چرا نباید اکثریت در فکر مهاجرت باشد؟

ابوالفضل محققی
زمانهء تلخ وغریبی است .زمانه ای که مارا چنان درروزمرگی گرفتار ساخته که براحتی از کنار بزرکترین درد های اجتماعی می گذریم بی آنکه اندک درنگی بر آنها بنمائیم وبه نتیجه حاصل از این درد فکر کنیم. گویا ما به اصطلاح روشنفکران و جریان های سیاسی مسائل عمیق تری داریم که بر این دیده ها وشنیده ها ارجح ترهستند.

تلویزیون ایران انینترنشنال آماری ارائه کرده که نتیجه یک نظر سنجی از مردم نشان می دهد که هشتاد درصد از مردم ایران خواهان مهاجرت از کشورند !

آماری تکان دهند که در میان ده ها مسئله ریز ودرشت جامعه گم می شود . هشتاد درصد! نه بگیر پنجاه درصد از جمعیت یک کشور خواهان مهاجرت از سرزمین مادری خود می باشند! جمعیتی که مسلما مورد نظر سنجی قرار گرفته اند عمدتا جماعت شهر نشین وتحصیل کرده هستند؛ جماعتی که میدانند گونه دیگری از زندگی درغرب وجود دارد که می توان در سایه آزادی ودموکراسی با تکیه بر توانائی خود و امکانی که جامعه در اختیارشان قرار می دهد واگر جوهر کار،ت لاش و خلاقیت داشته باشند بدون خودی وناخودی کردن مرسوم در رژيم اسلامی می توانند در جایگاه شایسته خود قرار بگیرند. کما این که هم اکنون جماعت ایرانیان مهاجر جزءموفق ترین مهاجران بحساب می آیند .

مسلما تنها عنصر تحصیل وآینده نیست که چنین روحیه تلخ گریز از کشور را در دل ها ایجاد کرده است . این یک آمار ساده نیست ! نشان تفکر جامعه ای است که دیگر هیچ چشم اندازی برای آینده خود وفرزندان خویش در این سرزمین نمی بیند. فریاد یک ملت است. ملتی که در سرزمین خود، امیدی برای زندگی آزاد ندارد. ایران امروز برای اکثریت مردمش، خانه اجدادی نیست ! زندانی است که در آن تحقیر می شود ! ظرفیت های انسانیش مورد تهاجم قرار می گیرد ،فرهنگش آماج کسانی چون حداد عادل ها می شود که امروز بر جای فروغی ها وخانلری ها تکیه زده است . سرزمینی که هزاران غول کوچک وبزرگ بر آ مده از شیشه هزار ساله اسلام ناب محمدی بنام امامان جمعه بر آن حکم می رانند وامر بر بگیر وببند مردمان معترض جامعه می دهند وسپاهیانش در قامت سرکوبگران دست به کشتار معترضان می زند.

وقتی وطن به چنین جهنمی بدل می شود !زمانی که تورم، بیکاری، فساد سیستماتیک و بی‌ثباتی اقتصادی، زندگی را برای اکثریت مردم غیرقابل تحمل میکند.جوانان آینده‌ای نمی‌بینند، تحصیل و کار بی‌معنا می گردد !پاسخ هر اعتراض حتی سوال! گلوله است! و حکومت تنها در دو شب می تواند ده ها هزار جوان ،نوجوان ، حتی کودکان وپیران را به گلوله ببندد. مشتی بی سروپای خیابانی ونیروهای نیابتی را مانند لشگر یاجوج ،ماجوج در خیابان ها بچرخاند و در سر هر کوی وبرزن مستقرشان کند !طوری که جرئت نگاه از پنجره خانه ات به بیرون نباشد !

ترک وطن دیگر انتخاب نیست! مهاجرت تنها راه بقاست،روزنه کوچکی است برای خارج شدن از سرزمینی که طاعون جمهوری اسلامی سرتا سر آنرا گرفته است .تنها روزنه برای نفس کشیدن در فضای آزاد است هر چند در غریبی .

این آمار نشان می‌دهد جمهوری اسلامی نه تنها امید به اصلاح را نابود کرده، بلکه حتی عشق به وطن را به حسرتی تلخ بدل کرده است طوری که اکثریت مردم به رفتن فکر می‌کنند، این یعنی از دست دادن مشروعیت و وجاهت حکومت ! مشروعیتی که تنها با زور و سرکوب پابرجاست.

این موافقت نشانه‌ی عشق به غرب یا بی‌وطنی نیست؛ نشانه‌ی مرگ امید در وطن است.

جمهوری اسلامی با سیاست‌های خودی و ناخودی، سرکوب خونین، و نابودی اقتصاد، ایران را به زندانی بدل کرده که اکثریت مردم تنها راه رهایی را در ترک آن می‌بینند. این فریاد اعتراض است! اعتراضی جمعی به کوتوله های تاریخی که ایران را بدل به جهنمی ساخته اند که تنها ماران جرار می توانند در آن بلولند وزندگی کنند.

اپوزیسیون پراکنده نیز با جدل‌های بی‌پایان، این حس بی‌پناهی و نا امیدی را تشدید میکند. اپوزیسیونی که بجای تلاش برای هم گرائی و ایجاد جبهه ای گسترده بر علیه جمهوری اسلامی. نظریه پردازان آنها به عنوان مثال آقای” مهرداد درویش پور” خطر راست وباز گشت سلطنت را برجسته می سازندوخطر اصلی یعنی جمهوری اسلامی را در سایه قرار می‌دهند! جنگ ویران گر حکومت اسلامی با امریکا واسرائیل را که از تفکری سخت ارتجاعی نشات می گیرد واز روز نخست حکومت خمینی بذر این جنگ خانمان سوز زیر عنوان مرگ بر امریکا ومرگ بر اسرائیل افشانده شد و حال که به نقطه اوج خود رسیده به جنگ برای استمرار حکومت اسلامی ونیابتی های آن در منطقه فرا روئیده وهیچ حاصلی جز ویرانی برای کشور ندارد را مبارزه ای ملی می دانند و حمایت می کنند. در شرایطی که مردم ایران با فقر و سرکوب دست‌وپنجه نرم می‌کنند.این جریان ها و تحلیل گرانشان.با عمده کردن بحث نئولیبرالیسم و تئوریزه کردن آن از نقد عملی رژیم سر باز می زنند و انرژی اپوزیسیون را صرف جدال های درونی می کنند که در عمل خارج کردن جمهوری اسلامی اززیر ضرب بعنوان اصلی ترین ومهم ترین دشمن مردم و حرکت در جهت سرنگونی آن هست.

وقتی حکومت یک کشور، جمهوری اسلامی باشد !و اپوزیسیون آن این لشگر پراکنده و درگیر با یک دیگر!که پاسخگو به هیچ کدام از اشتباهات وعمل کرد خود نیستد ! باید که اکثریت مردم خواهان مهاجرت از این سرزمین باشند.

برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 24 اگوست 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا