پس از جنگ، آیا طبقه متوسط ایران به سمت فقر رانده می‌شود؟

دانیال بابایی
تورم، سقوط ارزش ریال و پیامدهای جنگ، فشار بر زندگی خانواده‌های ایرانی را افزایش داده است. کاهش قدرت خرید حالا طبقه متوسط را هم درگیر کرده و بسیاری ناچارند از هزینه‌های غذا، درمان و پس‌انداز خود بکاهند.

برای مینا، یک زن خانه‌دار ساکن تهران، جنگ دیگر با حملات هوایی یا بیانیه‌های نظامی سنجیده نمی‌شود. معیار او چیزهایی است که یکی پس از دیگری از سفره خانواده‌اش حذف شده‌اند.

او به دویچه ‌وله می‌گوید: «از وقتی جنگ در سال گذشته شروع شد، هر روز فقیرتر شده‌ایم. واقعا یادم نمی‌آید آخرین بار چه زمانی گوشت قرمز خریدم. به جایش مرغ می‌خریدیم، اما حالا حتی مرغ هم به کالایی لوکس تبدیل شده است. دیگر به پس‌انداز فکر نمی‌کنیم. فقط به این فکر می‌کنیم که چطور اجاره خانه را بدهیم و غذا بخریم.»

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده است که اقتصاد ایران امسال ۵.۴ درصد کوچک‌تر شود و نرخ تورم به حدود ۶۹ درصد برسد. بانک جهانی نیز هشدار داده است که جنگ، کاهش تجارت و تداوم نااطمینانی، فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد کرده‌اند.

احمد علوی، اقتصاددان و پژوهشگر مقیم سوئد، معتقد است جنگ بحران اقتصادی را در ایران به وجود نیاورد، اما آن را به‌شدت تشدید کرد.

او به دویچه ‌وله می‌گوید: «ایران در شرایطی وارد این درگیری شد که تورم از قبل بالای ۴۰ درصد بود، ارزش پول ملی کاهش می‌یافت، کسری بودجه مزمن وجود داشت و کشور سال‌ها تحتتحریم قرار داشت.»

احمد علوی می‌گوید که بازسازی اعتماد به اقتصاد، احتمالا بسیار بیشتر از ترمیم خسارت‌های فیزیکی ناشی از جنگ زمان خواهد برد
به گفته علوی، جنگ مانند یک شوک خارجی عمل کرد. آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در تجارت از مسیر تنگه هرمز، قطع اینترنت و افزایش انتظارات تورمی، سقوط قدرت خرید مردم را سرعت بخشید.

علوی با استناد به آمارهای رسمی می‌گوید، تورم سالانه به ۶۶ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به حدود ۸۸ درصد رسیده، در حالی که افزایش قیمت مواد غذایی حتی شدیدتر بوده است.

به گفته او، قیمت نان و غلات حدود ۱۴۰ درصد، گوشت و مرغ ۱۳۵ درصد، لبنیات بیش از ۱۱۶ درصد و روغن خوراکی بیش از ۲۰۰ درصد افزایش یافته است.

برای بسیاری از خانواده‌ها، این افزایش قیمت‌ها به معنای کاهش مصرف گوشت، به تعویق انداختن درمان و کنار گذاشتن پس‌انداز بوده است.

اقتصاددانان می‌گویند، خانوارها معمولا در نخستین مرحله هزینه‌هایی مانند سفر و پوشاک را کاهش می‌دهند. اما وقتی تورم ادامه پیدا می‌کند، صرفه‌جویی به مواد غذایی، درمان و آموزش هم می‌رسد.

این روند فشار را بر خانواده‌های طبقه متوسطی افزایش داده که زمانی خود را از نظر مالی نسبتا امن می‌دانستند.

علوی می‌گوید، خانوارهای کم‌درآمد بیشترین آسیب را دیده‌اند، اما طبقه متوسط نیز به شکل فزاینده‌ای با همان فشارها روبه‌رو شده است.

او می‌گوید: «بسیاری از حقوق‌بگیران و بازنشستگان برای نخستین بار به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند، چون درآمد آنها نتوانسته همپای تورم افزایش پیدا کند.»
برآورد علوی این است که از زمان تشدید درگیری‌ها، بین ۳.۵ تا ۴.۵ میلیون نفر دیگر در ایران به زیر خط فقر رفته‌اند و شمار افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند اکنون به بیش از ۴۰ میلیون نفر رسیده است.
کسب‌وکارها زیر فشار نااطمینانی

فشار اقتصادی فقط به خانوارها محدود نمی‌شود. بخش خصوصی ایران نیز با پیامدهای آن دست‌وپنجه نرم می‌کند.

مرتضی، یک تاحر ایرانی ساکن گرگان می‌گوید، پس از دشوارتر شدن حمل‌ونقل از مسیر تنگه هرمز، مسیرهای تجاری منطقه به‌سرعت تغییر کردند.

او به دویچه ‌وله می‌گوید: «چین خیلی سریع بخشی از خلا تامین‌کنندگان دبی را پر کرد. برخلاف کشورهای حوزه خلیج فارس، چین می‌تواند کالاها را از طریق خطوط ریلی آسیای میانه هم ارسال کند و به این ترتیب از بسیاری از خطرها و تاخیرهای حمل‌ونقل دریایی دور بماند.»

او معتقد است، افزایش اهمیت این مسیرهای زمینی یکی از دلایلی بوده که آمریکا پل آق‌قلا در نزدیکی مرز ایران و ترکمنستان را هدف قرار داده است. دویچه‌ وله نتوانسته این ارزیابی را به طور مستقل تایید کند.

با این حال، مرتضی می‌گوید تغییر مسیرهای تجاری منفعت چندانی برای بازرگانان ایرانی نداشته است.

او می‌گوید: «سقوط ارزش ریال و تورم شدید اجازه نداده بازار رشد کند. بازرگانان دائما در شرایط نااطمینانی زندگی می‌کنند، چون نرخ ارز تقریبا هر روز تغییر می‌کند. کالایی را که قبلا با قیمت پایین‌تری خریده و فروخته‌ایم، حالا باید با هزینه بسیار بیشتری جایگزین کنیم، آن هم در صورتی که مشتری هنوز قدرت خرید آن را داشته باشد.»

برای مرتضی، همین نااطمینانی به بزرگ‌ترین مانع تبدیل شده است.

او می‌گوید: «با ادامه تنش‌ها، واقعا آینده روشنی برای کسب‌وکار در ایران نمی‌بینم.»
آیا دولت می‌تواند فشار را کاهش دهد؟

با وجود افزایش قیمت جهانی نفت، علوی معتقد است ایران احتمالا نمی‌تواند بهره قابل توجهی از آن ببرد، زیرا تحریم‌ها، محدودیت‌های صادراتی و افزایش هزینه حمل‌ونقل همچنان درآمدهای نفتی کشور را محدود می‌کنند.

به گفته او، اقداماتی مانند پرداخت یارانه، کنترل قیمت‌ها و مداخله دولت در بازار ارز شاید بتوانند بخشی از فشار فوری را کاهش دهند، اما مشکلات ریشه‌ای اقتصاد را حل نمی‌کنند.

علوی می‌گوید: «بدون بازگرداندن اعتماد، کاهش تحریم‌ها و رسیدگی به مشکلات ساختاری، این سیاست‌ها چیزی بیشتر از واکنش‌های کوتاه‌مدت نخواهند بود و به راه‌حلی پایدار تبدیل نمی‌شوند.»
هزینه پنهان نااطمینانی

علوی معتقد است، خود نااطمینانی به یکی از بزرگ‌ترین موانع احیای اقتصاد ایران تبدیل شده است.

به گفته او، بسیاری از کسب‌وکارها سرمایه‌گذاری‌های خود را به تعویق انداخته‌اند، زیرا اعتماد چندانی به شرایط اقتصادی آینده ندارند. همزمان، خانوارها نیز در هزینه کردن محتاط‌تر شده‌اند، چون انتظار دارند قیمت‌ها همچنان افزایش یابد و ارزش واقعی درآمدشان بیشتر کاهش پیدا کند.

به باور علوی، بازگرداندن اعتماد سرمایه‌گذاران، صاحبان کسب‌وکار و مصرف‌کنندگان احتمالا بسیار بیشتر از بازسازی خسارت‌های فیزیکی جنگ زمان خواهد برد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او می‌گوید حتی اگر تنش‌های نظامی فروکش کند، تا زمانی که تورم کاهش پیدا نکند، نرخ ارز به ثبات نرسد و شرایط تجارت بهبود نیابد، بسیاری از خانواده‌ها همچنان زیر فشار اقتصادی خواهند ماند.

اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، علوی انتظار دارد سطح زندگی مردم باز هم کاهش یابد. خانواده‌های بیشتری ممکن است مصرف مواد پروتئینی را کم کنند، از هزینه‌های درمان و آموزش بزنند و همزمان تعطیلی کسب‌وکارها و بیکاری نیز افزایش پیدا کند.

اما برای مینا، آینده اقتصادی ایران با شاخص‌های کلان و پیش‌بینی‌های اقتصادی تعریف نمی‌شود.

او می‌گوید: «دیگر درباره آینده حرف نمی‌زنیم. فقط امیدواریم بتوانیم اجاره ماه بعد را پرداخت کنیم.»

برگرفته ای از سایت دویچه وله فارسی، 12 اگوست 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا