بهاری بهنگام؛ در اواخر حکومتی نابهنگام

آرشاک شجاعی
در روزهایی به نوروز می رسیم که آسمان ایران آرام نیست.

صدای جنگ در گوشه گوشه ‌های سرزمین ما شنیده می‌شود و سایهٔ اضطراب بر زندگی مردم افتاده است. جنگ همیشه تلخ است؛ حتی وقتی که بخشی از مردم آن را راهی برای پایان یک رنج بزرگ می‌دانند و بخشی دیگر از آن هراس دارند. در چنین لحظه‌ای، تقارن نوروز با جنگ، ما را ناگزیر می‌کند دوباره به این‌مطلب بپردازیم که نوروز در فرهنگ ایرانی دقیقاً چه معنایی دارد؟.

 نوروز فقط آغاز یک تقویم نیست.

در حافظهء تاریخی ایرانیان، نوروز زمان پاکسازی است؛ زمانی برای زدودن کهنگی، تاریکی و آلودگی از زندگی. سنت خانه‌تکانی فقط یک رسم سادهء خانگی نیست. این سنت نمادی از یک باور عمیق فرهنگی است که جهان، برای نو شدن از غبار گذشته، نوید می‌دهد. در اسطوره‌های ایرانی، از دوران جمشید تا روایت‌های مردمی، نوروز همیشه با پیروزی روشنایی بر تیرگی همراه بوده است. مردم لباس نو می‌پوشند، آتش می‌افروزند، سبزه می‌رویانند و سفره‌ای می‌چینند که نماد زندگی و برکت است: همه این‌ها همه یک پیام دارد “زندگی باید دوباره آغاز شود”.

اما تاریخ ایران بارها نشان داده است که نوروز همیشه در روزهای آرام فرا نرسیده است. در دوره‌هایی نوروز در میان جنگ‌ها، شکست‌ها، مهاجرت‌ها و بحران‌های بزرگ آمده است. با این حال یک چیز تغییر نکرده: ایرانیان حتی در تاریک‌ترین روزها، نوروز را علامت امید دانسته‌اند.

امروز نیز جامعهء ایران در وضعیتی پیچیده قرار دارد. بخشی از مردم از جنگ می‌ترسند، زیرا جنگ می‌تواند ویرانی و رنج بیاورد. بخشی دیگر جنگ را پایان یک وضعیت تحمل‌ناپذیر می‌بینند؛ وضعیتی که سال‌هاست آزادی، رفاه و آیندهء کشور را گروگان گرفته است. این اختلاف نگاه طبیعی است. هیچ ملتی جنگ را با شادی آغاز نمی‌کند. اما گاهی تاریخ ملت‌ها در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که میان ادامهء یک بن‌بست و عبور از یک بحران بزرگ باید انتخاب کند.

در این میان، نوروز می‌تواند معنایی فراتر از یک جشن داشته باشد. نوروز یادآور این حقیقت است که جامعهء ایرانی همیشه توانسته پس از ویرانی‌ها دوباره برخیزد. نوروز به ما می‌گوید “هیچ زمستانی ابدی نیست”.

اگر نوروز روز نو شدن است، ایرانِ پس از این بحران چگونه باید باشد؟ . آیا می‌توان کشوری ساخت که در آن ترس جای خود را به اعتماد بدهد؟ آیا می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن حکومت به جای تحمیل، نمایندهٔ مردم باشد؟ آیا می‌توان سرزمینی داشت که در آن آیندهٔ جوانان گروگان سیاست و ایدئولوژی نباشد؟

نوروز در فرهنگ ایرانی دقیقاً پاسخی برای همین پرسش‌هاست.نوروز فقط تغییر فصل نیست، نوروز دعوت به بازسازی جهان است. امسال سفرهء هفت‌سین شاید در خانه‌های بسیاری با نگرانی چیده شود. اما همان سبزهء کوچک روی سفره، همان جوانهء سبزی که از دل خاک بیرون می‌آید، یادآور یک حقیقت ساده است: زندگی راه خود را پیدا می‌کند.

ایران در طول تاریخ بارها از دل بحران‌ها عبور کرده است. این بار هم عبور خواهد کرد. این سرزمین تمدنی چند هزار ساله دارد که از حمله‌ها، فروپاشی‌ها و جنگ‌ها گذشته اما همچنان ایستاده است.

نوروز امسال شاید بیش از هر زمان دیگری یادآور یک امید باشد، امید به اینکه سال نو، فقط تغییر عدد تقویم نباشد بلکه آغاز فصلی تازه برای ایران باشد؛ فصلی که در آن جنگ و ‌کشتار جای خود را به آزادی بدهد، ویرانی جای خود را به سازندگی بدهد، و زمستانِ طولانیِ سیاست و مبارزه، سرانجام به بهار برسد.

نوروز همیشه چنین پیامی داشته است: بهار می‌آید، حتی اگر زمستان طولانی باشد.

برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی، 19 مارس 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا