سارا باقری
جام جهانی فوتبال امسال نام «یامال» بازیکن نوزدهساله اسپانیایی را بر سر زبانها انداخت؛ نامی که در اصل همان «جمال» است و به ریشههای مراکشی او بازمیگردد. همانطور که خواننده محبوب اختتامیه جام جهانی «شکیرا» نیز میراث لبنانی خود را در نامش حمل میکند.
نامها برخلاف تصور رایج، صورتهایی ثابت و تغییرناپذیر نیستند. آنها همراه انسانها، کتابها، امپراتوریها، مهاجران و محصولات فرهنگی سفر میکنند و در هر ایستگاه، بخشی از آهنگ، املا یا حتی معنایشان را با زبان میزبان هماهنگ میکنند.
«کوروش»، هنگام عبور از فارسی باستان به منابع یونانی، به «کیروس» و سپس در زبان انگلیسی به «سایرس» (Cyrus) تبدیل شد و صورت «سیروس» نیز بعدها به زبان فارسی برگشت و رواج یافت؛ مسیری چند هزارساله که بسیار پیشتر از مهاجرتهای معاصر آغاز شده بود.
در سوی دیگر، نام «ریحانه» با «ریانا» (Rihanna)، خواننده باربادوسی، شهرتی بینالمللی پیدا کرد و واژه عربی «شاکرة» با «شکیرا» جهانی شد.
نامهایی که پیش از صاحبانشان مهاجرت کردند
برخی نامهای ایرانی و خاورمیانهای نه همراه مهاجران معاصر، بلکه از طریق تاریخنگاری، متون دینی و ادبیات کلاسیک وارد زبانها و فرهنگهای اروپایی شدند. «کوروش» نمونه روشن این مسیر است.
داریوش به «داریوس» (Darius) و سپس به «داریا»، خشایارشا به «زِرکسیز» (Xerxes) و «اردشیر» به «آرتاکسرکسیز» (Artaxerxes) تبدیل شد. در چنین مواردی، زبانهای اروپایی نام را مستقیم از فارسی امروز دریافت نکردهاند، بلکه آن را در زنجیرهای از زبانهای واسطه در هزارههای گذشته به ارث بردهاند؛ دورانی که احتمالا اردشیر «اَرتَخْشَثْرَه» و داریوش «دارَیَوَهوش» تلفظ میشد.
ادبیات نیز در انتقال نامها نقش دارد. نامهایی چون «لیلا» از راه ترجمه شعر، داستان و روایتهای شرقی وارد تخیل و فرهنگ عمومی اروپا شدند. با این حال، هر نام پس از ورود به زبانِ تازه ممکن است بیش از یک تلفظ پیدا کند. فرهنگ آکسفورد برای نام لیلا چند تلفظ و شیوه نگارش انگلیسی ثبت کرده است: از «لِیلی» و «لایلا» تا «لیلا».
وقتی نام وارد دستگاه آوایی تازهای میشود
در زبانشناسی، این فرایند را «سازگاری آوایی» (Phonological Adaptation) مینامند. پژوهشها در حوزه گفتار دوزبانه، از جمله پژوهشهای منتشرشده دانشگاه کمبریج، نشان میدهند که هر زبان مجموعه مشخصی از واجها، ساختارهای هجایی و الگوهای تکیه دارد. هنگامیکه نامی وارد زبان دیگری میشود، گوینده معمولا نزدیکترین صدای موجود در زبان خود را جایگزین آوای ناآشنا میکند.
زبان انگلیسی برای صداهای «خ»، «ق»، «غ» و «ع» معادل دقیقی ندارد. در نتیجه، «خالد» ممکن است در انگلیسی به «کالید»، «غزاله» به «گازالا» و «علی» به تلفظی نزدیک به «اَلی» تبدیل شود.
همانگونه که فارسیزبانان نامهای عربی را با تلفظ فارسی به کار میبرند و نامهای عربی و فارسی نیز در زبان ترکی صورتهای متفاوتی پیدا میکنند.
نام «مُحَمَّد» در فارسی اغلب بدون تشدید تلفظ میشود و در ترکی، یکی از صورتهای رایج آن با پیروی از الگوی تبدیل دال به ت «مهمت» (Mehmet) است. تلفظ این نام در انگلیسی یا فرانسوی نیز ممکن است بسته به هر منطقه و زبان متفاوت تلفظ شود.
از ریحانه تا ریانا
«ریحانه» نمونهای گویا از نامی است که ظرفیت فراوانی برای انتقال به زبانهای دیگر دارد. در عربی، «ریحانة» با صدای حلقی «ح» و کشش مشخص مصوتها ادا میشود. در فارسی، صورت «ریحانه» با آهنگی متفاوت ادا میشود. در زبان ترکی نیز صورت «رِیهان» (Reyhan) رواج دارد. «ریانا» هم که نام خواننده باربادوسی است شهرتی جهانی یافته است.
سوسن، سوزان و شوشانا
بازیهای زبانی و مسیرهای وامگیری گاه چنان پیچیدهاند که برای اثبات آن ادبیات، تاریخ و باستانشناسی باید دست به دست هم بدهند، مانند آنچه در پیوند میان «سوسن» (Susan)، «سوزانا» (Susanna) و نام عبری «شوشانا» (Shoshana) میبینیم، که نام گلی است و ریشه در سامی کهن دارد. سوزان در کشورهای عربی نامی شناخته شده است از سوزان نجمالدین اهلی سوریه تا سوزان تمیم لبنانی.
ملکههای ایرانی از شیرین تا فرح
شیرین از فارسی میانه šīrēn آمده است. این واژه بعدها به تمام زبانهای منطقه، از جمله ترکی، کردی، اردو و برخی زبانهای آسیای مرکزی، راه یافت. این نام زنانه در پیوند با نام ملکه ایران به تاریخ، ادبیات و فرهنگ منطقه نفوذ کرد. رد پای آن را می توان تا نام شیرین ابوعاقله خبرنگارفلسطینی و شیرین عبدالوهاب خواننده مصری دنبال کرد.
در جهان عرب نام «فرح» در معنای «شادی» رواج داشت، اما شهرت جهانی فرح پهلوی، شهبانوی ایران، باعث شد این نام در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی (۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی) بیش از پیش در سطح بینالمللی شناخته شود و به گفته برخی پژوهشگران نامشناسی، بر جذابیت آن برای شماری از خانوادهها نیز بیفزاید.
در میان کشورهای غیر فارسی زبان همسایه، رواج نامهای ایرانی، از نسلهای گذشته تا امروز، در ترکیه چشمگیر است. دیلارا فیندیک اوغلو (Dilara Fındıkoğlu) طراح مد و لباس برجسته ترکتبار مقیم لندن، نسرین جوادزاده بازیگر سرشناس آذربایجانیتبار اهل ترکیه تنها دو نمونه شناخته شده تر هستند در حالی که بهزاد، شایسته، پاکیزه، نیلوفر، پری، بانو، ژاله، شهزاده، گلبن و ناز نیز از نامهای رایج اند.
سفر فرهنگی نامها پایانی ندارد؛ از «رُمینا» و «کیانا» در ایتالیا گرفته تا رواج نامهایی مانند «آزاد» و «کیان» در میان کودکان لبنانی و «علی» و «عایشه» در میان نسلهای جوانتر سیاهپوستان آمریکا. در این جابهجایی فرهنگی، آنچه بیش از هر چیز سفر میکند، خوشآوایی و معنای زیبای نامها است. البته این انتخابها همیشه بر پایه آگاهی دقیق از ریشه و پیشینه آنها انجام نمیشود و چهبسا بسیاری از کسانی که این نامها را بر فرزندانشان میگذارند یا خود حامل آنها هستند، از خاستگاه اصلی و مسیر تاریخیشان اطلاع چندانی نداشته باشند.
گاهی نزدیکی تلفظ دو نام، معنایی دوگانه نیز برای آن به ارمغان می آورد. نام «دوا لیپا» (Dua Lipa) با پیشینه آلبانیاییـکوزوویی ممکن است برای جمعیت اغلب مسلمان این دو کشور یادآور «دعا» باشد درحالی که «دُوا» در زبان آلبانیایی با مفهوم «دوست داشتن» پیوند دارد.
مد؛ جایی که نام خاورمیانهای به نشانی جهانی تبدیل میشود
در صنعت مد نمونههای روشنی از این دگرگونی به چشم میآید، زیرا نام طراح یا بنیانگذار باید همزمان در پاریس، لندن، نیویورک و دیگر بازارهای جهانی نوشته و تلفظ شود.
نام «عزالدین علایه» (Azzedine Alaïa)، طراح تونسیتبار، در فضای فرانسوی به صورت «اَزِدین آلایا»، همانگونه که مردمان عربزبان شمال آفریقا این نام را تلفظ میکنند، تثبیت شد. در نام Alaïa، دو نقطه روی حرف «ï» در املای فرانسوی نشان میدهد که هر دو مصوت جداگانه تلفظ میشوند و مصوت مرکب نیستند.
در اینجا با ترجمه نام روبهرو نیستیم؛ صورت عربی نام پس از عبور از نظام نوشتاری و آوایی فرانسوی، به هویت بینالمللی یک خانه مد تبدیل شده است.
نام خانه مد «سافیا» (Safiyaa) نیز از «صفیه» میآید، اما املای کشیده و متمایز آن با هویت بصری دنیای مد هماهنگ شده است. بر اساس وبسایت رسمی این شرکت، این خانه مد به نام دختر بنیانگذار آن، دانیلا کارنوتس (Daniela Karnuts)، نامگذاری شده است و با مفهوم «پاکی» پیوند دارد.
نامها در سفر صرفا دچار فقدان نمیشوند، گاهی حتی زندگی دومی مییابند. کوروش در زبان انگلیسی سایرس شد و پس از چند هزار سال همچنان معتبر باقی ماند. ریحانه نیز در یکی از صورتهای جهانی خود به ریانا رسید و با صدای یک خواننده وارد گوش میلیونها نفر شد.
میان این دو، تاریخی از ترجمه، مهاجرت، سازگاری و پذیرش فرهنگی قرار دارد؛ تاریخی که نشان میدهد هویت همیشه با حفظ بیکم و کاست شکل نخستین زنده نمیماند، بلکه گاه با توانایی تغییر و ادامه دادن در زبانی دیگر دوام میآورد.
برگرفته ای از سایت ایندیپندنت فارسی، 12 اگوست 2026

