پیامها و گزارشهای ارسالی برای ایندیپندنت فارسی نشان میدهد همزمان با گذشت نزدیک به چهار ماه از سرکوب خونین اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان، الگوی برخورد حکومت با جامعه از «سرکوب مستقیم خیابانی» به مرحلهای تازه و پیچیدهتر وارد شده است. شهروندان در پیامهای ارسالی از نقاط مختلف ایران، این مرحله را ترکیبی از فشار اقتصادی، محدودیت شدید اینترنت و حضور مداوم نیروهای امنیتی در خیابانها میدانند. در واقع از نظر آنان سرکوب ادامه دارد، اما اینبار بدون گلوله.
همزمان با انتشار خبر کشته شدن حسام علاءالدین، شهروند ۴۰ ساله در بازداشتگاهی در تهران به جرم «استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک»، بررسی دهها پیام دریافتی از شهرهای مختلف ایران در سه روز گذشته، از مشهد و تهران و کرج تا رشت، شیراز، تبریز و اصفهان، نشان میدهد که اگرچه شلیک مستقیم و کشتار خیابانی دیماه فروکش کرده، فشار بر زندگی روزمره مردم به شکلی فرسایشی و گستردهتر ادامه دارد و عملا امکان بازگشت به وضعیت عادی را از میان برده است.
یک شهروند از مشهد با اشاره به مشکلات گسترده اینترنت میگوید: «با بدبختی وصل شدم.» همزمان، فرد دیگری از تهران گزارش داده است که برای دسترسی به اینترنت آزاد، مجبور است هزینههای سنگین پرداخت کند: «به زور با کانفیگ سه میلیون تومانی وصل شدم و این هم دائم قطع و وصل میشود. گفتند بیا از طریق اصناف اینترنت پرو بگیر، اما نمیخواهم به قطعهای از پازل این تبعیض و سرکوب حکومتی تبدیل شوم.»
پیامهای متعدد دیگر نیز نشان میدهد که خرید و فروش ابزار و تنظیمات دسترسی به اینترنت، آن هم با کیفیتی نامطمئن، به یکی از هزینههای ثابت و سنگین زندگی روزمره مردم بدل شده است و در این میان، ماموران امنیتی دائما به شناسایی و بازداشت استفادهکنندگان از مودمهای ماهوارهای استارلینک مشغولاند. بسیاری از شهروندان معتقدند قطع و محدود کردن اینترنت همان کارکرد سرکوب خیابانی در دیماه را دارد.
در کنار محدودیتهای اینترنتی، فشار اقتصادی، یکی دیگر از مولفههای این الگوی جدید سرکوب، بهوضوح در روایتهای مردمی دیده میشود. افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی، کاهش درآمدها و بیکاری گسترده، تصویری از یک بحران معیشتی فراگیر ارائه میدهد.
یک شهروند از غرب تهران میگوید: «دیروز دو تا مرغ خریدم، شد دو میلیون تومان! بعد همزمان که از مغازه بیرون آمدم، عدهای از این ماموران را دیدم که در ماشین پرچم حشدالشعبی و حزبالله به دست داشتند. آدم میخواهد دق کند از این همه ظلم. دو ماه است که حقوق نگرفتیم، داریم از حداقل پساندازمان استفاده میکنیم.»
فرد دیگری از مازندران برای ایندیپندنت فارسی نوشته است: «یک شانه تخممرغ و یک نوشابه شد ۸۰۰ هزار تومان. با این قیمتها میتوان زندگی کرد؟ دیماه مردم را در خیابان با گلوله میکشتند و حالا هم با فقر و گرسنگی… قیمت انواع دارو وحشتناک شده و بسیاری از داروهای حیاتی مانند انسولین بسیار کمیاب است. شیرخشک هم دیگر در داروخانهها پیدا نمیشود.»
درحالی که افزایش هزینههای درمان به یکی دیگر از دغدغههای جدی بدل شده، یک شهروند در مشهد میگوید: «سنگ کلیه داشتم، هزینه یک روز بیمارستان نزدیک ۱۲ میلیون شد.» همزمان، یک پزشک شاغل در داروخانهای در شیراز از کمبود داروهای حیاتی خبر داده و نوشته است: «داروهای گوارشی و انسولین خیلی کم و گران شده. دستمزد یک روز کاریام برابر است با یک شانه تخممرغ.»
در بخش دیگری از پیامها، نشانههایی از رکود اقتصادی و فروپاشی تدریجی بازار کار نیز دیده میشود. یک مغازهدار در بازار شوش تهران میگوید: «اینقدر اوضاع به هم ریخته که ساعت سه بعدازظهر میبندیم و میرویم خونه. با این قیمتها نمیشود کاسبی کرد.» همچنین یک کارمند در یک فروشگاه اینترنتی از کاهش حقوق و قراردادهای کوتاهمدت خبر داده و هشدار داده است که با ادامه این وضعیت، تعدیل نیروها گستردهتر خواهد شد.
اما شاید مهمترین و در عین حال کمتر دیدهشدهترین بخش این الگوی جدید، حضور مداوم و سازمانیافته نیروهای امنیتی در فضای شهر باشد، حضورى که به گفته شهروندان، عملا فضای عمومی را در کنترل دائمی حکومت قرار داده است. یک شهروند از تهران نوشته است: «خودم دیدم در خیابان سپه با آمبولانس به بسیجیها کلاشینکف تحویل میدادند.» در تبریز نیز شهروندی از «راهبندان شبانه، صدای گوشخراش بلندگوها و ایجاد مزاحمت برای مردم» خبر داده است.
پیامهای مشابهی از «تجمعات شبانه» در شهرهای مختلف حکایت دارد؛ تجمعهایی که به گفته مردم، با خودرو، موتور و حضور نیروهای حامی حکومت برگزار میشود و تا نیمهشب ادامه دارد. یک شهروند در کرج نوشته است: «هر شب از ساعت ۸ شب اردوکشی خیابونی شروع میشود. کشور مال ارزشیها است و ما گروگانیم.»
این توصیفها نشان میدهد کنترل خیابان که در دیماه با خشونت عریان و کشتار تاریخی دهها هزار شهروند همراه بود، اکنون به شکلی مداوم، کمهزینهتر برای حکومت و در عین حال فرسایشیتر ادامه دارد؛ بهگونهای که شهروندان حتی در نبود اعتراضات خیابانی، همچنان حضور دائمی نیروهای امنیتی را احساس میکنند.
در این میان، برخی پیامها به تاثیرات روانی این وضعیت نیز اشاره دارند. یکی از شهروندان در رشت نوشته است: «زندگی در حالت ایستا قرار دارد. همه منتظرند که معجزهای شود.»
این جملات نشان میدهد که فشارهای اقتصادی، محدودیتهای ارتباطی و فضای امنیتی شدید، در کنار یکدیگر، نوعی فرسایش روانی سنگین را بر جامعه ایران تحمیل کرده است.
در همین حال ایندیپندنت فارسی مطلع شده است که توحید رزمی، فوقتخصص جراحی عروق و شهروند معترض به جمهوری اسلامی در شیراز، از روز پنجشنبه ۲۷ فروردین به دست ماموران اداره اطلاعات این شهر بازداشت شده است. با گذشت بیش از دو هفته از زمان بازداشت، اعضای خانوادهاش همچنان از نوع اتهام و وضعیت سلامتی او بیاطلاعاند. بر اساس اطلاعات دریافتی، توحید رزمی هماکنون در زندان عادلآباد شیراز محبوس است. او فرزند یک نیروی ارتشی جانباخته در جنگ ایران و عراق است و به دلیل فعالیتهای پژوهشی و دستاوردهای علمیاش از نخبگان پزشکی شیراز به شمار میرود.
از سوی دیگر، اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی حاکی از آن است که پیوند نعیمی و برنا نعیمی، دو جوان اهل شیراز که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شدهاند، در معرض خطر اعدام قرار دارند. همزمان با افزایش چشمگیر اعدام بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در هفتههای اخیر، این اطلاعات نشان میدهد پیوند نعیمی، شناگر جوان، در ۱۸ دیماه سال گذشته و برنا نعیمی، پسرعموی او و قهرمان کاراته، در ۱۰ اسفند در محل کارش به دست ماموران نقابدار اطلاعات سپاه بازداشت شدهاند. آنها در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید از جمله شکنجه، ضربوشتم، شوک الکتریکی، محرومیت از آب و غذا و اجرای اعدامهای نمایشی قرار گرفتهاند تا به اتهاماتی از جمله «دست داشتن در مرگ سه عضو بسیج» اعتراف کنند.
بررسی این اخبار و کنار هم گذاشتن روایتهای دریافتی، تصویری از یک تغییر راهبردی در نحوه برخورد جمهوری اسلامی با جامعه ارائه میدهد، تغییری که میتوان آن را گذار از سرکوب نقطهای و پرهزینه، به کنترل مداوم و و سرکوب در سکوت توصیف کرد. اگر در دیماه ۱۴۰۴، گلوله و حضور تکتیراندازها نماد سرکوب بود، اکنون قطعی اینترنت، اقتصاد فروپاشیده، خیابانهای تحت کنترل، قتل در بازداشتگاهها یا اعدامها، همان نقش را در قالبی جدید ایفا میکنند.
برگرفته ای از سایت ایندیپندنت فارسی، 3 می 2026

