حکمت شمارش معکوس برای سقوط؟

آرشاک شجاعی
در روزهای گذشته، ویدئویی از دیوید کیز، مشاور و سخنگوی پیشین بنیامین نتانیاهو، به‌سرعت در رسانه‌های فارسی ‌زبان دست‌به‌دست شد. کیز با لحنی قاطع اعلام می‌کند: «رژیم اسلامی دو هفته و سه روز و شش ساعت و چهارده دقیقه دیگر سقوط خواهد کرد.»

دقت عجیب این شمارش معکوس، سابقهء سیاسی گوینده، و نزدیکی پیشین او به دفتر نخست‌وزیری اسرائیل، طبیعی است که این پرسش را ایجاد کند: آیا کیز از برنامه‌ای محرمانه خبر دارد؟ آیا عملیات بزرگی در راه است؟ یا با یک بلوف سیاسی و جنگ روانی روبه‌رو هستیم؟

پیش از هر تحلیلی، باید به نکته‌ای مهم توجه کرد: این ویدئو تازه نیست. همین تصاویر و همین عبارت دقیق، دست‌کم از ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ در فضای مجازی منتشر شده بود. بنابراین عدد اعلام‌شده نمی‌تواند حاصل یک ارزیابی اطلاعاتی تازه یا زمان‌بندی جدید عملیاتی باشد. پیش‌بینی لفظی آن نیز در آن زمان محقق نشد. پست تازه کیز در سپتامبر ۲۰۲۶، در واقع بازنشر یک پیام قدیمی در شرایط سیاسی جدید است.

همین موضوع تا حد زیادی ماهیت این شمارش معکوس را روشن می‌کند. دیوید کیز یک مقام کنونی اطلاعاتی یا نظامی نیست. او پیش از هر چیز متخصص ارتباطات سیاسی، تولید پیام و استفاده از شبکه‌های اجتماعی است. کسی با چنین سابقه‌ای به‌خوبی می‌داند که عبارت «رژیم اسلامی ممکن است در آینده سقوط کند» توجه چندانی جلب نمی‌کند؛ اما اعلام سقوط تا هفته و روز و دقیقه، میلیون‌ها نفر را وادار می‌کند ویدئو را ببینند و درباره آن بحث کنند.

با این حال، قدیمی‌بودن ویدئو به این معنا نیست که پشت آن هیچ واقعیتی وجود ندارد. نتانیاهو در سوم سپتامبر آشکارا گفت که برطرف‌کردن تهدید رژیم اسلامی و سرنگونی حکومت ایران، هدف اصلی باقی‌مانده اسرائیل است. یک مقام ارشد سابق موساد نیز از وجود طرحی چندمرحله‌ای برای تضعیف و نهایتاً کنار زدن حکومت سخن گفته است؛ هرچند تأکید کرده که این برنامه متوقف شده و نمی‌توان پیش‌بینی کرد سقوط حکومت شش ماه دیگر اتفاق می‌افتد یا سه سال دیگر.

بنابراین باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: «وجود اراده و برنامه برای تضعیف رژیم اسلامی» و «توانایی تعیین زمان دقیق سقوط آن».

ممکن است یک دولت ساعت آغاز حمله‌ای نظامی را از پیش تعیین کند، اما سقوط یک حکومت را نمی‌توان تا دقیقه برنامه‌ریزی کرد. فروپاشی سیاسی فقط به حملات خارجی وابسته نیست؛ شکاف در ساختار قدرت، نافرمانی نیروهای امنیتی، اعتصاب‌های سراسری، حضور پایدار مردم در خیابان، فرار یا جدایی مقامات و وجود یک آلترناتیو قابل اعتماد نیز در آن نقش دارند. هیچ سازمان اطلاعاتی نمی‌تواند واکنش همه این عوامل را تا ساعت و دقیقه تضمین کند.

نکته جالب‌تر، تفاوت آشکار میان زمان‌بندی‌هایی است که از سوی چهره‌های مختلف مطرح می‌شود. دیوید کیز از چند هفته سخن می‌گوید و اگر شمارش او را از زمان انتشار پست تازه محاسبه کنیم، به حوالی سوم اکتبر می‌رسیم. در مقابل، دونالد ترامپ گفته است جنگ با ایران احتمالاً بلافاصله پس از انتخابات میان ‌دوره‌ای سوم نوامبر پایان خواهد یافت؛ زیرا حکومت ایران دیگر توان ادامه‌ دادن ندارد. مقام پیشین موساد نیز بازه‌ای میان شش ماه تا سه سال را مطرح می‌کند.

پس ما با یک تقویم عملیاتی واحد روبه‌رو نیستیم؛ با سه هفته و سه روز و سه ساعت و سه روایت سیاسی متفاوت مواجهیم.

کیز می‌کوشد هیجان ایجاد کند، حامیان حکومت را دچار تردید سازد و مخالفان را به حرکت تشویق کند. ترامپ، پایان جنگ را به انتخابات داخلی آمریکا و فشار اقتصادی ناشی از افزایش قیمت انرژی پیوند می‌زند. مقام سابق موساد نیز از منظر یک برنامه بلندمدت اطلاعاتی و چندمرحله‌ای سخن می‌گوید.

حتی ترامپ پس از پیش‌بینی پایان جنگ در ماه نوامبر اعلام کرد هنوز درباره ازسرگیری حملات گسترده و آنچه «نابودکردن حکومت ایران» نامید، تصمیم بزرگی در پیش دارد. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید تصمیم نهایی هنوز گرفته نشده، چگونه می‌توان پذیرفت که یک سخنگوی سابق، تاریخ دقیق سقوط را تا دقیقه می‌داند؟

این تناقض‌ها الزاماً به معنای نبود برنامه نیستند. دولت‌ها معمولاً تمام تصمیم‌ها، گزینه‌ها و عملیات خود را علنی نمی‌کنند. ممکن است طرح‌هایی برای هدف‌گرفتن مراکز فرماندهی، تشدید فشار اقتصادی، ایجاد شکاف در ساختار قدرت یا حمایت از حرکت‌های داخلی وجود داشته باشد. اما وجود چنین طرح‌هایی، موفقیت قطعی یا زمان دقیق نتیجه نهایی را تضمین نمی‌کند.

اما آسیب اصلی از جایی آغاز می‌شود که جامعهء ایران، به‌جای بررسی واقعیت‌های داخل کشور، چشم به تقویم‌هایی بدوزد که در واشنگتن، تل‌آویو یا شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند. مردم ایران بارها جمله‌هایی مانند «کمک در راه است»، «به خیابان بیایید» و «کار حکومت تمام شده» را شنیده‌اند. تکرار وعده‌هایی که به نتیجه نمی‌رسند، نه‌ تنها امید ایجاد نمی‌کند، بلکه به بی‌اعتمادی و سرخوردگی بیشتر می‌انجامد.

رژیم اسلامی امروز با فشارهای سنگین نظامی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبه‌روست و احتمال ورود آن به مرحله‌ای خطرناک از بی‌ثباتی را نمی‌توان نادیده گرفت. اما سقوط زمانی به یک احتمال جدی و نزدیک تبدیل می‌شود که فشار خارجی با شکاف درونی، نافرمانی دستگاه سرکوب، حضور سازمان‌یافته مردم و آلترناتیوی برخوردار از اعتماد عمومی به یکدیگر متصل شوند.

شاید پشت سخنان دیوید کیز بخشی از یک جنگ روانی حساب‌شده و حتی نشانه‌ای از ارادهء واقعی برای پایان‌دادن به تهدید رژیم اسلامی وجود داشته باشد؛ اما شمارش معکوس او را نباید با گزارش اطلاعاتی یا وعده قطعی اشتباه گرفت.

می‌توان زمان آغاز یک حمله را تعیین کرد، اما ساعت سقوط یک حکومت را نمی‌توان از پیش نوشت. هیچ ملتی نیز تنها با شمارش معکوس دیگران آزاد نمی‌شود.

برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 21 سپتامبر 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا