آرشاک شجاعی
چرا حکومتی باید از گردآمدن مردم در کنار آرامگاه مردی که بیش از بیستوپنج قرن پیش زیسته نگران شود؟ این پرسش، ما را از تاریخ باستان به مسئلهای در زندگی امروز میرساند: حق مردم برای شناختن خود و انتخاب سرچشمههای هویت شان. در روزگاری که قدرت سیاسی میکوشد تعریف ایرانی بودن را با باورهای رسمی خود هماهنگ کند، نام کوروش یادآور حقیقتی ساده است: ایران پیش از این حکومت وجود داشته و پس از آن نیز خواهد ماند.
برای بسیاری از ایرانیان، کوروش نشانهای از تداوم تاریخی است؛ پیوندی با گذشتهای که به آنان احساس ریشه داشتن میدهد. انسانی که امروز با تحقیر، تبعیض یا بیاعتباری نهادهای کشورش روبهروست، در این گذشته امکانی برای بازیافتن عزتنفس میبیند. او میخواهد به یاد بیاورد که سرزمین اش فقط مجموعهء بحرانهای کنونی نیست؛ تاریخی دارد که میتوان آن را شناخت، دربارهاش اندیشید و از تجربههایش آموخت.
افتخار به گذشته، هنگامی ارزشمند است که مسئولیت امروز را سنگینتر کند. شکوه یک تمدن، جای خالی آزادی و عدالت را پر نمیکند. نمیتوان از بزرگی کوروش سخن گفت و به کوچکشمردن انسانها در جامعه خود بیاعتنا ماند. معنای زنده این افتخار آن است که بپرسیم: ما با میراثی که به آن میبالیم چه میکنیم و چه چیزی برای آیندگان باقی میگذاریم؟
جاذبه کوروش در حافظه امروز ایرانیان، تنها به کشورگشایی و قدرت سیاسی او مربوط نیست. تصویری که از او با مدارا، پذیرش تفاوتها و تدبیر در فرمانروایی پیوند خورده، برای جامعهای گرفتار اجبار معنایی ویژه دارد. این تصویر، زمینهای برای سنجیدن قدرت فراهم میکند: آیا حکومت برای آسایش مردم است؟ آیا تفاوت در باور و شیوه زندگی باید به محرومیت بینجامد؟ آیا میتوان یک کشور را دوست داشت و از ایدئولوژی حاکم بر آن پیروی نکرد؟
برای طرح این پرسشها، نیازی به ساختن چهرهای بیخطا از کوروش نداریم. او فرمانروای جهان باستان بود و باید در شرایط همان جهان شناخته شود. نسبتدادن همه ارزشهای دموکراتیک امروز به او، یا بازنشر سخنان بیسند به نامش، شناخت تاریخی ما را ضعیف میکند. احترام ماندگار از آگاهی میآید؛ از توانایی دیدن دستاوردها در کنار محدودیتها. میراثی که به آن اطمینان داریم، باید بتواند موضوع پرسش و پژوهش نیز باشد.
در دوران جمهوری اسلامی، رجوع به کوروش برای بخشی از جامعه معنایی فراتر از علاقه تاریخی یافته است. هنگامی که وفاداری به حکومت و پذیرش قرائت رسمی دین، معیار ارزشگذاری شهروندان میشود، مردم به نشانههایی روی میآورند که تعلقشان را مستقل از قدرت بیان کند. نام کوروش در چنین فضایی میتواند زبان این خواسته باشد: ایرانیبودن من به تأیید سیاسی و مذهبی شما وابسته نیست. برخورد امنیتی با تجمع پاسارگاد در سال ۱۳۹۵، نمونهای از همین تعارض بود. گردهمایی در کنار یک آرامگاه تاریخی، به موضوع بازداشت و اتهام تبدیل شد. این واقعه نشان داد که اختلاف، تنها بر سر تفسیر گذشته نیست؛ بر سر اختیار مردم در بیان تعلق ملی نیز هست. حکومتی که از چنین حضوری احساس خطر کند، باید نسبت خود را با جامعه بازبینی کند، نه اینکه حق جامعه را محدود سازد.
بااینحال، هویت ایرانی زمانی مایه همبستگی است که همه ایرانیان در آن جای داشته باشند. کرد و بلوچ، ترک و ترکمن، عرب و فارس و دیگر مردمان این سرزمین، با زبانها و باورهای گوناگون، در ساختن ایران سهم دارند. کوروش نمیتواند نماد مدارا باشد و همزمان نامش وسیله تحقیر قومی یا مذهبی شود. نقد حکومت دینی نیز نباید به نفی حق شهروندان دیندار بینجامد. آزادی، وقتی معنا دارد که شامل دیگری هم بشود. همچنین هیچ جریان سیاسی نمیتواند کوروش را ملک اختصاصی خود بداند. احترام به یک فرمانروای باستانی، بهخودیخود شکل حکومت آینده را تعیین نمیکند. آن انتخاب به شهروندان امروز و رأی آزاد آنان تعلق دارد. میراث مشترک باید امکان گفتوگو را بیشتر کند؛ تبدیلکردن آن به ابزار حذف مخالف، از ظرفیت ملیاش میکاهد.
وقتی گفته میشود میراث کوروش «در خون ایرانیان جاری است»، میتوان در این تعبیر، شدت یک دلبستگی فرهنگی را شنید. این پیوند در خاطره، آموزش، زبان و تجربه مشترک شکل میگیرد. برای بسیاری، کوروش نام آرزویی است که هنوز تحقق نیافته: ایرانی سربلند که مردمش در آن محترم باشند. همین آرزوست که یک نام تاریخی را از صفحات کتاب به زندگی روزمره میآورد.
دفاع از این تعلق گاه هزینه داشته است؛ اما هیچکس نباید برای بزرگداشت تاریخ کشورش، آزادی یا جان خود را در خطر ببیند. ارزش شجاعت کسانی که زیر فشار از هویت و حقوقشان دفاع میکنند، ما را به مسئولیتی روشن فرامیخواند: ساختن جامعهای که در آن چنین هزینهای به انسان تحمیل نشود. پاسداشت میراث، با حرمت زندگی معنا مییابد.
روز کوروش فرصتی است تا از خود بپرسیم سهم ما در ادامه این تاریخ چیست. حفاظت از پاسارگاد، شناخت درست گذشته و مقاومت در برابر تحریف، بخشی از پاسخ است. بخش دیگر در رفتار امروز ما آشکار میشود: در احترام به مخالف، دفاع از حقوق برابر و مسئولیت نسبت به سرزمینی که خانه مشترک ماست.
کوروش زمانی در زندگی ما حضور دارد که افتخار به گذشته، به تعهد برای ساختن ایرانی آزاد, آباد، سکولار و شایسته انسان تبدیل شود.
برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 4 نوامبر 2026

