شامگاه ۱۶ مرداد، آتش سال نو دیلمی در کوهپایههای البرز روشن میشود تا بخشی از مردم این مناطق برای استقبال از آیینی کهن در روز بعد آماده شوند. سال نو گاهشماری دیلمی، که در نواحی کوهستانی گیلان و بخشهایی از البرز رواج داشته است، ۱۷ مرداد است و امسال، با افروختن آتش «نوروزبَل»، سال ۱۶۰۰ دیلمی فرا میرسد.
گاهشماری دیلمی که از آن با نام گالشی (گاوبانان) نیز یاد میشود، میان جوامع کوهستانی گیلان و نواحی پیرامون این منطقه کاربرد داشته است. زمانبندی بسیاری از فعالیتهای معیشتی، از دامداری و کوچ گرفته تا کشاورزی و پرداخت باج و خراج سالانه، با ماهها و فصلهای این تقویم ارتباط داشت. روایتها و پژوهشهای محلی گستره استفاده از آن را از کوهستانهای گیلان، دیلمان و املش تا بخشهایی از غرب مازندران و نواحی البرز نشان میدهند.
در این گاهشماری، سال نه در نخستین روز بهار و «نوروز سلطانی»، بلکه در میانه تابستان نو میشود. آخرین روز «اسپندارما» پایان سال است و با آغاز «نوروزما»، سال تازه شروع میشود. در همین زمان آتش نوروزی یا «نوروزبل» افروخته میشود. «بَل» و صورتهای نزدیک به آن در شماری از گویشهای حوزه جنوبی دریای مازندران و البرز با آتش و افروختن آن پیوند دارند و «نوروزبل» نیز به آتش یا شعله نوروزی اشاره دارد.
ماههای این تقویم، با تفاوتهایی در تلفظ و ثبت محلی، عبارتاند از: نوروزما، کورچما، اریهما، تیرما، مردالما، شریرما، امیرما، آولما، سیاما، دیاما، ورفنهما و اسپندارما.
در دو دهه گذشته، این جشن در گیلان پررونقتر از پیش برگزار شده است. با تلاش فعالان فرهنگی استان، گاهشماری گیلانی یا دیلمی و آیین نوروز گیلانی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ملی ایران به ثبت رسیدهاند. اجرای بازیهای محلی، پخت نان و غذاهای بومی، و گردهمایی مردم نیز به این آیین جلوهای اجتماعی داده است.
ساختار یک گاهشماری کهن
سال دیلمی از ۱۲ ماه سیروزه تشکیل میشود که در مجموع ۳۶۰ روز است. پنج روز اضافی موسوم به «پنجیک» پس از ماه هشتم، یعنی «آولما»، قرار میگیرد و سال را به ۳۶۵ روز میرساند. در صورتهای امروزی این گاهشماری، برای تنظیم کبیسه، روز دیگری نیز با نامهایی چون «ویشک» به آن افزوده میشود.
ساختار ۱۲ ماه سیروزه بهاضافه پنج روز خارج از ماهها، فقط مختص گاهشماری دیلمی نیست و در چند سنت گاهشماری کهن منطقه دیده میشود. تقویم زرتشتی نیز ۱۲ ماه سیروزه و پنج روز افزوده داشت. نمونهای مشابه همچنان در تقویم مندایی دیده میشود که سال عادی آن از ۱۲ ماه سیروزه و پنج روز افزوده تشکیل شده است. در سرزمین تاریخی طبرستان (تبرستان) نیز از همین ساختار ۱۲ ماه سیروزه و پنج روز اضافی پیروی میکردند.
پژوهشگرانی چون عبدالرحمان عمادی رسم شمارش سال و تعیین مبدا آن را امری معاصر میخواندند، برخی نیز این سالشماری را با دوره پادشاهی قباد ساسانی و فرمانروایی کیوس در طبرستان مرتبط دانستهاند. نصرااله هومند در کتاب «گاهشماری باستانی مردمان گيلان و مازندران» تلاش کردهاست محاسبههای تقویمی آن را مستند کند.
شباهت میان تقویمهای محلی جنوب دریای مازندران توجه پژوهشگران تاریخ گاهشماری را نیز جلب کرده است. پژوهشی که در نشریه «پژوهشهای علوم تاریخی» منتشر شده است، این گاهشماریهای محلی را در ارتباط با سنت تقویم فُرس یا یزدگردی بررسی میکند، نظامی که در متون دوره اسلامی با عنوانهایی مانند «تاریخ فرس» و «تاریخ یزدگردی» شناخته میشد.
در تقویم یزدگردی نیز سال از ۱۲ ماه سیروزه و پنج روز افزوده تشکیل میشد. یکی از مسائل مهم این تقویم، شیوه کبیسهگیری بود. اگر روزهای اضافی برای جبران کسری سال خورشیدی بهطور منظم اعمال نمیشد، تقویم بهتدریج نسبت به فصلها جابهجا میشد و نوروز از اعتدال بهاری فاصله میگرفت.
بررسی منابع تاریخی نشان میدهد صورتهایی از این سنت گاهشماری پس از دوره ساسانی نیز در مناطق مختلف دوام آورد. نواحی جنوبی دریای مازندران از مهمترین مناطقیاند که گونههای محلی چنین تقویمهایی در آنها تا دوران معاصر ثبت شدهاند. در نوشتههای تاریخی محلی گیلان و مازندران نیز از «تقویم فرس» یاد شده است.
با این حال، درباره منشا دقیق تقویم دیلمی، تعیین مبدا و چگونگی رسیدن آن به شکل کنونی، میان پژوهشگران و روایتهای محلی اتفاق نظر کامل وجود ندارد. بخشی از اطلاعات موجود از متون تاریخی و مطالعات گاهشماری و بخش دیگری از پژوهشهای مردمنگارانه و روایتهای شفاهی جوامع محلی به دست آمده استــ حوزهای که همچنان به پژوهشهای گستردهتر نیاز دارد.
از تقویمهای محلی تا تقویم خیامی
ایران در طول تاریخ فقط یک نوع گاهشماری نداشته است. امروز، هجری خورشیدی تقویم رسمی کشور است، هجری قمری برای تعیین مناسبتهای مذهبی اسلامی به کار میرود و تقویم میلادی نیز در ارتباطات بینالمللی کاربرد دارد. تقویم هجری خورشیدی کنونی ایران در دوره معاصر شکل قانونی امروز را پیدا کرد و در سال ۱۳۰۴ خورشیدی، بهطور رسمی تصویب شد. مبدا شمارش سالها هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه است، اما ساختار سال خورشیدی است و نوروز در آغاز بهار قرار دارد. شش ماه نخست ۳۱ روز، پنج ماه بعد ۳۰ روز و اسفند ۲۹ روز دارد که در سال کبیسه به ۳۰ روز میرسد.
تقویم رسمی امروز ایران با سنت طولانی محاسبه سال خورشیدی در ایران پیوند دارد. تقویم جلالی در دوره جلالالدین ملکشاه سلجوقی و در سده پنجم هجری قمری، با کار گروهی از منجمان که عمر خیام نیشابوری مشهورترین آنان است، تنظیم شد. یکی از مهمترین ویژگیهای این گاهشماری، قرار دادن آغاز سال در اعتدال بهاری و هماهنگ نگه داشتن نوروز با گردش واقعی فصلها بود.
در کنار تقویم رسمی و اصلاحشده جلالی، گاهشماریهای کهنی که با برداشت محصول، دامداری، کوچ و زندگی روستایی پیوند داشتند، همچنان بخشی از تنوع فرهنگی ایران را شکل میدهند.
بازآفرینی نوروزبل نیز در سالهای اخیر از محدوده سنتی محلی فراتر رفته است. گردشگران برای شرکت در این جشن به ارتفاعات دیلمان، املش و دیگر مناطق کوهستانی گیلان میروند، که در میانه تابستان هوایی مطبوع دارند.
ممکن است همه اجزای مراسم امروزی را نتوان با قطعیت به سنتهای باستانی نسبت داد، زیرا بسیاری از جزئیات در منابع تاریخی ثبت نشدهاند. با این حال، احیای این آیین فرصتی فراهم کرده است تا موسیقی، بازیهای محلی، خوراکهای بومی و دیگر سنتهای منطقه بار دیگر کنار یکدیگر دیده شوند.
برگرفته ای از سایت ایندیپندنت فارسی، 10 اگوست 2026

