه هیچ اشاره‌ای به منافع اسرائیل نشده است. اصلاً مشخص نیست جایگاه اسرائیل در این تفاهم چیست؛ کشوری که ۴۷ سال است با تهدیدی وجودی از سوی جمهوری اسلامی، حزب‌الله و حماس روبرو بوده است. بر همین اساس نیز بنیامین نتانیاهو تأکید کرد که برای تأمین امنیت اسرائیل پایبند این تفاهم نیست. چرا باید «حزب‌الله» و «لبنان» بخشی از تفاهم‌نامه آمریکا و جمهوری اسلامی باشد؟ «پایان دادن به جنگ در همه جبهه‌ها» که بخشی از متن تفاهم است، دقیقا نادیده گرفتن امنیت اسرائیل است، که بعید است ترامپ خواهان آن باشد، بنابراین تفسیر دیگر این است که راهی برای پایان دادن به حمایت رژیم ایران از نیابتی‌ها پیدا شود که بعید است حاکمان تهران آن را بپذیرند.

خبرگزاری «رویترز» می‌نویسد تفاهم اولیه برای پایان دادن به جنگ، حاوی یک پارادوکس گزنده است: اقدام برای ترغیب ایران به پایبندی، ممکن است سپاه پاسداران را تقویت کند.

به نوشته رویترز، اگر این تفاهم راه را برای آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های ایران و بازگشت سرمایه‌گذاری خارجی به اقتصاد کشور باز کند، سپاه پاسداران در موقعیتی قرار خواهد گرفت که احتمالاً یکی از بزرگ‌ترین برندگان این توافق باشد.

ترامپ همچنین گفته است که ایالات متحده هیچ پولی در اختیار ایران قرار نخواهد داد. این موضوع برای رئیس‌جمهور آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد، چون او بارها از پرداخت مبلغ یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار توسط دولت باراک اوباما به ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی انتقاد کرده است.

این‌که آیا تفاهم‌نامه‌ای که ترامپ و پزشکیان امضا کرده‌اند به یک توافق نهایی منجر خواهد شد یا خیر، هنوز مشخص نیست. برخی تحلیلگران می‌گویند این تفاهم صرفاً برای کنترل موقت اوضاع و جلوگیری از تشدید درگیری‌ها به‌صورت مقطعی تنظیم شده و کاربردی فراتر از این ندارد.

سندی با مفاد مبهم و غیراصولی

سندی که ترامپ و پزشکیان امضا کرده‌اند آنقدر مبهم و غیراصولی است که از همان بدو انتشار فاقد ارزش بود. هرچند ترامپ امضای این تفاهم‌نامه را برای خود دستاورد بزرگ می‌داند اما از حرف‌های خودش پیداست که تضمینی برای اجرای آن نمی‌بیند زیرا مدام تهدید می‌کند در صورت عدم پایبندی جمهوری اسلامی به توافق، حملات را از سر می‌گیرد. هزاران نیروی نظامی آمریکا همچنان در منطقه حضور دارند.

در یکی از بندها روی رقیق‌سازی اورانیوم در خاک ایران تحت نظارت بازرسان آژانس تاکید شده است. اگر قرار بود حکومت رقیق‌سازی ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم را بپذیرد، قبل از جنگ وقتی شرایط بهتر بود می‌پذیرفت.

در همین حال، درگیری‌های داخلی بر سر تفاهم با آمریکا بیشتر شده است. مخالفان داخلی توافق می‌گویند ترامپ با این تفاهم‌نامه تدارکات جنگ بعدی را مهیا می‌کند. نشانه‌های اختلاف در میان جریان اصلی قدرت و همچنین در سپاه پاسداران بر سر توافق احتمالی نیز آشکار شده و حتی به خیابان‌ها کشیده شده است؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد به درگیری میان حامیان حکومت انجامیده است.

نشانه‌ها حاکی از آن است که نمی‌توان چندان روی «تفاهم‌نامه» ترامپ و پزشکیان حساب باز کرد.

برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 11 جولای 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا