آرشاک شجاعی
یک توضیح: در این یادداشتها، اولویت همواره پرداختن به ایران و سرنوشت مردم سرزمین مان بوده و خواهد بود. اما گاه رخدادی در نقطهای دیگر از جهان روی میدهد که آثار آن میتواند از مرزهای جغرافیایی خود فراتر رود و بر معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی جهان، و در نتیجه بر ایران، نیز اثر بگذارد. بحران اخیر مهاجرت در مرزهای جنوبی اسپانیا از همین جنس است؛ رخدادی که شاید در نگاه نخست صرفاً یک مسئله داخلی یا اروپایی به نظر برسد، اما میتواند مسیر سیاست اروپا، آرایش نیروهای سیاسی این قاره و حتی نحوه مواجهه آن با بحرانهای بینالمللی را دستخوش تغییر کند. از همین رو، یادداشت این هفته به بررسی این رویداد و پیامدهای احتمالی آن اختصاص یافته است.
***
گاه یک نقطهء کوچک روی نقشه، سرنوشت یک قاره را تحت تأثیر قرار میدهد. «سئوتا» یکی از همان نقاط است؛ شهری که شاید بسیاری از مردم جهان حتی نام آن را نشنیده باشند، اما امروز به یکی از مهمترین گرههای ژئوپلیتیکی اروپا تبدیل شده است.
در روزهای اخیر، ورود هزاران مهاجر از مراکش به سئوتا، بار دیگر بحران مهاجرت را به صدر اخبار اروپا بازگرداند. اما برای فهم این رویداد، ابتدا باید جغرافیای آن را شناخت.
سئوتا و ملیله دو شهر خودمختار اسپانیا هستند که برخلاف تصور عمومی، در خاک اروپا قرار ندارند، بلکه در شمال قارهء آفریقا و در همسایگی مراکش واقع شدهاند. از نظر حقوقی، این دو شهر بخشی از پادشاهی اسپانیا و مرز خارجی اتحادیهء اروپا به شمار میروند، اما از نظر جغرافیایی، مرز زمینی مستقیمی با مراکش دارند. همین ویژگی سبب شده است که این دو شهر، به یکی از حساسترین دروازههای ورود به اروپا تبدیل شوند.
بسیاری از مهاجران از مرز زمینی عبور میکنند و برخی دیگر با شنا یا قایقهای کوچک خود را به سواحل سئوتا میرسانند. اما نکته مهم آن است که مقصد نهایی بخش بزرگی از این افراد، خود اسپانیا نیست. آنان اسپانیا را پلی برای رسیدن به فرانسه، آلمان، هلند، بلژیک و کشورهای شمال اروپا میبینند؛ کشورهایی که از نظر اقتصادی، فرصتهای بیشتری برای زندگی و اشتغال فراهم میکنند. همین واقعیت، بحران سئوتا را از یک مسئله صرفاً اسپانیایی، به بحرانی اروپایی تبدیل کرده است.
بحرانی که سالها در حال شکلگیری بود
آنچه امروز در مرزهای جنوبی اروپا مشاهده میکنیم، یک حادثه ناگهانی نیست. این بحران حاصل سالها انباشت مشکلات در خاورمیانه، آفریقا و حتی بخشی از آسیاست؛ از جنگ و بیثباتی سیاسی گرفته تا فقر، بیکاری، رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی و گسترش شبکههای قاچاق انسان.
در چنین شرایطی، هرگاه کنترل مرزها تضعیف شود یا این تصور ایجاد گردد که ورود به اروپا آسانتر شده است، موجهای تازهای از مهاجرت شکل میگیرد.اروپا امروز نه با یک بحران مقطعی، بلکه با پدیدهای ساختاری روبهرو است؛ پدیدهای که احتمالاً در سالهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.
دو نگاه متفاوت به مهاجرت
در فضای سیاسی اروپا، دو دیدگاه اصلی درباره مهاجرت وجود دارد. گروهی بر مسئولیتهای انسانی، حقوق پناهجویان و تعهدات بینالمللی تأکید میکنند و معتقدند اروپا نباید ارزشهای انسانی خود را قربانی نگرانیهای سیاسی کند.
در مقابل، گروهی دیگر هشدار میدهند که هیچ کشوری بدون کنترل مؤثر مرزها، قادر به حفظ امنیت، انسجام اجتماعی و اعتماد شهروندان نخواهد بود. از نگاه آنان، مهاجرت غیرقانونی اگر مدیریت نشود، میتواند فشار سنگینی بر خدمات عمومی، بازار کار، نظام رفاهی و امنیت داخلی وارد کند.
واقعیت آن است که هر دو دیدگاه بخشی از حقیقت را بیان میکنند و چالش اصلی، یافتن تعادلی میان این دو است.
اسپانیا در مرکز طوفان
دولت سوسیالیست اسپانیا اکنون در یکی از دشوارترین آزمونهای خود قرار گرفته است. منتقدان این دولت معتقدند که سیاستهای مهاجرتی آن، بیش از اندازه انعطافپذیر بوده و این پیام را منتقل کرده که رسیدن به اروپا آسانتر شده است.
در مقابل، دولت اسپانیا تأکید میکند که عوامل اصلی این بحران، فعالیت شبکههای قاچاق انسان، شرایط اقتصادی کشورهای مبدأ و تحولات منطقهای است و هیچ دولت اروپایی به تنهایی قادر به حل این مسئله نیست. صرفنظر از اینکه کدام روایت به واقعیت نزدیکتر باشد، یک نکته روشن است: مهاجرت اکنون به یکی از تعیینکنندهترین موضوعات سیاست داخلی اسپانیا تبدیل شده است.
آیا دولت سوسیالیست سقوط خواهد کرد؟
پاسخ علمی و منصفانه این است که هیچ تحلیلگری نمیتواند چنین آیندهای را با قطعیت پیشبینی کند. سرنوشت هر دولت به مجموعهای از عوامل بستگی دارد؛ از وضعیت اقتصاد، نرخ تورم، اشتغال و محبوبیت عمومی گرفته تا ائتلافهای پارلمانی و عملکرد احزاب رقیب.
اما اگر بحران مهاجرت ادامه پیدا کند و شهروندان احساس کنند دولت کنترل مؤثری بر مرزها ندارد، احتمال افزایش حمایت از احزاب مخالف وجود خواهد داشت. تجربه ایتالیا، هلند، فرانسه، آلمان و چند کشور دیگر نشان میدهد که مسئله مهاجرت میتواند آرایش سیاسی اروپا را به سرعت دگرگون کند.
آیا «شنگن» در خطر است؟
برخی تصور میکنند ادامهء این بحران به فروپاشی پیمان شنگن خواهد انجامید، اما چنین نتیجهای در حال حاضر محتمل نیست. سناریوی واقعبینانهتر آن است که کشورهای اروپایی کنترلهای مرزی را افزایش دهند، قوانین پناهندگی را سختگیرانهتر کنند، همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی را گسترش دهند و از آژانس مرزبانی اتحادیه اروپا (Frontex) برای حفاظت از مرزهای خارجی استفاده بیشتری کنند. به بیان دیگر، احتمال اصلاح شنگن بسیار بیشتر از فروپاشی آن است.
اروپا در برابر یک انتخاب تاریخی
بحران سئوتا تنها دربارهء چند هزار مهاجر نیست. این بحران، آزمونی برای آیندهء دموکراسی اروپاست؛ آزمونی که در آن باید میان ارزشهای انسانی، امنیت ملی، حاکمیت قانون و ظرفیت اقتصادی، تعادلی پایدار برقرار شود. اگر اروپا تنها به انساندوستی بیندیشد و از امنیت غفلت کند، اعتماد عمومی آسیب خواهد دید. و اگر تنها امنیت را ببیند و کرامت انسان را نادیده بگیرد، یکی از مهمترین ارزشهایی را که پس از جنگ جهانی دوم بر پایهء آن بنا شده است، از دست خواهد داد.
آیندهء اروپا نه در حذف یکی از این دو اصل، بلکه در یافتن تعادلی هوشمندانه میان آزادی، قانون، امنیت و مسئولیت انسانی رقم خواهد خورد. شاید به همین دلیل است که بحران امروز سئوتا، تنها یک بحران مرزی نیست؛ بلکه آینهای است که آیندهء سیاسی اروپا را پیش روی ما قرار داده است.
برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 3 اگوست 2026

