سهم جوانان ایران: کشتار و گلوله، سهم فرزندان لاریجانی، خاتمی، ابتکار، و ظریف: آرامش و رفاه در آمریکا

در شرایطی که سرکوب مرگبار معترضان، بحران اقتصادی، فروپاشی اجتماعی و تنش‌آفرینی‌های بین‌المللی ایران را به سرزمینی زخم‌خورده تبدیل کرده و امکان زندگی آرام را از مردم ربوده است، فرزندان بسیاری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی در امنیت و رفاه کامل در کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و استرالیا زندگی می‌کنند.

درباره زندگی، تحصیل و کار فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در خارج از کشور تا پیش از این نیز انتقادهای زیادی شده بود، اما اکنون که دستگاه سرکوب حکومت یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین کشتارهای خیابانی را رقم زده، میلیون‌ها ایرانی را سوگوار کرده و اعتراض‌ها را به «توطئه خارجی آمریکا و اسرائیل» نسبت داده، ایرانیان کارزاری برای اخراج فرزندان مسئولان جمهوری اسلامی از این کشورها با این سوال آغاز کرده‌اند: چگونه فرزندانتان را به آمریکا فرستاده‌اید و مردم ایران را به اتهام همکاری با همین کشور به خاک و خون کشیده‌اید؟

فعالان، با مستندسازی زندگی فرزندان افرادی مانند علی لاریجانی، معصومه ابتکار، محمد خاتمی، محمدجواد ظریف، علیرضا زاکانی، رحیم صفوی و دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی، از دولت‌های میزبان خواسته‌اند اجازه اقامت و اشتغال این افراد را باطل کنند. آن‌ها تاکید دارند که فرزندان این افراد با غارت منابع عمومی ایران به این کشورها مهاجرت کرده‌اند و پدران و مادران آن‌ها مسببان اصلی رنج میلیون‌ها ایرانی‌اند.

فهرست فرزندان مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی که در خارج از کشور سکونت دارند یا تابعیت کشورهای دیگر را دریافت کرده‌اند، طولانی است. از جمله می‌توان به دختر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، اشاره کرد که اقامت سوییس دارد. زینب قائم‌پناه، معاون اجرایی دولت چهاردهم که در ایالات متحده سکونت دارد. فرزندان افرادی چون سعید حجاریان، محسن میردامادی و حبیب‌الله بیطرف نیز که همگی از شرکت‌کنندگان در اشغال سفارت آمریکا بودند، اکنون در ایالات متحده اقامت دارند. در این فهرست، نام آزاده و طناز روحانی، دو دختر حسن روحانی، رئیس‌جمهوری پیشین ایران نیز دیده می‌شود که به‌ ترتیب در ایالات متحده و اتریش زندگی می‌کنند. سینا اردشیر لاریجانی، فرزند فاضل لاریجانی، هم ساکن ونکوور کانادا است.

فرزندان بیژن زنگنه، وزیر پیشین نفت، منیره علوی، دختر محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت روحانی که در سوییس زندگی می‌کند و نعیمه اشراقی، نوه روح‌الله خمینی، که در کانادا مشغول تحصیل است، در زمره این افراد قرار دارند. از دیگر موارد مطرح‌شده می‌توان به دختر محمد امامی کاشانی، دختر محمدحسن ابوترابی‌فرد، امام جمعه موقت تهران، پسران انسیه و کبری خزعلی، پسر کوچک محمدباقر قالیباف و درسا ستاری خواص، دختر سورنا ستاری، معاون علمی دولت روحانی، اشاره کرد که در خارج از کشور اقامت و اشتغال دارند.

از دشمنی با غرب تا زندگی در غرب

از فرزندان مسئولان جمهوری اسلامی که در خارج از کشور سکونت دارند، آمار دقیقی وجود ندارد با این حال، حتی براوردهای رسانه‌های رسمی داخل ایران نیز از عددی قابل‌توجه حکایت دارند. پیش‌تر هاجر چنارانی، نماینده مجلس شورای اسلامی، به‌صراحت اعلام کرده بود که حدود پنج هزار و ۴۰۰ نفر از فرزندان مسئولان حکومتی در خارج از کشور به سر می‌برند.

طی سال‌های گذشته، هر بار که اقامت فرزندان برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در خارج از کشور به کانون توجه افکار عمومی راه یافت، والدین آن‌ها مدعی شدند که فرزندانشان صرفا برای تحصیل یا اشتغال و به‌صورت موقت از ایران خارج شده‌اند، اما این ادعا با واقعیت‌های میدانی و اسناد موجود همخوانی ندارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، اقامت این افراد نه‌تنها موقت نیست، بلکه با دریافت اقامت دائم، تابعیت یا پاسپورت کشور میزبان، مسیر مهاجرتی برگشت‌ناپذیر را برگزیده‌اند؛ انتخابی که با شعارهای رسمی پدران و مادرانشان درباره «غرب‌ستیزی» و نفی «سبک زندگی غربی» در تضاد آشکار قرار دارد.

این تناقض زمانی برجسته‌تر می‌شود که حتی فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی نیز حاضر به زندگی در کشوری نیستند که محصول ناکارآمدی، فساد و نالایقی ساختاری پدران و مادرانشان است. از این فراتر، آنچه این مسئله را به‌طور خاص حساس و سیاسی می‌کند، نقش مستقیم بسیاری از این مقام‌ها در سرکوب و کشتار معترضان طی سال‌های گذشته و در جریان انقلاب ملی ایران است.
از این میان، نام علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، زودتر از دیگر اسامی در کانون توجه قرار گرفت، زیرا بنا بر گزارش‌ها، کشتار معترضان در انقلاب شیر و خورشید ایران با دستورهای او انجام شد. ایرانیان خارج از کشور هم در واکنش به همین دستورها، کارزاری را برای اخراج فاطمه اردشیر لاریجانی، فرزند علی لاریجانی، به راه انداختند. او که در دانشگاه اموری در ایالات متحده مشغول به کار بود، در نهایت با اعتراض گسترده ایرانیان مقیم این کشور و حمایت برخی چهره‌های سیاسی آمریکا از این کارزار از جمله ارل کارتر، سناتور ایالت جورجیا، از این دانشگاه اخراج شد.

در نامه این سناتور به دانشگاه اموری، از همکاری یک نهاد علمی و پزشکی با دختر «بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم» به‌شدت انتقاد و این همکاری با مسئولیت اخلاقی و اجتماعی چنین نهادهایی مغایر دانسته شده است.

دختر محمد خاتمی در آمریکا

پس از اخراج دختر علی لاریجانی، کارزار دیگری برای اخراج لیلا خاتمی، دختر سید محمد خاتمی، آغاز شد. رئیس‌جمهوری دولت موسوم به «اصلاحات» پس از کشتار گسترده معترضان در ایران، با صدور بیانیه‌ای نه‌تنها سرکوب مرگبار مردم را محکوم نکرد، بلکه با تکرار روایت رسمی حکومت، این کشتار را به عوامل خارجی نسبت داد و آن را «توطئه‌ای بزرگ و برنامه‌ریزی‌شده» خواند.

پس از آن بود که فعالان کارزاری را برای اخراج لیلا خاتمی از دانشسرای یونیون نیویورک به راه انداختند. دختر رئیس‌جمهوری پیشین جمهوری اسلامی در این مرکز آموزشی به‌عنوان استاد دانشکده ریاضی فعالیت دارد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده در پایگاه رسمی این موسسه آموزشی، لیلا خاتمی از سال ۲۰۰۴ ایران را ترک کرده و طی دو دهه گذشته در دانشگاه‌هایی در فرانسه، ایتالیا و ایالات متحده به تحصیل و تدریس مشغول بوده است. پس از آغاز کارزار اخراج دختر سید محمد خاتمی، اطلاعات مربوط به او از صفحه رسمی هیئت علمی دانشسرای یونیون حذف شد.

اقامت دائم پسر محمدجواد ظریف در آمریکا

در ادامه کارزارهای اعتراضی علیه فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی، کارزاری نیز علیه مهدی ظریف، فرزند محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی، شکل گرفت. این کارزار در شرایطی آغاز شد که گزارش‌ها از کشتار گسترده معترضان مسالمت‌جو در ایران خبر می‌داد.

فعالان این کارزار تاکید کردند که محمدجواد ظریف به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، در پیشبرد سیاست‌های رهبر جمهوری اسلامی نقشی کلیدی دارد و به همین دلیل نیز در فهرست تحریم‌های ایالات متحده قرار گرفته است. با این حال، فرزند او سال‌ها است در ایالات متحده در امنیت و رفاه زندگی می‌کند.

در کارزار درخواست اخراج مهدی ظریف آمده که او نه‌تنها خود را از عملکرد پدرش و ساختار قدرت جمهوری اسلامی متمایز نکرده، بلکه تا سال ۲۰۲۱ در خانه‌ای لوکس به ارزش ۱۶ میلیون دلار در منهتن سکونت داشته است؛ در حالی که اکثریت مردم ایران با بحران معیشت، تورم و فروپاشی اقتصادی مواجه‌اند.

دختر رحیم صفوی در استرالیا

در ادامه کارزارهای اعتراضی علیه فرزندان مقام‌ها و فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی، توجه فعالان حقوق بشر به هانیه‌سادات صفوی، دختر رحیم صفوی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جلب شد. در حالی‌ که سپاه پاسداران در اجرای سیاست‌هایی که به کشتار، بازداشت‌های گسترده، شکنجه و سرکوب سازمان‌یافته مردم ایران انجامید، نقش محوری دارد، فرزندان و خانواده‌های فرماندهان ارشد این نهاد در امنیت و آرامش، خارج از کشور سکونت دارند. مانند هانیه سادات صفوی که در حال حاضر در استرالیا زندگی می‌کند.

فعالان این کارزار تاکید دارند که مسئله صرفا نسبت خانوادگی نیست، بلکه فقدان هرگونه بررسی شفاف درباره اجازه اقامت افرادی است که به‌طور علنی با ساختار قدرت و نهادهای سرکوبگر جمهوری اسلامی پیوند دارند. به باور آنان، اعطای اقامت به چنین افرادی بدون نظارت دقیق، با ارزش‌های کشورهای دموکراتیک در تضاد است.

در بیانیه‌ منتشرشده در چارچوب این کارزار، از دولت استرالیا خواسته شده است تا وضعیت اقامتی هانیه سادات صفوی و افراد مشابه را به‌صورت قانونی، شفاف و مستقل بررسی کند. کنشگران تاکید کردند که این مطالبه تلاشی است به‌منظور جلوگیری از تبدیل‌ شدن کشورهای دموکراتیک به پناهگاهی امن برای وابستگان رژیمی که مسئول مستقیم سرکوب خشن و رنج گسترده مردم ایران شناخته می‌شود.

کنشگران زندگی حسین صفوی، دیگر فرزند رحیم صفوی را که ساکن اتریش است، نیز زیر ذره‌بین قرار داده‌اند.

پسر معصومه ابتکار در آمریکا

یکی دیگر از افرادی که فعالان ایرانی خارج از کشور خواستار اخراج او از ایالات متحده شده‌اند، عیسی هاشمی، فرزند معصومه ابتکار، است که سال‌ها است در آمریکا زندگی می‌کند. معصومه ابتکار که در دولت‌های سید محمد خاتمی و حسن روحانی سمت‌های مختلفی بر عهده داشت، از جمله افرادی است که در اشغال سفارت ایالات متحده در تهران نقش داشت.

این افراد و ده‌ها تن دیگر از فرزندان مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی اکنون زیر ذره‌بین فعالان مدنی، حقوق بشری و کنشگران سیاسی داخل و خارج از کشور قرار گرفته‌اند که با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای، حقوقی و فشار افکار عمومی، کارزار مطالبه اخراج آنان را کلید زده‌اند؛ کارزاری که حالا به یک جنبش حقوقی و سیاسی سازمان‌یافته تبدیل شده، بر این منطق استوار است که کشورهای دموکراتیک نباید به مامنی امن برای وابستگان رژیم‌ سرکوبگر تبدیل شوند.

برگرفته ای از سایت ایندیپندنت فارسی،29 ژانویه 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا