به کدام وعده می توان اعتماد کرد؟

آرشاک شجاعی
نخست لازم می‌دانم تأکید کنم که بیان واقعیت‌هایی که در این نوشته به آنها اشاره می‌شود، به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست. مسئول اصلی و مستقیم سرکوب مردم، ویرانی اقتصاد، انزوای کشور و رساندن ایران به چنین موقعیت خطرناکی، خود جمهوری اسلامی است. اما مخالفت با این حکومت نباید ما را از پرسشگری دربارهء سیاست دولت‌های خارجی بازدارد. نمی‌توان به این دلیل که دشمن جمهوری اسلامی هستیم، هر تصمیم دولت‌های دیگر را الزاماً در جهت آزادی ایران دانست.

رابطههء مردم ایران با آمریکا و اسرائیل را نیز نمی‌توان صرفاً با مناسبات رسمی دولت‌ها توضیح داد. در بخشی از جامعههء ایران، علاقه و همدلی فرهنگی و تاریخی نسبت به این دو کشور وجود دارد؛ علاقه‌ای که تنها از منافع سیاسی دولت‌ها سرچشمه نمی‌گیرد. پس از حملات یازدهم سپتامبر، بسیاری از ایرانیان، با وجود فضای سرکوب در داخل کشور، برای ابراز همدردی با قربانیان شمع روشن کردند. همچنین در حافظه تاریخی یهودیان، نام کوروش بزرگ با آزادی یهودیان از اسارت بابلی پیوند خورده و این روایت همچنان برای بسیاری از ایرانیان و یهودیان معنایی عمیق دارد.

این پیشینهء فرهنگی و انسانی، سرمایه‌ای ارزشمند برای همدلی میان ملت‌هاست؛ اما دقیقاً به همین دلیل، نباید اجازه داد علاقه و اعتماد یک ملت با سخنان نسنجیده، وعده‌های مبهم یا دعوت‌های بدون پشتوانه، به رنجش و سرخوردگی تبدیل شود. مردم ایران می‌توانند با مردم آمریکا و اسرائیل احساس نزدیکی کنند، بی‌آنکه هر سیاست دولت‌های آنان را تأیید کنند؛ همان‌گونه که مخالفت با جمهوری اسلامی نیز نباید به معنای چشم‌پوشی از رنج مردم عادی در نتیجهء تصمیم‌های نظامی و اقتصادی باشد.

دولت آمریکا، مانند هر دولت دیگری، پیش از هر چیز منافع خود را دنبال می‌کند. امروز ممکن است تضعیف جمهوری اسلامی با منافع آن هماهنگ باشد و فردا یک توافق سیاسی یا آتش‌بس، گزینهء مناسب‌تری تشخیص داده شود. این واقعیت سیاست بین‌الملل است، نه الزاماً خیانت یا توطئه. اشتباه از جایی آغاز می‌شود که ما منافع موقت یک دولت خارجی را با تعهد پایدار آن به آزادی ایران یکی بدانیم.

به همین دلیل، باید از حمایت مسئولانهء خارجی استقبال کرد، اما نباید به هیچ دولتی چک سفیدامضا داد. کمک به دسترسی آزاد مردم به اینترنت، فشار دیپلماتیک برای جلوگیری از سرکوب، تعقیب مسئولان کشتار، حمایت از زندانیان سیاسی و پشتیبانی روشن از یک گذار دموکراتیک، حمایت‌هایی مشخص و قابل ارزیابی‌اند. اما یک پیام هیجان‌انگیز در شبکه‌های اجتماعی، بدون برنامه و تضمین عملی، نمی‌تواند جان مردم را در برابر دستگاه سرکوب محافظت کند.

در دی‌ماه، هنگامی که اعتراضات سراسری ایران با سرکوبی خونین روبه‌رو بود، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، خطاب به مردم ایران نوشت: «به اعتراض ادامه دهید؛ کمک در راه است.» او هرگز به‌روشنی توضیح نداد این کمک چیست، چه زمانی می‌رسد و تا کجا ادامه خواهد داشت. چند ماه بعد، با اذعان به اینکه معترضان ممکن است بلافاصله هدف گلوله قرار گیرند، باز هم آنان را به قیام دعوت کرد و اکنون دوباره می‌پرسد: «مردم ایران چه زمانی قیام خواهند کرد و خواهند جنگید؟»

البته هیچ‌کس نمی‌تواند انتظار داشته باشد که رئیس‌جمهور آمریکا یا هر سیاستمدار دیگری، نتیجهء اعتراضات و میزان خشونت حکومت را با قطعیت پیش‌بینی کند. سخن بر سر پیش‌بینی آینده نیست؛ پرسش دربارهء مسئولیتی است که باید همراه دعوت مردم به عملی چنین پرخطر باشد.

مردم ایران در چند دههء گذشته بارها با دست خالی به خیابان آمده‌اند، کشته داده‌اند، زندان رفته‌اند و بهای سنگینی برای آزادی پرداخته‌اند. مردمی با چنین سابقه‌ای نیازی ندارند کسی از هزاران کیلومتر دورتر، شجاعت را به آنان یادآوری کند. پرسش آنان می‌تواند این باشد: هنگامی که رئیس‌جمهور یک قدرت بزرگ، مردمی را به عملی دعوت می‌کند که ممکن است به قیمت جانشان تمام شود، خود چه تعهد مشخصی در برابر آنان می‌پذیرد؟

آنچه برای یک دولت «اهرم فشار» نامیده می‌شود، ممکن است برای یک خانوادهء ایرانی به معنای کوچک‌تر شدن سفره، گرانی دارو، بیکاری و ناتوانی در پرداخت اجاره‌خانه باشد. فشار بر حکومت، اگر بدون برنامه‌ای برای کاهش آسیب به مردم عادی اعمال شود، می‌تواند بیش از آنکه حاکمان را متضرر کند، زندگی شهروندان را دشوارتر سازد.

مردم ایران از سر ترس یا بی‌تفاوتی در خانه نمانده‌اند. آنان می‌دانند ورود به خیابان در ایران با حضور در یک تجمع عادی در کشورهای آزاد تفاوت دارد. خیابان برای آنان ممکن است به بازداشت، شکنجه، نابینایی یا مرگ منتهی شود. طبیعی است که پیش از پذیرفتن چنین خطری بپرسند: برنامهء روز بعد چیست؟ دستگاه سرکوب چگونه مهار خواهد شد؟ و آیا کسانی که امروز وعدهء کمک می‌دهند، فردا نیز در کنار مردم خواهند ماند یا با رسیدن به توافقی تازه، آنان را فراموش خواهند کرد؟

هیچ ملتی نمی‌تواند آزادی خود را به یک دولت خارجی واگذار کند. تغییر واقعی باید از درون جامعهء ایرانیان برخیزد؛ اما حمایت مسئولانهء جهان می‌تواند هزینهء این تغییر را کاهش دهد. تفاوت بزرگی وجود دارد میان ایستادن در کنار یک ملت و دعوت کردن آن ملت به میدان خطر، بدون پذیرفتن مسئولیت پیامدهای آن.

میان جملهء «کمک در راه است» و پرسش «مردم ایران چه زمانی قیام خواهند کرد؟»، هنوز یک سؤال بی‌پاسخ باقی مانده است: آن کمک دقیقاً چه بود و چه شد؟ و آیا می‌توان امیدوار بود که این بار پاسخی روشن و درخور در راه باشد؟

برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 8 سپتامبر 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا