باغ ایلچی تهران؛ از قتل گریبایدوف تا تخریب آخرین بقایای یک میراث قاجاری

صبح روز یازدهم فوریۀ ۱۸۲۹ میلادی (۲۲ بهمن ۱۲۰۷ هجری شمسی)، جمعیتی خشمگین از مسجد جامع تهران به‌سوی اقامتگاه الکساندر گریبایدوف، وزیرمختار روسیۀ تزاری، واقع در جنوب بازار تهران حرکت کردند. ساختمان محل اقامت گریبایدوف عمارتی بزرگ متعلق به محمدخان زنبورکچی‌باشی بود که با چندین حیاط، تالار و اتاق‌های متعدد برای اسکان وزیرمختار روسیه و همراهانش، اختصاص یافته بود.

معترضان که تحت تأثیر برخی روحانیون پرنفوذ آن زمان، از جمله میرزا مسیح استرآبادی، در مسجد گرد آمده بودند، خواستار آزادی دو زن گرجی و تحویل خزانه‌دار ارمنی‌تبار دربار بودند که به نمایندگی روسیه پناه برده بود. جمعیت هر لحظه بیشتر می‌شد و خشم معترضان که در شکست ایران از روسیه و تحقیر ناشی از عهدنامۀ ترکمانچای ریشه داشت، به نقطۀ انفجار رسیده بود.

ماجرا از چند روز قبل از حملهٔ معترضان به اقامتگاه وزیر مختار روسیه آغاز شد. از آنجا که آقا یعقوب، خواجۀ ارمنی‌تبار حرمسرای فتحعلی‌شاه، به سفارت روسیه پناه برد. همزمان الکساندر گریبایدوف با استناد به مفاد عهدنامۀ ترکمانچای، خواستار تحویل دو زن گرجی شد که به اسلام گرویده بودند و در حرمسرای اللهیارخان آصف‌الدوله، صدر اعظم فتحعلی‌شاه، زندگی می‌کردند.

آصف‌الدوله با تحویل آنان مخالفت کرد و مدعی شد که این زنان اهل گرجستان نیستند و از قلمرو عثمانی به ایران آمده‌اند و مشمول مقررات عهدنامۀ ترکمانچای نمی‌شوند. با این حال، گریبایدوف بر تحویل آنان اصرار کرد و سرانجام هر دو زن به اقامتگاه هیأت روسیه منتقل شدند.

انتشار شایعاتی مبنی بر اینکه روس‌ها قصد دارند این زنان مسلمان را به ترک دین وادار کنند، خشم معترضان را شعله‌ور کرد و به یکی از عوامل اصلی حمله به اقامتگاه وزیرمختار روسیه تبدیل شد.
سرانجام جمعیت به محوطۀ سفارت هجوم برد. مهاجمان از دروازه گذشتند و با محافظان مسلح روس درگیر شدند. آقا یعقوب و تعدادی از محافظان و مهاجمان در نخستین درگیری‌ها کشته شدند، اما حمله متوقف نشد. محافظان سفارت مدتی مقاومت کردند، اما مهاجمان بالاخره به ساختمان اصلی، جایی که گریبایدوف و همراهانش پناه گرفته بودند، رسیدند.

به نوشتۀ رابرت گرانت واتسون، مورخ بریتانیایی، در کتاب «تاریخ ایران» که سال ۱۸۶۶ (۱۲۴۵ شمسی) منتشر شد، مهاجمان پس از ناکامی در ورود به اتاقی که گریبایدوف و همراهانش آنجا مقاومت می‌کردند، بخشی از سقف ساختمان را برداشتند و با پرتاب سنگ، چوب و کلوخ از بالا، مدافعان را به خروج از اتاق واداشتند. در این هنگام، جمعیت به آنان هجوم برد و مقاومتشان را درهم شکست. گریبایدوف همراه با ده‌ها تن از کارکنان و محافظان هیأت روسیه کشته شد. ایوان مالتسوف، دبیر هیأت دیپلماتیک روسیه، تنها عضو روس هیأت بود که از این کشتار جان سالم به در برد.

مهاجمان سپس جسد گریبایدوف را از ساختمان بیرون کشیدند و در خیابان‌های تهران گرداندند. جسد او چنان آسیب دیده بود که بعدها تنها از روی نشانۀ جراحت قدیمی انگشت دستش شناسایی شد.

