امیل ایمانی
جهاد در کانون «دین صلح» (ترجمه شایع واژهء «اسلام») قرار دارد و بخش بزرگی از الهیات و دغدغه های اسلام را به خود اختصاص داده است. موضوع جهاد در ۹ درصد آیات مکی، ۲۴ درصد آیات مدنی و ۶۷ درصد «سیره» (رفتار، روش، سنت، سیرت، هنجار و احادیث مربوط به زندگی پیامبر) مطرح شده است. مسلمانان، طبق معمول، ادعا می کنند که تاکید بر جهاد، ناظر بر مبارزه فرد با کاستی ها و ضعف های خویش است؛ همان چیزی که «جهاد اکبر» خوانده می شود، نه جنگیدن با دیگران که «جهاد اصغر» نام دارد. اما در واقع، تنها ۲ درصد مطالب مربوط به جهاد در «احادیث» به جهاد اکبر اشاره دارد؛ در حالی که ۹۸ درصد دیگر درباره جهاد اصغر، یا جهاد با شمشیر، است.
خطر جهادگرایی
برخی افراد که از اعمال مسلمانان متعصب حیرت زده می شوند، به این نتیجه می رسند که آنان باید شستشوی مغزی شده باشند؛ زیرا در غیر این صورت چگونه می توان نظام اعتقادی کاملا غیرعقلانی و اعمال غالبا خود ویرانگر آنان را توضیح داد؟ اما مفهوم رایج «شستشوی مغزی» بیشتر به داستان های علمی ـ تخیلی و فیلم های هالیوودی، مانند «کاندیدای منچوری»، تعلق دارد.
انسان به تعبیری با مغزی از پیش شسته شده وارد جهان می شود؛ به این معنا که مغز او همان چیزی است که جان لاک «لوح سفید» می نامید: صفحه ای خالی که آماده است تجربهء نوشتهء خود را بر آن نقش کند. البته جان لاک فقط تا حدودی درست می گفت، زیرا مغز انسان همراه با گرایش های متعدد از پیش موجود به دنیا می آید. ترکیبی از تاثیرات زندگی و تصمیم های خود فرد تعیین می کند که کدام یک از این گرایش ها رشد کند و کدام یک مجال رشد نیابد. انسان منحصر به فرد از طریق همین فرایند شکل می گیرد.
بسیاری از حیوانات با برنامه هایی از پیش آماده به دنیا می آیند که بخش بزرگی از زندگی آنان را به طور خودکار اداره می کند. مهاجرت پرندگان، رفتارهای جفت یابی و هزاران رفتار پیچیده دیگر نمونه هایی از این نوع برنامه ریزی مشخص هستند. اصطلاح رایج برای چنین رفتارهایی «غریزه» است. به طور کلی، هرچه موجود زنده تکامل یافته تر باشد، برنامه ریزی خشک و از پیش تعیین شده آن کمتر و امکان انتخابش بیشتر است.
انتخاب کردن به این بستگی دارد که چه گزینه هایی در دسترس باشند و هر گزینه تا چه اندازه برای فرد جذابیت داشته باشد. نوزاد انسان در حالی وارد عرصه زندگی می شود که چاره ای جز پذیرش منفعلانه چیزهایی ندارد که پیشاپیش برای او انتخاب شده اند.
این وضع شبیه شوخی قدیمی هنری فورد است که گفته می شود به مشتریان اش می گفت می توانند رنگ اتومبیل تازه خود را به دلخواه انتخاب کنند، به شرط آنکه آن رنگ سیاه باشد. وضع برای نوزاد تازه وارد نیز تقریبا به همین اندازه محدود است. او در انتخاب پدر و مادر، موقعیت اجتماعی و اقتصادی، محیط تولد و بسیاری امور دیگر هیچ نقشی ندارد. همهء این عوامل از پیش وجود دارند و او باید زندگی را از متن و شرایطی آغاز کند که در آن به دنیا آمده است.
رشد نوزاد در هر خانواده به شدت تحت تاثیر عوامل گوناگون قرار دارد؛ از جمله میزان دخالت مستقیم والدین در زندگی او، درجه دینداری آنان و شدت نظارتی که برای تبدیل کردن او نه فقط به انسانی خوب، بلکه به انسانی بهتر از خودشان، اعمال می کنند.
والدین غالبا می کوشند آرزوهای تحقق نیافته خود را از طریق فرزندان شان تحقق بخشند. آنان تا آنجا که می توانند فرزندان خود را چنان برنامه ریزی می کنند که به چیزهایی تبدیل شوند یا دست یابند که خودشان نتوانسته اند به آنها برسند. این نگرش همهء عرصه های زندگی را در بر می گیرد: فراهم کردن تحصیلاتی که خود والدین از آن محروم بوده اند، یاری رساندن به فرزند برای رسیدن به شهرت و ثروت، پرورش او برای تبدیل شدن به ورزشکاری برجسته و مانند اینها.
این واقعیت دارد که تاثیرات دوران اولیه زندگی نقشی اساسی در شکل گیری شخصیت انسان ایفا می کنند. از همین رو، برای مثال، اکثریت قاطع مسلمانان در خانواده های مسلمان، کاتولیک ها در خانواده های کاتولیک و هندوها در خانواده های هندو به دنیا می آیند. همچنین واقعیت دارد که شدت دینداری از ضعیف تا بسیار شدید متغیر است و بیشتر مردم جایی میان این دو حد قرار می گیرند.
جالب آنکه دو فرزند که به وسیله پدر و مادری واحد و تحت تاثیرات مشابه پرورش یافته اند، ممکن است از نظر باورها و اعمال دینی در دو قطب کاملا مخالف قرار گیرند. در این نقطه است که پویایی انسانی آزادی انتخاب وارد عمل می شود و یکی را به یک سوی طیف و دیگری را به سوی مخالف می کشاند. با وجود برخی انحراف های شدید و استثنایی، اکثریت بزرگ فرزندان یک خانواده، با درجات متفاوت، همان نگرش های کلی دینی و ارزش های دیگر خانواده را می پذیرند. اصل کلی پیروی از مجموعه ای از ارزش های مشترک در همه گروه های انسانی وجود دارد؛ با این تفاوت که بعضی گروه ها انعطاف پذیر و فراگیر و برخی دیگر سختگیر و انحصارطلب هستند.
فرد برای برخورداری از امتیازهای عضویت در یک گروه، باید بهای این عضویت را نیز بپردازد.
انسان از همان لحظه ای که قادر می شود تا اندازه ای جهان را درک کند، با مجموعه ای حیرت انگیز از رازها، چالش ها و وسوسه ها روبرو می شود. در هر قدم پرسش هایی وجود دارد و ترس ها و امیدها با نیاز به زنده ماندن و آرزوی کامیابی درهم می آمیزند.
من کیستم؟ این جهان چیست؟ هدف از زندگی کدام است؟ چه باید بکنم و چگونه؟ به کجا می روم؟ انسان ها می میرند؛ پس از مرگ به کجا می روند؟ پرسش ها بی پایان اند، اما پاسخ های روشن و استوار اندک اند. مراکز اطلاع رسانی موجود در میدان زندگی، پاسخ هایی در اختیار انسان می گذارند که ممکن است از اضطراب ذاتی و وجودی او بکاهند. درست در همین جاست که دین نقش اساسی خود را ایفا می کند و جذابیت فراوان می یابد. دین برای کسانی که حاضرند پاسخ های آن را بر پایه ایمان بپذیرند، جواب هایی قطعی فراهم می کند.
اسلام برای توده هایی که قادر نیستند به تنهایی با عدم قطعیت های زندگی و مرگ روبرو شوند، نیروی جاذبه بسیار قدرتمندی دارد. بیشتر جهادگران سرسخت از میان همین جمعیت برمی خیزند؛ جمعیتی که بسیاری از اعضای آن از بدو تولد به طور کامل تلقین و تربیت دینی شده اند.
این معامله ای است که جهادگر انجام می دهد. او در برابر دستیابی به امنیتی همه جانبه، خود را کاملا تسلیم «دین تسلیم» می کند. اسلام همهء پاسخ هایی را که او برای مواجهه با این جهان در پی آنهاست در اختیارش قرار می دهد و به او وعده می دهد که پس از ترک این جهان، وارد بهشت بسیار سرسبز و جاودانه الله خواهد شد؛ البته همهء این وعده ها برای مردان در نظر گرفته شده اند. به فرد مومن وعده داده می شود که اگر این جهان را در حال تسلیم کامل و به عنوان سرباز پیاده آفریننده بهشت ترک کند، در زندگی بعدی از پاداش های حسی، باشکوه، تصورناپذیر و ابدی برخوردار خواهد شد. برخی این معامله را به طور کامل می پذیرند، برخی فقط بخشی از آن را قبول می کنند و برخی دیگر آن را رد کرده و برای پاسخ دادن به پرسش ها و اضطراب وجودی پایان ناپذیر خود در پی راه های دیگری می روند.
اکثریت بزرگ جهادگران از میان کسانی برمی خیزند که در دین اسلام متولد شده اند؛ زیرا آنان کسانی هستند که در پذیراترین سال های آغازین زندگی، بیش از دیگران تحت تاثیر تعالیم و القائات عقاید اسلامی قرار گرفته اند. با این حال، شمار اندکی نیز در بزرگسالی و با تصمیم شخصی اسلام می آورند و به خاطر همان پاداش هایی که اسلام وعده می دهد، خود را در صف جهادگران متعهد قرار می دهند.
اسلام این امتیاز بزرگ را دارد که نخستین دعوت کننده انسان تازه وارد به جهان است. این دین نظامی همه جا حاضر است که انبوه مومنان، مسجدها، مدرسه های دینی و سازمان های متعدد اجتماعی و اقتصادی را در اختیار دارد. این مجموعه بر فرد غلبه می کند و او را به درون همان جماعت می کشاند. فرد خود را در دریایی از انسان ها می یابد که ظاهرا می دانند جهان چیست، زندگی و مرگ چه معنایی دارند و انسان باید چه کند.
در این دریای متلاطم بشری که از حدود یک و نیم میلیارد مسلمان تشکیل شده است، هر مومن همچون قطره ای است که در نتیجه ترکیبی از انتخاب شخصی و نیروهای خارج از اختیارش، سرانجام در یکی از موج های متعدد آن قرار می گیرد. موج جهادگرایی برای کسانی که عمیقا تلقین پذیر شده اند و توانایی سازگاری عقلانی و مستقل با زندگی را ندارند، جذابیت بسیار زیادی دارد. فرد در اینجا راه حلی قطعی و نفوذناپذیر برای اضطراب ها و سردرگمی های خود پیدا می کند.
مرگ برای یک جهادگر چیزی جز بیرون آمدن از پوسته زندگی زمینی بی ارزش و پوشیدن جامه ای برای پرواز شادی آور به سوی زندگی سرشار از سعادتی نیست که محمد، آخرین فرستاده محبوب الله، وعده داده است.
ریشه کن کردن جهادگرایی وظیفه ای بسیار دشوار است. تلاش های گسترده آموزشی، همراه با مقابله قاطعانه با همه منابع و افرادی که از این فلسفه مرگبار حمایت می کنند و آن را گسترش می دهند، امیدوارکننده ترین راه برای رویارویی موثر با این مصیبت بشری است.
علاوه بر خانواده، مکان هایی مانند مسجدها و مدرسه های دینی، انجمن های اسلامی، موسسات خیریه، زندان ها و مراکز مشابه، محل پرورش جهادگران هستند. از یک سو، تلاش هایی عظیم برای خشکاندن باتلاق های پرورش دهنده ویروس اسلامی ضرورت دارد و از سوی دیگر، باید به مسلمانان کمک کرد تا نگرشی جایگزین درباره زندگی بپذیرند؛ نگرشی که به سردرگمی های آنان پاسخ دهد و بدون قرار دادن بخشی از بشریت در برابر بخش دیگر، میزانی از همان آرامشی را فراهم آورد که ادیان عرضه می کنند.
برای انجام وظیفه عظیم مقابله با جهادگرایی، همه افراد، گروه ها و حکومت ها باید منابع و نیروهای خود را با یکدیگر ترکیب کنند تا به پیروزی برسند.
سرنوشت زندگی متمدنانه در معرض خطر است. اگر کسی با گفتن «بگذار ترامپ این کار را انجام دهد» از مسئولیت خود شانه خالی کند، مرتکب عملی نابخشودنی شده است. ترامپ تویی. ترامپ منم. ترامپ هر انسان و سازمان روشنگری است که برای آزادی و کرامت انسان ارزش قائل است.
۱۸ سپتامبر ۲۰۱۸
برگفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 9 سپنامبر 2026

