تهدید

سیاسی

پایان سیزدهمین حملات شبانه سنتکام با هدف کاهش تهدیدهای ایران

سنتکام با اعلام پایان سیزدهمین شب متوالی حملات به اهداف نظامی جمهوری اسلامی هدف از این حملات را کاهش بیشتر تهدیدهایی خواند که از سوی ایران متوجه دریانوردان غیرنظامی و کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه هرمز است.

یادداشت روز

هوش مصنوعی، نویسندگی و مسئولیت انسان؛ آیا نویسندگان باید از ابزارهای نوین هراس داشته باشند؟

آرشاک شجاعیچندی پیش در گفت‌وگویی پیرامون یکی از نوشته‌هایم، موضوعی مطرح شد که به گمان من تنها به نویسندگان مربوط نمی‌شود، بلکه به یکی از مهم‌ترین چالش‌های عصر حاضر ارتباط دارد . “آیا استفاده از هوش مصنوعی در نویسندگی و تولید محتوا امری پذیرفتنی است “ یا باید آن را نشانه‌ای از ضعف و وابستگی دانست؟ این پرسش در ظاهر ساده است، اما در عمق خود به مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر بازمی‌گردد: رابطه انسان با ابزار. در طول تاریخ، هرگاه ابزار تازه‌ای وارد زندگی بشر شده است، گروهی آن را تهدیدی برای توانایی‌های انسانی دانسته‌اند. زمانی ماشین چاپ متهم شد که حافظهء انسان را ضعیف می‌کند. بعدها ماشین تحریر را عامل از بین رفتن هنر خوشنویسی دانستند. با ورود رایانه، بسیاری نگران نابودی مهارت‌های سنتی بودند و با گسترش اینترنت نیز عده‌ای پایان کتاب و مطالعه را پیش‌بینی می‌کردند. اما تاریخ مسیر دیگری را پیمود. ابزارهای جدید نه تنها دانش را نابود نکردند، بلکه توانایی انسان را برای تولید، انتقال و گسترش دانش افزایش دادند. امروز نیز هوش مصنوعی در برابر ما قرار گرفته است و همان پرسش قدیمی را در قالبی جدید مطرح می‌کند: آیا استفاده از این ابزار، استقلال فکری انسان را از میان می‌برد؟ یا برعکس، می‌تواند به ابزاری برای گسترش توانایی‌های او تبدیل شود؟ تجربه‌ای از محیط کار بحث من صرفاً نظری نیست. در مجموعه‌ای که در آن مشغول به کار هستم، طی دو سال گذشته دو دورهء آموزشی رسمی دربارهء هوش مصنوعی برگزار شد. هدف این دوره‌ها آن نبود که انسان جای خود را به ماشین بدهد، بلکه این بود که کارکنان بیاموزند چگونه از این فناوری برای افزایش بهره‌وری، کاهش خطاها و بهبود تصمیم‌گیری استفاده کنند. نتیجه قابل توجه بود: استفادهءهدفمند از این ابزارها موجب شد فرآیندهای کاری منظم‌تر شوند، بخشی از مشکلات تکراری کاهش یابند و راندمان مجموعه رشد محسوسی پیدا کند. در برخی شاخص‌ها، افزایش بهره‌وری به حدود ۱۴ درصد رسید؛ عددی که در بسیاری از صنایع، رشدی چشمگیر محسوب می‌شود. اگر جامعهء صنعتی، مراکز پژوهشی، شرکت‌های مهندسی و حتی مراکز درمانی در حال بهره‌گیری از هوش مصنوعی هستند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا نویسندگان و اهل قلم باید خود را از چنین امکانی محروم کنند؟ تجربه‌ای از نویسندگی سال‌هاست که پراکنده می‌نویسم. اما حقیقت آن است که بسیاری از نوشته‌ها و یادداشت‌های من هرگز منتشر نشده اند. نه به این دلیل که حرفی برای گفتن نداشتند، بلکه به این دلیل که احساس می‌کردم متن از نظر نگارشی، ساختاری یا زبانی به اندازهء کافی آماده انتشار نیست. بارها نوشته‌هایم را برای ویرایش به افراد مختلف سپردم. حتی یک بار داستانی از نوشته هایم را برای یکی از نویسندگان و ویراستاران حرفه‌ای در ایران فرستادم. ایشان با دقت و زحمت فراوان روی متن کار کردند و من نیز دستمزد ایشان را با رضایت پرداخت کردم. اما با وجود تمام تلاش‌های انجام‌شده، هنوز احساس می‌کردم فاصله‌ای میان آنچه در ذهن من بود و آنچه روی کاغذ آمده بود وجود دارد. این تجربه برای بسیاری از نویسندگان آشناست. گاهی نویسنده دقیقاً می‌داند چه می‌خواهد بگوید، اما ابزار لازم برای بیان روشن و روان آن را در اختیار ندارد. هوش مصنوعی؛ جایگزین نویسنده یا دستیار او؟ در سال‌های اخیر، هنگام نگارش نوشته ها و یادداشت‌های هفتگی خود، از هوش مصنوعی برای بازبینی متن، اصلاح ساختار، پیشنهاد واژگان بهتر و روان‌تر شدن نوشته‌ها استفاده کرده‌ام. ایده‌ها، تجربه‌ها، خاطرات، تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌ها از آنِ من بوده‌اند و هستند . اما این ابزار کمک کرده است آنچه در ذهن دارم، روشن‌تر و منظم‌تر بیان شود. نتیجه برای من جالب بود. مقالات روان‌تر شدند ، ارتباط با خوانندگان بهتر شدو بازخوردها افزایش یافت. مهم‌تر از همه، توانستم مسئولیتی را که در قبال جامعه و مخاطبان خود احساس می‌کنم، شفاف‌تر و مؤثرتر منتقل کنم. در چنین شرایطی آیا باید از استفاده از این ابزار احساس بد، مسئولیت اخلاقی یا کمبود می کردم؟ به باور من، خیر. همان‌گونه که مهندس از نرم‌افزار طراحی استفاده می‌کند، پزشک از فناوری‌های نوین بهره می‌گیرد و پژوهشگر از بانک‌های اطلاعاتی دیجیتال استفاده می‌کند، نویسنده نیز حق دارد از ابزاری استفاده کند که به انتقال بهتر اندیشه‌هایش کمک می‌کند. مسئله واقعی چیست به گمان من، بحث اصلی اصلاً هوش مصنوعی نیست. مسئلهء اصلی «مسئولیت» است. پرسش واقعی این نیست که: «آیا از هوش مصنوعی استفاده شده است؟» پرسش واقعی این است که: «چه کسی مسئول متن است؟» اگر نویسنده بدون مطالعه، بدون تفکر و بدون بررسی، هر آنچه ماشین تولید می‌کند منتشر کند، بدون تردید از مسئولیت حرفه‌ای خود فاصله گرفته است. اما اگر نویسنده اندیشه، تجربه و قضاوت خود را به کار گیرد و از هوش مصنوعی صرفاً به عنوان یک ابزار کمکی بهره ببرد، مسئولیت همچنان بر عهدهء او باقی می‌ماند. هوش مصنوعی نمی‌تواند مسئولیت بپذیرد. نمی‌تواند پاسخگوی خطاهای یک متن باشد. نمی‌تواند در برابر جامعه از دیدگاه‌های مطرح ‌شده دفاع کند. این وظیفه همچنان بر عهدهء انسان است. جامعهء ایران و چالش آینده به باور من، جامعهء ایران نیز دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو خواهد شد. همان‌گونه که نمی‌توان امروز صنعت را بدون رایانه تصور کرد، فردا نیز نمی‌توان آموزش، پژوهش، روزنامه‌نگاری و حتی نویسندگی را بدون هوش مصنوعی تصور نمود. ملت‌هایی که استفاده از فناوری‌های نو را می‌آموزند، توان رقابتی بیشتری پیدا می‌کنند. بیهوده نیست که امریکا در این فناوری یک تریلیون دلار و عربستان سعودی و کشورهای حوزه سرمایه گذارهای گسترده ای کرده اند. اما ملت‌هایی که از ترس تغییر، خود را از ابزارهای جدید محروم می‌کنند، به تدریج از قافلهء پیشرفت عقب می‌مانند. بنابراین مسئلهء اصلی نه پذیرش یا رد هوش مصنوعی، بلکه یادگیری استفاده مسئولانه از آن است. در پایان می خواهم‌ نتیجه بگیرم که من معتقد نیستم که هوش مصنوعی جایگزین نویسنده خواهد شد. اما باور دارم نویسندگانی که بیاموزند چگونه از این ابزار استفاده کنند، جای نویسندگانی را خواهند گرفت که از آن گریزان هستند. در نهایت، آنچه به یک نوشته اعتبار می‌بخشد نه نام نرم‌افزار مورد استفاده، بلکه صداقت نویسنده، استقلال فکری او و مسئولیتی است که در برابر مخاطبان خود می‌پذیرد. شاید پرسش اصلی عصر ما این نباشد که: «آیا استفاده از هوش مصنوعی مجاز است یا نه؟» بلکه این باشد که: «چگونه می‌توان از هوش مصنوعی بهره برد، بی‌آنکه استقلال فکری و

اجتماعی

“سلب تابعیت”یا ابزار فشار جمهوری اسلامی بر ایرانیان خارج؟

با افزایش گزارش‌ها درباره مصادره اموال و محدودسازی خدمات کنسولی برای ایرانیان خارج کشور، طرح موضوع “سلب تابعیت” بحث‌برانگیز شده است؛ حقوقدانان می‌گویند چنین مجازاتی مبنای قانونی ندارد.

اجتماعی

توقیف دارایی منتقدان؛ لبه تیز اصل ۴۹ در برزخ جنگ و صلح

در میانه جنگ و آتش‌بسی شکننده، قوه قضاییه ایران موجی از توقیف اموال چهره‌های سرشناس را آغاز کرده است؛ اقدامی که به گفته منتقدان، مرز میان “امنیت ملی” و “سرکوب سیاسی” را بیش از پیش مبهم کرده است.

یادداشت روز

آیا اپوزیسیون ایران تحمل صدای متفاوت را دارد؟

آرشاک شجاعی پرسش آغازین این پرسش برای من صرفاً یک موضوع تئوریک یا بحثی روشنفکرانه نیست؛ از دل تجربه‌ای واقعی و تکرار شونده بیرون آمده است. بارها پیش آمده که در فضای مجازی، در صفحات سیاسی، یا در میان جمع‌هایی که خود را دغدغه‌مند آیندهء ایران می‌دانند، مطلبی نوشته‌ام، نظری داده‌ام یا پرسشی مطرح کرده‌ام. انتظار طبیعی آن است که پاسخ، استدلال، نقد محترمانه یا حتی مخالفت منطقی دریافت شود. اما آنچه بارها رخ داده، برخوردهای عصبی، توهین‌آمیز و استفاده از الفاظی بوده که بیشتر نشانه خشم است تا استدلال. البته باید منصف بود. همه چنین نیستند. در میان مخالفان رژیم اسلامی، افراد بسیاری هستند که اهل گفتگو، خردورزی، مدارا و ادب سیاسی‌اند. اما وجود بخشی پرصدا، کم‌تحمل و تهاجمی، واقعیتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد. بخشی که هر صدای مستقل یا متفاوت را تهدید می‌بیند و به جای پاسخ، به حذف کلامی روی می‌آورد. همین تجربه‌ها سبب شد یادداشت این هفته را به موضوعی اختصاص دهم که به گمان من، از بسیاری از بحث‌های روزمره مهم‌تر است: آیا اپوزیسیون ایران تحمل شنیدن صدای متفاوت را دارد؟ دمکراسی از فرهنگ آغاز می‌شود، نه از صندوق رأی. بسیاری گمان می‌کنند دمکراسی صرفاً با سقوط یک حکومت و برگزاری انتخابات آغاز می‌شود. این برداشت ناقص است. دمکراسی پیش از آنکه در قانون اساسی نوشته شود، باید در رفتار سیاسی، در زبان عمومی و در فرهنگ نیروهای اجتماعی شکل گرفته باشد. اگر گروه‌ها و جریان‌هایی که امروز در اپوزیسیون قرار دارند، نتوانند مخالف خود را تحمل کنند، اگر منتقد را خائن بخوانند، اگر پرسشگر را مزدور بنامند، اگر تفاوت نظر را تهدید بدانند، چگونه می‌توان انتظار داشت فردا در قدرت، رفتاری متفاوت داشته باشند؟ بنا بر این، استبداد فقط در نهاد حکومت زندگی نمی‌کند؛ گاه در ذهن‌ها، زبان‌ها و عادت‌های سیاسی نیز ریشه دوانده. در واقع همان بازتولید همان فرهنگ قدیمی است. یکی از مشکلات جدی بخشی از اپوزیسیون ایران آن است که با وجود مخالفت با رژیم اسلامی، در روش های سیاسی گاه شباهت‌هایی نگران ‌کننده با همان فرهنگ اقتدارگرا نشان می‌دهد. در رژیم اسلامی نیز «منتقد» برچسب می‌خورد. مخالف، تخریب می‌شود. پرسشگر، متهم می‌شود. اگر نیروهایی در بیرون از قدرت نیز همین شیوه را دنبال کنند، تفاوت اصلی آنان با ساختار موجود چه خواهد بود؟ باید پذیرفت که جامعهء ایران تشنهء تغییر نام‌ها نیست؛ تشنهء تغییر روش‌هاست. جامعه‌ء زنده و سالم جامعه‌ای است که در آن دیدگاه‌های مختلف حضور دارند. یکی ممکن است از نظام پادشاهی پارلمانی دفاع کند، دیگری حمهوری‌خواه باشد، سومی بر فدرالیسم تأکید کند، چهارمی اولویت را حقوق بشر بداند، پنجمی عدالت اجتماعی را اصل بگیرد. این تفاوت‌ها و اختلاف نظرها، نه تهدید است و نه خطر، بلکه نشانه حیات سیاسی جامعه است. هیچ جریان سیاسی حق ندارد خود را مالک انحصاری آیندهء ایران بداند. اگر کسی تصور کند فقط یک شعار، فقط یک نماد، فقط یک نسخه و فقط یک مسیر مشروع است، در حقیقت هنوز با روح دمکراسی آشنا نشده است. فضای مجازی می بایست میدان گفت‌وگو ها باشد نه میدان تخریب. متأسفانه بخشی از نزاع‌های سیاسی ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی، به جای آنکه به ارتقای فهم عمومی کمک کند، به میدان پرخاش و توهین تبدیل شده است. گاه کاربران با نام آزادی سخن می‌گویند، اما کوچک‌ترین نقدی را تحمل نمی‌کنند. گاه از آینده‌ای آزاد دفاع می‌کنند، اما در همان لحظه مخالف خود را تحقیر می‌کنند. نام این تناقض چیست؟ ریشه های آن از کجا سرچشمه گرفته؟ هر چه هست این تناقض ها باید جدی گرفته شود. فضای مجازی آیینه‌ای از فرهنگ سیاسی ماست. اگر در آنجا تمرین گفتگو نکنیم، در ساختارهای رسمی آینده نیز موفق نخواهیم شد. نقد با توهین تفاوت دارد هیچ جامعه‌ای بدون نقد رشد نمی‌کند. نقد لازم است، ضروری است، و حتی نشانهء سلامت فکری است. اما نقد با توهین، تمسخر و حمله شخصی تفاوت دارد. می‌توان با کسی مخالف بود، نوشته‌اش را نادرست دانست، تحلیلش را رد کرد، اما همچنان حرمت او را نگه داشت. این مرز ساده، یکی از پایه‌های سیاست مدرن است. هرگاه این مرز از بین برود، گفت‌وگو جای خود را به جنگ قبیله‌ای یا بهتر بگویم به جنگ ایدلوژیکی خواهد داد که عواقب خوبی را در پی نخواهد داشت.ایران آینده، کشور تک‌صدایی نیست زیرا ایران کشوری متنوعی است؛ از نظر قومی، زبانی، مذهبی، نسلی، فرهنگی و سیاسی. هیچ پروژه ملی‌ای بدون پذیرش این تکثر موفق نخواهد شد. ایران آینده را نمی‌توان بر پایهء حذف دیگران ساخت. نیروهایی که امروز به‌جای ائتلاف، به تسویه‌ حساب مشغول‌اند؛ به‌جای جذب، دفع می‌کنند؛ به‌جای گفتگو، صف‌کشی می‌سازند؛ در عمل بیش از آنکه به گذار کمک کنند، آن را به تأخیر می‌اندازند. بی پرده بگویم: معیار سنجش یک جریان سیاسی فقط شعارهای زیبا، پرچم‌های جذاب، یا چهره‌های مشهور نیست. معیار اصلی، رفتار آن جریان با منتقدان، دگراندیشان و افراد مستقل است. آیا صدای مخالف را می‌شنود؟ آیا حق پرسش را به رسمیت می‌شناسد؟ آیا با نقد، عصبی می‌شود یا پاسخ می‌دهد؟ آیا به جای برچسب، استدلال می‌آورد؟ پاسخ به این پرسش‌ها، بیش از هر بیانیه‌ای ماهیت واقعی یک جریان را روشن می‌کند. و سخن پایانی: این یادداشت نه برای تخریب اپوزیسیون، بلکه برای هشدار دلسوزانه نوشته شده است. جامعه ایران فرصتی دوباره برای تکرار استبداد، با نام‌ها و چهره‌های تازه، ندارد. اگر قرار است آینده‌ای بهتر ساخته شود، باید از همین امروز در رفتار سیاسی خود آن آینده را تمرین کنیم. ایران فردا با حذف یکدیگر ساخته نمی‌شود؛ با تحمل یکدیگر، گفتگو با یکدیگر، و احترام به حق اختلاف ساخته می‌شود. برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 20 آوریل 2026

سیاسی

تهدید در برابر تهدید؛ ترامپ می‌گوید اگر توافق نشود، بمباران از سر گرفته می‌شود

رئیس‌جمهور آمریکا، ضمن شرح امتیازاتی که از جمهوری اسلامی گرفته، تهران را تهدید می‌کند که در صورت عدم توافق بار دیگر بمباران آغاز خواهد شد، در مقابل رئیس مجلس شورای اسلامی ایران هشدار داده که در صورت ادامهٔ محاصره دریایی، تنگه هرمز بار دیگر بسته می‌شود.

اقتصادی

عربستان موفق به انتقال نفت از مسیر جایگزین تنگه هرمز شد؛ نگرانی بابت اقتصاد منطقه و جهان ادامه دارد

در آغاز دومین ماه جنگ در خاورمیانه، عربستان سعودی موفق شده مسیر انتقال نفت از تنگه هرمز را دور بزند و از طریق یک لوله انتقال نفت که مربوط به چهار دهه پیش و جنگ ایران و عراق است، صادرات نفت خود را هفت میلیون بشکه در روز برساند.

اجتماعی

جامعه جهانی بهائی: پیوند نعیمی، پس از تحمل دو اعدام نمایشی، با تهدید اعدام مواجه است

جامعه جهانی بهائی اعلام کرد پیوند نعیمی، یک جوان پیرو آئین بهائی که در کرمان محبوس است، پس از تحمل «دو اعدام نمایشی»، با «تهدید اعدام» مواجه است.

سیاسی

اولتیماتوم ۴۸ ساعته ترامپ به ایران برای باز کردن تنگه هرمز

ترامپ روز شنبه ۲۱ مارس در شبکه “تروث سوشال” نوشت: «اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت تنگه هرمز را به‌طور کامل و بدون تهدید باز نکند، آمریکا به نیروگاه‌های مختلف آن‌ها حمله کرده و آن‌ها را از بین خواهد برد.»

اجتماعی

تهدید شهروندان توسط اطلاعات سپاه؛ در اینستاگرام و تلگرام تحت رصد هستید

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، سازمان اطلاعات سپاه همزمان با بیستمین روز جنگ پیامکی به تلفن‌های شهروندان ارسال کرده و در آن تهدید کرده است که عضویت آن‌ها در کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی که «معارض» نامیده شده‌اند تحت رصد قرار دارد.

پیمایش به بالا