آرشاک شجاعی
در روزهایی که تحولات بزرگی در روابط جمهوری اسلامی و ایالات متحده رخ میدهد، بسیاری از نگاهها به واشنگتن، تهران، بروکسل، بورگناشتوک و تلآویو دوخته شده است. هر روز خبری تازه منتشر میشود؛ مذاکرهای آغاز میشود، تهدیدی مطرح میشود، آتشبسی برقرار میشود یا بحرانی تازه شکل میگیرد. اما در میان این همه خبر، یک واقعیت تلخ کمتر دیده میشود: آنچه بیش از هر چیز آسیب دیده، روح و روان جامعه ایران است.
امروز بزرگترین بحران ایران، ننها بحران اقتصادی یا سیاسی نیست؛ بحران امید است.
نسلی در ایران رشد کرده که جنگ را دیده، تحریم را تحمل کرده، تورم را تجربه کرده، اعتراض کرده، سرکوب دیده، مهاجرت کرده، کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه را دیده آرزوی مهاجرت دارد. بسیاری از مردم دیگر نه از روی رضایت، بلکه از سر خستگی زندگی میکنند. جامعهای که امید خود را از دست بدهد، پیش از آنکه از نظر اقتصادی شکست بخورد، از درون فرسوده میشود.
اما تاریخ نشان داده است که امید، یک احساس زودگذر نیست؛ یک انتخاب جمعی است. ملتهایی که توانستهاند از بزرگترین بحرانها عبور کنند، ابتدا توانستهاند بر سر یک هدف مشترک به توافق برسند.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که ما نیز شعارهای خود را بازنگری کنیم.
سالها پیش، دکتر اسماعیل نوریعلا شعاری را مطرح کردند که امروز بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا میکند: «ایران از همهٔ ما مهمتر است.»
شاید زمان آن رسیده باشد که این جمله، از یک شعار به یک میثاق ملی تبدیل شود. ایران، خانه مشترک همهء ماست، پیش از آنکه سلطنتطلب باشیم یا جمهوریخواه، چپ باشیم یا راست، سکولار باشیم یا دین مدار، عضو هر حزب یا جریان سیاسی باشیم، ایرانی هستیم. اگر این خانه آسیب ببیند، هیچیک از ما پیروز نخواهیم بود.
این سخن به معنای کنار گذاشتن اختلافهای سیاسی نیست. اختلاف نظر، در هر جامعه آزاد، طبیعی و حتی ضروری است. اما شاید بتوان بر سر یک اصل به توافق رسید و وحدت عمل داشت : آن هم حفظ ایران، حفظ تمامیت ارضی، کرامت مردم و آینده کشور، بر هر رقابت سیاسی مقدم است.
امروز جامعهء ایران بیش از آنکه به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به اعتماد نیاز دارد. اعتماد نیز زمانی شکل میگیرد که نیروهای سیاسی نشان دهند منافع ملی را بر منافع جناحی ترجیح میدهند. و دشمنی با آن خاندان و آن سلسله دست بردارند، گذشته متعلفق به آیندگان نیست، گذشته آینهء راهمان باید باشد.
شاید فصل تازه سیاست ایران از همین نقطه آغاز شود؛ از این باور که هیچ جریان سیاسی بهتنهایی ایران نیست، اما همه جریانهایی که به آزادی، آبادانی و یکپارچگی ایران پایبندند، میتوانند در ساختن آینده آن سهم داشته باشند.
اگر بتوانیم این اندیشه را به فرهنگ سیاسی خود تبدیل کنیم، امید نیز آرامآرام بازخواهد گشت. زیرا امید، از وعدههای سیاستمداران متولد نمیشود؛ از اعتماد مردم به یکدیگر زاده میشود.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، ایران به نسلی نیاز دارد که به جای پرسیدن «چه کسی پیروز میشود؟»، بپرسد: «چه چیزی به سود ایران است؟»
شاید این همان آغاز فصلی نو باشد؛ فصلی که در آن، به جای محور قرار دادن اشخاص، احزاب یا ایدئولوژیها، ایران محور گفتوگو و همکاری شود.
ایران، از همهٔ ما مهمتر است.
برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 28 ژوئن 2026