محل اقامت وزیر مختار روسیه در مجاورت باغ ایلچی و نزدیک دروازۀ شاه عبدالعظیم قرار داشت؛ محدوده‌ای که امروزه در حوالی خیابان مولوی و گذر تاریخی باغ ایلچی شناخته می‌شود. به همین دلیل باغ ایلچی به سبب اینکه یکی از خونین‌ترین حوادث تاریخ روابط دیپلماتیک ایران و روسیه در مجاورت آن اتفاق افتاد، از اهمیت تاریخی برخوردار شد.

سفارت بریتانیا در باغ ایلچی تهران

البته اهمیت تاریخی باغ ایلچی به ماجرای قتل گریبایدوف محدود نمی‌شد. این باغ پیش از آن حادثه نیز محل استقرار نخستین نمایندگی دائمی بریتانیا در تهران بود. در سال ۱۸۱۱ (۱۱۹۰ شمسی)، هنگامی که فتحعلی‌شاه قاجار بر ایران فرمان می‌راند و تهران به عرصۀ رقابت قدرت‌های اروپایی تبدیل شده بود، سر گور اوزلی، نخستین سفیر مقیم بریتانیا در ایران، با مجوز دولت متبوعش برای احداث اقامتگاه و سفارتخانه‌ای دائمی به تهران آمد. فتحعلی‌شاه نیز زمینی را در جنوب بازار تهران که پیش‌تر در اختیار یکی از فرماندهان نظامی بود، به او واگذار کرد. این زمین بعدها «باغ ایلچی» نام گرفت.

اوزلی که خود با معماری آشنایی داشت، طراحی مجموعۀ سفارتخانه را بر عهده گرفت. زمین باغ شکلی نامنظم داشت و میان خانه‌های خشتی و کوچه‌های باریک تهران محصور بود، اما او توانست مجموعه‌ای شامل عمارت اصلی، حیاط‌های وسیع، باغچه‌ها و ساختمان‌های جانبی آنجا بسازد.

ساختمان اصلی با ستون‌های سفید، ایوانی مرتفع و پلکانی عریض، جلوه‌ای متفاوت از معماری رایج تهران آن روزگار داشت. در دسامبر ۱۸۱۳ (دی ۱۱۹۲ هجری شمسی)، اوزلی و کارکنان سفارت به این عمارت نقل مکان کردند. جیمز موریه، دبیر سفارت بریتانیا که بعدها به‌ عنوان نویسندۀ کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» شهرت یافت، از شکوه ساختمان تازه و نمای سفید آن در میان خانه‌های خشتی اطراف با شگفتی یاد کرده است.

باغ ایلچی به‌تدریج به یکی از مراکز مهم رفت‌وآمد دیپلمات‌های خارجی و مقام‌های دربار قاجار تبدیل شد. تالارهای پذیرایی، باغ‌های مشجر و اقامتگاه‌های کارکنان سفارت، این مجموعه را به فضایی متفاوت در بافت متراکم جنوب تهران تبدیل کرده بودند.

شکوه نخستین باغ به مرور زمان، رو به افول گذاشت. زلزلۀ سال ۱۲۰۹ به ساختمان‌های آن آسیب رساند و فرسودگی بناها، گسترش بازار، شلوغی کوچه‌ها و وضعیت نامناسب بهداشت محیط، اقامت دیپلمات‌ها را دشوارتر کرد. با این حال، باغ ایلچی تا چند دهه همچنان محل فعالیت نمایندگی بریتانیا باقی ماند.

در سال ۱۲۳۹ شمسی، چارلز آلیسون، وزیرمختار تازه‌منصوب بریتانیا، تصمیم گرفت برای بهبود شرایط اقامت کارکنان سفارت چاره‌ای بیندیشد. بررسی‌های کارشناسی نشان می‌داد که کوچه‌های تنگ، جوی‌های روباز و ازدحام کاروان‌ها، دسترسی به سفارتخانه را دشوار کرده است. سرانجام در سال ۱۲۵۱، نمایندگی بریتانیا به محل جدیدی در خیابان فردوسی منتقل شد.

پس از این جابه‌جایی، سرنوشت باغ ایلچی وارد مرحلۀ تازه‌ای شد. با فروش املاک سفارت پیشین بریتانیا در سال ۱۲۶۱، باغ ایلچی که بیش از شش دهه محل اقامت سفیران و کارکنان نمایندگی این کشور بود، به‌تدریج کارکرد دیپلماتیک خود را از دست داد. عمارت‌هایی که روزگاری پذیرای سفیران، سیاستمداران و مقام‌های دربار قاجار بودند، از مجموعۀ سفارت جدا شدند و سرنوشت تازه‌ای پیدا کردند. باغی هم که زمانی در میان کوچه‌های باریک و خانه‌های خشتی جنوب تهران، مجموعه‌ای بزرگ و متمایز به شمار می‌رفت، در مسیر گسترش بافت مسکونی و تجاری شهر قرار گرفت.

سرنوشت خانۀ گریبایدوف و سفارت بریتانیا

در آخرین سال‌های حکومت قاجار، در محدودۀ پیرامون باغ ایلچی، قهوه‌خانه‌ها و پاتوق‌های نمایش و سرگرمی شکل گرفته بودند. از سوی دیگر عمارت محل اقامت گریبایدوف نیز سرنوشت پرفرازونشیبی پیدا کرد. به روایت ایوان مالتسوف، تنها عضو روس هیأت دیپلماتیک که از حمله جان سالم به در برد، بخش قابل‌توجهی از ساختمان در جریان هجوم مهاجمان ویران شد. با این حال، املاک آن همچنان باقی ماند و پس از قتل گریبایدوف به ورثۀ خاندان زنبورکچی‌باشی بازگردانده شد.

این خانه در دوره‌های بعد تغییر کاربری داد. عبدالله انوار، پژوهشگر تاریخ تهران، در سخنرانی خود در سال ۱۳۹۱ که خبرگزاری ایسنا آن را منتشر کرد، یادآور شد که خانۀ گریبایدوف تا حدود چهار دهه پیش از آن، کارگاه تریکوبافی بود، اما در زمان سخنرانی او دیگر نشانی از خانه و باغ باقی نمانده بود.

در پژوهش دیگری دربارۀ تاریخ خیابان مولوی نیز به همین کارگاه در ضلع جنوبی کوچۀ باغ ایلچی اشاره شده است. اکنون از این مجموعۀ تاریخی، نام کوچۀ زنبورکچی در محدودۀ بازار تهران باقی مانده است. نکتۀ جالب اینکه این دو بنای تاریخی، یعنی محل اقامت وزیرمختار روسیه و باغ ایلچی به‌ عنوان محل استقرار سفارت بریتانیا، با وجود کارکردهای مستقل، به‌ سبب همجواری و پیوندشان با رویدادهای سیاسی و دیپلماتیک دوران قاجار، در حافظۀ تاریخی تهران به یکدیگر گره خورده‌اند. یکی صحنۀ قتل وزیرمختار روسیه و بحرانی بزرگ در روابط خارجی ایران بود و دیگری محل رفت‌وآمد دیپلمات‌های بریتانیایی و بخشی از عرصۀ رقابت قدرت‌های اروپایی در ایران. این همجواری سبب شد سرگذشت دو بنای مجزا، به‌تدریج در روایت‌های تاریخی درهم آمیزد و گاه حتی محل وقوع حادثۀ گریبایدوف با ساختمان سفارت بریتانیا در باغ ایلچی اشتباه گرفته شود.

تخریب تدریجی باغ و عمارت ایلچی

در دوران پهلوی اول و دوم، با وجود اجرای طرح‌های نوسازی شهری، گسترش بازار تهران و تغییر کاربری برخی ساختمان‌های قدیمی به فضاهای مسکونی و تجاری، بخش‌هایی از مجموعۀ تاریخی باغ ایلچی همچنان پابرجا ماند. این محدوده اگرچه دیگر کارکرد دیپلماتیک گذشته را نداشت و به‌تدریج با بافت تجاری جنوب تهران درآمیخته بود، اما هنوز نشانه‌هایی از معماری و هویت تاریخی خود را حفظ کرده بود.

اما پس از وقوع انقلاب اسلامی، آنچه از باغ ایلچی باقی مانده بود نیز به‌تدریج در معرض فرسودگی و تخریب قرار گرفت. بدین ترتیب، کالبدی که زمانی محل رفت‌وآمد سفرای اروپایی و مقام‌های دربار قاجار بود و یکی از مهم‌ترین حوادث تاریخ روابط ایران و روسیه در جوار آن رقم خورد، در میان انبارها، کارگاه‌ها و واحدهای تجاری بازار تهران به فراموشی سپرده شد. حال‌ آنکه فعالان میراث فرهنگی طی سال‌ها و دوره‌های مختلف دربارهٔ اهمیت تاریخی این محوطه و نابودی بقایای آن هشدار می‌دادند.

عکس‌هایی از این مجموعه و پیرامون آن که خرداد ۱۳۹۳ در خبرگزاری ایسنا منتشر شد، ساختمان‌هایی فرسوده، دیوارهای آسیب‌دیده و بقایای رو به ویرانی مجموعه‌ را نشان می‌دادند. در همان زمان خبرهایی منتشر شد، مبنی بر اینکه اعضای وقت شورای شهر تهران از میراث فرهنگی خواسته‌اند این بنای تاریخی را محافظت و مرمت کند، اما چنین اتفاقی نیفتاد و طی سال‌های پس از آن نیز باغ ایلچی و محدوده پیرامون آن وضعیت وخیم‌تری پیدا کرد.

عبدالله انوار در سال ۱۳۹۶، ضمن انتقاد از وضعیت باغ ایلچی، گفت که با بررسی اسناد تاریخی وزارت خارجۀ بریتانیا توانسته است، محل اقامت گریبایدوف را شناسایی کند. او همچنین از تخریب بخش‌هایی از مجموعه و قطع دو درخت از سه چنار کهنسال آن و بی‌توجهی سازمان میراث فرهنگی انتقاد کرد و خواستار مداخلۀ مسئولان برای جلوگیری از نابودی آثار باقی‌مانده شد.

عبدالله انوار بر اهمیت تاریخی گورستان باغ ایلچی نیز تأکید کرد و آن را بخشی از تاریخ ۲۰۰ سالۀ ایران دانست. هیچ‌یک از این هشدارها جدی گرفته نشد تا اینکه بقایای باغ ایلچی نیز به‌تدریج متروکه و تخریب شدند. روزنامه همشهری در مرداد ۱۴۰۴ گزارش داد که گذر باغ ایلچی به مرکز فروش پوشاک بچگانه تبدیل شده است.

سرانجام، در روزهای اخیر تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که از تخریب آخرین بقایای باغ ایلچی و ساخت پاساژی در محدودۀ آن حکایت داشت. روز هشتم آبان ۱۴۰۵، کاربری در شبکۀ اجتماعی ایکس با انتشار تصاویری از وضعیت این محل، اعلام کرد که ساختمان تاریخی طی چند ماه گذشته تخریب و ساخت یک مجتمع تجاری در محل آن آغاز شده است. او همچنین مدعی شد که سازندۀ مجتمع بخشی از معبر عمومی را برای نصب تأسیسات ساختمان حفاری کرده است؛ اقدامی که به گفتۀ او، با هدف افزایش فضای قابل‌فروش واحدهای تجاری انجام می‌شد.

پیش‌تر حمیدرضا حسینی، پژوهشگر تاریخ تهران، با انتشار تصویری از سردر تاریخی باقی‌مانده در گذر ایلچی، در کانال «ناف تهرون» هم دربارۀ خطر تخریب آن و ساخت مجتمع تجاری هشدار داده بود.

باغ ایلچی تنها عمارت تاریخی تهران نیست که در سال‌های اخیر قربانی تخریب و ساخت‌وساز شده‌اند. در همین یک دههٔ اخیر خانه‌ها و عمارت‌های مهم دیگری از حافظه تاریخی شهر تهران پاک شده‌اند. خانۀ قاجاری حسام‌لشکر، خانه‌باغ توران امیرسلیمانی و خانۀ تاریخی امین‌لشکر در عودلاجان از آن جمله‌اند. این بناها در حالی هدف تخریب قرار می‌گیرند که بخش مهمی از تاریخ پایتخت را نمایندگی می‌کنند و نابودی آن‌ها هویت و حافظهٔ جمعی شهر را مخدوش می‌کند.

برگرفته ای از سایت ایندیپندنت فارسی، 4 نوامبر 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا