چرا افزایش دوباره قیمت بنزین برای ایران پرریسک است؟

امیر سلطان زاده

دولت ایران می‌گوید اصلاح نظام بنزین دیگر اجتناب‌ناپذیر شده است؛ هم‌زمان گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد نرخ جدید بنزین ممکن است به ۱۰ هزار تومان، به ازای هر لیتر برسد.
ایران به یکی دیگر از حساس‌ترین تصمیم‌های اقتصادی و اجتماعی خود نزدیک می‌شود: تغییر در قیمت بنزین. دولت با شکاف رو به افزایش میان تولید و مصرف داخلی سوخت روبرو است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، گفته است اقدام در این زمینه “قطعی و اجتناب‌ناپذیر” است؛ هرچند هنوز روشن نیست این اقدام از مسیر سهمیه‌بندی تازه یا افزایش قیمت یا ترکیبی از هر دو انجام شود. رسانه‌های ایران گزارش داده‌اند که نرخ سوم و بالاترین قیمت بنزین ممکن است به ۱۰ هزار تومان، برای هر لیتر برسد. البته این رقم هنوز به‌طور رسمی تایید نشده است.

بنزین در ایران هیچ‌گاه فقط یک مسئله اقتصادی نبوده است. آخرین افزایش ناگهانی و عمده قیمت سوخت در آبان ۱۳۹۸ به اعتراضات سراسری و یکی از خونین‌ترین سرکوب‌ها در تاریخ جمهوری اسلامی انجامید.

این بار نیز دولت با مسئله‌ای پیچیده‌تر روبروست. ایران حتی پیش از جنگ اخیر، بیش از میزان تولید داخلی خود بنزین مصرف می‌کرد. خسارت به زیرساخت‌های سوختی و محدودیت‌های واردات، مدیریت این ناترازی را دشوارتر و پرهزینه‌تر کرده است.
بنزین ۱۰ هزار تومانی یعنی چه؟

گزارش‌ها درباره احتمال افزایش نرخ سوم به ۱۰ هزار تومان، نگرانی‌هایی ایجاد کرده است؛ هرچند دولت می‌گوید بیشتر رانندگان همچنان تحت پوشش سهمیه‌های موجود باقی خواهند ماند. بر اساس روایت رسمی، دست کم ۷۰ درصد مالکان خودروهای شخصی، بیش از سهمیه یارانه‌ای خود مصرف نمی‌کنند. بنابراین نرخ بالاتر عمدتا شامل رانندگانی خواهد شد که بیش از حدود ۱۱۰ لیتر در ماه مصرف دارند.

منتقدان اما قانع نشده‌اند. آنان می‌گویند تمرکز صرف بر نرخ جدید، اثر گسترده قیمت سوخت بر کل اقتصاد، به‌ویژه هزینه‌های حمل‌ونقل، را نادیده می‌گیرد.

یک شهروند تهرانی در گفت‌وگو با دویچه‌وله، مقایسه قیمت بنزین در ایران با نرخ‌های جهانی را رد می‌کند. او می‌گوید: «اگر قرار است بنزین را با قیمت جهانی حساب کنند، حقوق‌ها را هم باید جهانی بدهند.»

به گفته این شهروند، بنزین برای بسیاری از خانواده‌ها کالایی ضروری است و افزایش قیمت آن الزاما مصرف را از میان نمی‌برد.

او همچنین به حساسیت سیاسی این تصمیم اشاره می‌کند و می‌گوید بسیاری از مردم وعده‌های پیشین مسعود پزشکیان درباره سطح زندگی و معیشت را فراموش نکرده‌اند.

یک شهروند دیگر که در کرج، نزدیک تهران، زندگی می‌کند، می‌گوید افزایش قیمت بنزین خیلی زود در سراسر اقتصاد پخش می‌شود. به گفته او “این تصمیم باعث واکنش زنجیره‌ای در قیمت کالاها و خدمات می‌شود و در نهایت بیشترین فشار بر طبقات متوسط و کم‌درآمد وارد خواهد شد.”

این شهروند کارمند دولت است، اما برای جبران کمبود درآمد، با خودروی شخصی مسافرکشی هم می‌کند.

به گفته او، خودرویی که در هر ۱۰۰ کیلومتر ۱۲ لیتر بنزین مصرف می‌کند، صرفا به دلیل گران‌تر شدن سوخت، ناگهان کم‌مصرف نمی‌شود. بدون خودروهای بهتر و حمل‌ونقل عمومی کارآمد، رانندگان گزینه‌های زیادی ندارند.

او اضافه می‌کند: «وقتی بنزین گران شود، کرایه حمل‌ونقل هم بالا می‌رود.»
آیا افزایش قیمت واقعا مصرف را کم می‌کند؟

از نظر اقتصادی، تقاضا برای بنزین در کوتاه‌مدت معمولا نسبت به قیمت انعطاف‌پذیری کمی دارد؛ به‌ویژه در کشورهایی که مصرف‌کنندگان جایگزین عملی در اختیار ندارند.

این مسئله در ایران اهمیت بیشتری دارد. حمل‌ونقل عمومی در بسیاری از مناطق ناکافی است و بخش بزرگی از ناوگان خودرویی کشور فرسوده و پرمصرف است.

او می‌گوید: «افزایش قیمت می‌تواند رانندگی غیرضروری را کاهش دهد و قاچاق سوخت را کمتر سودآور کند، اما به‌تنهایی بحران را حل نمی‌کند.»

به گفته شکری، افزایش تدریجی قیمت برای مصرف بالاتر از سهمیه ماهانه می‌تواند به کنترل تقاضا کمک کند. اما این سیاست باید با حمایت مالی از خانوارهای کم‌درآمد و بهبود جدی حمل‌ونقل عمومی همراه باشد.

او هشدار می‌دهد که در غیر این صورت، افزایش قیمت می‌تواند به تورم بیشتر و ناآرامی اجتماعی منجر شود.
ایران نفت دارد؛ پس چرا بنزین کم می‌آورد؟

ایران از بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان برخوردار است، اما تولید نفت خام با تولید بنزین یکسان نیست.

شکری برآورد می‌کند که ایران اکنون روزانه حدود ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین، شامل سوخت ترکیبی، تولید می‌کند؛ در حالی که مصرف روزانه حدود ۱۲۹ میلیون لیتر است. در تعطیلات و دوره‌های اوج سفر، تقاضا می‌تواند از این هم بالاتر برود.

از سال ۲۰۱۹، مصرف داخلی بسیار سریع‌تر از تولید رشد کرده است. برآوردهایی که در بحث‌های داخلی ایران مطرح شده نشان می‌دهد مصرف روزانه بنزین از آن زمان حدود ۳۹ میلیون لیتر افزایش یافته، اما ظرفیت تولید فقط حدود ۱۶ میلیون لیتر بالا رفته است.

در نتیجه، کشوری که زمانی مازاد بنزین برای صادرات داشت، اکنون بیش از پیش به واردات وابسته شده است.

دولت می‌گوید افزایش قیمت می‌تواند تقاضا را چند میلیون لیتر در روز کاهش دهد. اما حتی چنین کاهشی نیز ضعف‌های ساختاری پشت این کسری را از میان نمی‌برد.

چرا روسیه نمی‌تواند کمبود ایران را جبران کند؟

در شرایط عادی، واردات می‌تواند بخشی از کمبود را جبران کند، اما تحریم‌ها پرداخت، حمل‌ونقل و بیمه را پیچیده کرده‌اند. جنگ نیز لایه تازه‌ای از ریسک را به مسیرهای دریایی اضافه کرده است.

روسیه، به دلیل روابط سیاسی نزدیک با تهران، ممکن است در نگاه اول گزینه‌ای طبیعی برای تامین سوخت ایران به نظر برسد. اما در عمل، مسکو خود با مشکل بنزین روبه‌روست.

حملات اوکراین به پالایشگاه‌ها، خطوط لوله و مراکز ذخیره سوخت روسیه، تولید را مختل کرده و به کمبودهایی در بخش‌هایی از این کشور منجر شده است.

شکری می‌گوید: «روسیه ممکن است از نظر سیاسی مایل به کمک به ایران باشد، اما در حال حاضر سوخت کمتری برای صادرات در اختیار دارد.»

این وضعیت گزینه‌های آسان تهران را در لحظه‌ای که سیستم عرضه داخلی زیر فشار است، محدودتر کرده است.

ناترازی بنزین در ایران پیش از جنگ نیز وجود داشت. اما جنگ به انبارهای سوخت، مخازن ذخیره و بخش‌هایی از شبکه توزیع، به‌ویژه در اطراف تهران و البرز، آسیب زد. اختلال در کشتیرانی نیز واردات را دشوارتر و گران‌تر کرد.

شکری هشدار می‌دهد نباید میزان تخریب فیزیکی را بیش از حد بزرگ‌نمایی کرد.

به گفته او، شواهد قابل اتکایی وجود ندارد که نشان دهد ایران به‌طور دائمی بخش بزرگی از ظرفیت تولید بنزین خود را از دست داده است. به نظر می‌رسد پالایشگاه‌ها تا حد زیادی به سطح فعالیت نزدیک به ظرفیت کامل بازگشته‌اند.

او معتقد است: «جنگ بحران بنزین ایران را ایجاد نکرد، اما کمبودی را که از قبل جدی بود، دشوارتر و پرهزینه‌تر کرد.»

این تمایز مهم است. افزایش قیمت بنزین ممکن است به‌عنوان واکنشی اضطراری به شرایط جنگی معرفی شود، اما ناترازی سوخت در ایران ریشه در سال‌ها رشد سریع مصرف، خودروهای ناکارآمد، سرمایه‌گذاری ناکافی و قیمت‌های یارانه‌ای دارد.
گزینه‌های آسانی برای تهران باقی نمانده است

شکری معتقد است یکی از سریع‌ترین راه‌های جایگزین، استفاده بیشتر از گاز طبیعی فشرده یا CNG است. ایران شبکه گسترده‌ای از جایگاه‌های سی‌ان‌جی دارد، اما بخش بزرگی از ظرفیت آن بلااستفاده مانده است. تبدیل خودروهای بیشتر به سیستم دوگانه‌سوز می‌تواند نسبتاً سریع مصرف بنزین را کاهش دهد.

سهمیه‌بندی سخت‌گیرانه‌تر، مقابله با قاچاق سوخت و استانداردهای جدی‌تر برای مصرف خودروها نیز می‌تواند کمک کند.

در بلندمدت، ایران باید خودروهای پرمصرف را جایگزین کند، حمل‌ونقل عمومی را بهبود بخشد، موتورسیکلت‌ها و تاکسی‌ها را برقی کند، پالایشگاه‌ها را نوسازی کند و ذخایر راهبردی سوخت را افزایش دهد.

به همین دلیل دولت با محاسبه‌ای سیاسی و پرخطر روبروست. پایین نگه داشتن قیمت بنزین، مصرف را تشویق می‌کند و فشار بر سیستم عرضه‌ای را افزایش می‌دهد که توان پاسخ‌گویی ندارد. افزایش قیمت نیز خطر بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل و تورم را در زمانی به همراه دارد که بسیاری از خانوارها از پیش زیر فشارند.

تاریخ نیز این انتخاب را حساس‌تر می‌کند.

درآبان ۱۳۹۸، افزایش ناگهانی قیمت بنزین به اعتراضات سراسری انجامید. مقام‌ها در پاسخ، اینترنت را قطع کردند و سرکوبی خشونت‌بار به راه انداختند.

هفت سال بعد، بنزین همچنان یکی از قابل‌اشتعال‌ترین قیمت‌ها در سیاست ایران است.

دولت ممکن است بنزین ۱۰ هزار تومانی را بخشی از پاسخ به کسری سوخت بداند. بسیاری از ایرانیان اما چیز دیگری می‌بینند: هزینه‌ای تازه که از آنان خواسته می‌شود برای بحرانی بپردازند که به باورشان، سال‌ها سیاست‌گذاری نادرست در شکل‌گیری آن نقش داشته است.

برگرفته ای از سایت دویچه وله فارسی، 5 اگوست 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا