دست‌اندازی برای «استراتژی ترامپ»

مارک تیسن، تحلیلگر سیاسی واشنگتن پست
«استراتژی ترامپ کار می‌کند، اما استراتژی معاونش نه!» عنوان یادداشتی است که به قلم مارک تیسن تحلیلگر سیاسی در واشنگتن پست منتشر شده است.

روزنامه‌ واشنگتن‌ پست ۳۰ ژوئیه در یادداشتی با عنوان « استراتژی ترامپ کار می‌کند، اما استراتژی معاونش نه!» به قلم مارک تیسن به انتقاد از رویکرد جی‌دی ونس معاون اول ریاست جمهوری ایالات متحده‌ آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی پرداخته است.

مارک تیسن در این دیدگاه ضمن موفقیت‌آمیز خواندن عملکرد نظامی دونالد ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی، رویکرد جی‌. دی. ونس معاون وی را مبنی بر مذاکره به هر قیمتی همسو با تکرار فریب همیشگی رژیم ایران ارزیابی می‌کند.

عبارت کوتاه «لوسی، توپ فوتبال و ملاها» که به عنوان زیرتیتر این مطلب انتخاب شده، کنایه به جی‌. دی. ونس با استفاده از استعاره‌ی یکی از داستان‌های «چارلی براون» شخصیت کارتونی معروف است که در مقابل وعده‌های «لوسی»، دیگر شخصیت این انیمیشن، هربار برای شوت کردن توپ فوتبال (آمریکایی) زمین می‌خورد. در این انیمیشن نیز «لوسی» مدام به «چارلی براون» قول می‌دهد توپ فوتبال را نگه دارد تا او بتواند شوت بزند، اما همیشه در آخرین لحظه توپ را کنار می‌کشد و چارلی روی زمین می‌افتد. تحلیلگر واشنگتن‌ پست می‌گوید: ملایان عین «لوسی» رفتار می‌کنند؛ مدام وعده‌ی مذاکره و پایان درگیری می‌دهند، در حالی که جی‌. دی. ونس مانند چارلی براون مرتب فریب می‌خورد و ملایان هم توپ را کنار می‌کشند تا آمریکا شوت نزند!

این یادداشت با اشاره به حمله‌ی موشکی بالستیک اخیر رژیم ایران به نیروهای آمریکایی در اردن آغاز می‌شود و می‌گوید: حالا زمان آن رسیده که رئیس جمهور دونالد ترامپ نگاهی دقیق به مشاوره‌هایی بیندازد که در مورد ایران دریافت می‌کند؛ چه مواردی موفق بوده، چه چیزهایی شکست خورده و چه کسانی مسئول موفقیت‌ها و شکست‌ها هستند.

تحلیلگر سیاسی واشنگتن‌ پست در یادداشت خود استدلال می‌کند که استراتژی نظامی ترامپ نتایج ملموسی داشته، اما رویکرد دیپلماتیک و مصالحه‌جویانه‌ی معاون‌اش ناکام مانده و باید به کسانی رجوع کرد که «نتیجه تحویل داده‌اند.»

این یادداشت در شرایطی منتشر شده که درگیری نظامی ایالات متحده و جمهوری اسلامی دوباره از نهم اسفندماه ۴۰۴ آغاز شد. حمله نظامی آمریکا شامل بمباران‌های گسترده علیه برنامه‌ هسته‌ای و توان و تأسیسات نظامی رژیم ایران بود که پس از چهل روز به اعلام یکجانبه‌ی آتش‌بس از سوی ترامپ و «یادداشت‌ تفاهم اسلام‌آباد» انجامید، ولی دوباره با نقض آتش‌بس از سوی جمهوری اسلامی و انجام حملات موشکی علیه پایگاه‌های آمریکایی و همچنین اهدافی در کشورهای منطقه، از عربستان تا اردن، بمباران‌های اهدافی در ایران توسط آمریکا از سر گرفته شد.

حملات اخیر جمهوری اسلامی به پایگاه‌های آمریکا در اردن که بخشی از آن توسط پدافند اردن رهگیری شد، اما به کشته شدن چند نظامی آمریکایی منجر شد، تنش‌ها را بیش از پیش تشدید کرد.

موضع جی‌. دی. ونس درباره‌ی پرونده‌ اتمی

ونس بارها ادعا کرده توانایی غنی‌سازی اورانیوم جمهوری اسلامی از بین رفته و جریان نفت از تنگه‌ هرمز نشانه‌ای از پیشرفت واقعی است. او به اسرائیل نیز هشدار داد: «نمی‌توانید با کشتن، مشکلات امنیت خود را حل کنید!» وی از منتقدان اسرائیلی خواست «واقعیت را درک کنند». ونس در عین حال پس از حملات رژیم ایران به کشتی‌های تجاری، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «جمهوری اسلامی توافق آتش‌بس امضاء کرد. ما آن را رعایت کردیم. اگر اختلافی درباره‌ی اجرای یادداشت‌ تفاهم دارند، می‌توانند تلفن را بردارند، اما خشونت با خشونت پاسخ داده می‌شود.»

مارک تیسن در ادامه‌ی انتقاد به ونس با اشاره به اینکه معاون رئیس جمهور وظایف سیاست خارجی خود را درک نمی‌کند، با طرح پرسشی نوشته است: «دونالد ترامپ هیچگاه از سر گرفتن نبرد بزرگ را از روی میز خود کنار نگذاشته است؛ ولی چرا ونس علنا از عواقب وخیم این گزینه‌ که ترامپ چند روز پیش دستور آن را صادر کرده بود، هشدار داده است؟!»

این یادداشت در ادامه اضافه کرده است: «جی‌. دی. ونس علنا رئیس جمهور را تضعیف می‌کند و او را با استدلال‌های پوشالی از آغاز نبرد بزرگ منصرف می‌نماید.»

ونس به کسانی هم که با جسارت ابراز می‌دارند یادداشت‌ تفاهم او نتوانسته رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهد، حمله می‌کند. ترامپ دو شرط واضح و غیرقابل مذاکره برای جمهوری اسلامی دارد: رژیم ایران باید برنامه هسته‌ای خود را کاملا برچیند و تنگه‌ هرمز را باز کند.

در طول چند ماه گذشته، جمهوری اسلامی با اقدامات خود روشن کرده است که قصد ندارد این خواسته‌ها را برآورده کند. شاید زمان آن رسیده باشد که رئیس جمهور به توصیه کسانی که در مقابل جمهوری اسلامی مشاوره‌های موفقیت‌آمیز داده‌اند گوش فرا دهد و نه کسانی مانند ونس که او را ناامید می‌کنند.

مارک تیسن می‌افزاید: چه چیزی شکست خورده؟ آتش‌بس و یادداشت تفاهمی که توسط معاون رئیس جمهور انجام شده، ترامپ را به بن‌بستِ استراتژیکِ مذاکرات، تداوم تخلفات جمهوری اسلامی و حملات تلافی‌جویانه ایالات متحده و به دنبال آن مذاکرات بیشتر سوق داده است.

به عنوان مثال: در حالی که ترامپ در آستانه‌ی اعلام دستور نبرد بزرگ بود، به او گفته شد که مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی به شدت دنبال توافق هستند. بنابراین او صبر کرد تا به صلح فرصتی بدهد. نتیجه چه شد؟ سپاه‌ پاسداران انقلاب اسلامی پنج موشک بالستیک به یک پایگاه نظامی ایالات متحده در اردن شلیک کرد. این چرخه ماه‌هاست که تکرار می‌شود. درواقع ونس با بالا بردن پرچم توافق به عنوان تعریف پیروزی، به جمهوری اسلامی حق وتو در مورد توانایی آمریکا برای اعلام پیروزی داده است.

ونس در مصاحبه‌ای با جو روگان در فاکس‌نیوز هشدار داده که اگر ترامپ نبرد بزرگ را آغاز کند «۹۴ میلیون نفر ناامید به اروپا و ایالات متحده سرازیر خواهند شد.» واقعاً؟! تعداد زیادی از ایرانیان قرار است از مرز امن ترامپ عبور کنند؟ ۹۴ میلیون نفر، چند میلیون بیشتر از کل جمعیت ایران است!

در کنار این موضع، ونس بارها ایران را «تمدن بزرگ و افتخارآمیز» با «مردم شگفت‌انگیز» توصیف کرده و گفته آمریکا با کسانی که مسالمت‌آمیز برای حقوق خود اعتراض می‌کنند (از جمله ملت ایران) همبستگی دارد. با این حال، او تغییر رژیم را «مشکل خود ایرانی»ها دانسته و گفته اولویت آمریکا جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای است.

مواضع جی‌. دی. ونس باعث انتقاد مخالفان رژیم ایران نیز شد و او را به حمایت ضمنی از بقای جمهوری اسلامی متهم نمودند.

ونس که سابقه‌ی مخالفت با مداخلات نظامی بلندمدت دارد، در طول جنگ اخیر مواضع مختلفی داشته است. او بارها تاکید کرده که آمریکا « در هر صورت برنده» است؛ اما اگر توافق نهایی حاصل شود خوب است، وگرنه، برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی «نابود» شده و آنها ضعیف‌تر می‌شوند!

تحلیلگر واشنگتن پست رویکرد سیاسی ونس برای مذاکره را در برابر دستاوردهای موفق نظامی دونالد ترامپ قرار می‌دهد و تلویحا پیشنهاد می‌کند، ترامپ باید به مشاورانی تکیه نماید که نتایج میدانی قابل قبولی تحویل داده‌اند، نه کسانی که با «دیپلماسی مذاکره برای مذاکره» بیشتر به استراتژی خرید وقت توسط جمهوری اسلامی کمک می‌کنند.

اکنون موفقیت استراتژی دونالد ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی در حالی‌ که تنش‌ها سیّال هستند، یکی از مهمترین عواملی است که تأثیر آن بر انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده که اوایل نوامبر ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

برگرفته ای از ساین جنبش سکولار دموکراسی ایران، 12 اگوست 2026

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا