دوران گذار

یادداشت روز

چرا نمی‌گوییم قانون اساسیِ دوره گذار؟

درست است که اصطلاح «قانون اساسی»، برای سده‌های متمادی مورد استفاده بوده، اما معنای آن در دوران مدرن و به‌ویژه بهره مندیِ برخی کشورها/ دولتها که دوران گذار و انتقال را در زمان جنگ، یا در انقلاب و تغییرات نظام سیاسی و یا برگزاری انتخابات …. تجربه نموده‌اند دارای تعریفی متفاوت و دگرگون شده است

یادداشت روز

نقدی بر مقالهء «جایگاه “فاز تردید” در روند گذار»

مقالهء «جایگاه “فاز تردید” در روند گذار» نوشتهء دکتر اسماعیل نوری علا تلاشی است برای استفاده از مفاهیم «گذار سیاسی» جهت تحلیل وضعیت جمهوری اسلامی. نقطهء قوت آن این است که، به جای پیش‌بینی‌های هیجانی و قطعی، بر نشانه‌های تدریجی فرسایش قدرت تمرکز می‌کند

یادداشت روز

جایگاه «فاز تردید» در روند گذار

در علوم سیاسی مدرن «روند گذار از حکومتی تمامیت خواه و ایدئولوژیک به حکومتی سکولار دموکرات» بصورت یک مسیر تاریخی در نظر گرفته می شود که در داخل هر کشور و سیستم های احتماعی اش با دوران «انباشت نارضایتی پنهان» آغاز شده و به مرحله ای ختم می شود که «دوران انتقال و بازسازی» نام دارد

یادداشت روز

رقبای شاهزاده رضاپهلوی: رهبرانی در خفا و بی نام و نشان

معمولاً برخی از مخالفان شاهزاده رضا پهلوی، هنگامی که با این پرسش روبرو می‌شوند که « پس شما چه کسی را برای رهبری دوران گذار یا پس از آن پیشنهاد می‌کنید؟»، می گویند: «در ایران افراد شایسته‌ی بسیاری هستند که می‌توانند رهبران بهتری باشند» اما وقتی از آن‌ها می‌خواهیم یکی دو تن از این «رهبران» را معرفی کنند، می گویند: «بیشترشان در زندان هستند»، «از ترس حکومت هویت خود را فاش نمی‌کنند» یا «در آن فضای خفقان، کسی جرات معرفی آن‌ها را ندارد».

یادداشت روز

پیشنهاد اقدامی ساختاری برای دوران گذار

براستی آنچه که اکنون “انقلاب شیر و خورشید” نام گرفته، از لحاظ گفتمانی، در جستجوی چیست؟ آیا این چیستی را باید صرفاً در وجود شاهزاده رضا پهلوی جستجو کرد، یا آن را در “مجموعه” ای وسیع تر دید که از انقلاب مشروطه تا امروز، بصورتی زیگزاگی اما مداوم، همواره در جامعهء ایران وجود داشته و در بخش عمده ای از آن خاندان پهلوی حاملان تاریخی آن بوده اند؟

یادداشت روز

ضرورت نگهبانی از موقعیت شاهزاده در لحظهء بحران

این نکته امری آشکار است که، در وضعیت کنونی ایران، نقش بلامنازع شاهزاده رضا پهلوی به‌عنوان صاحب عاملیت و «حقانیت» (که در گفتار سیاسی رایج به‌صورت واژهٔ آخوندیِ «مشروعیت» جا افتاده و این مقاله نیز، ناگزیر و برای سهولت بیان، همان واژه را به کار می‌برد) نه از مسیرهای کلاسیکِ وابسته به نهادهای رسمی، بلکه از دل «فروپاشی منابع دیگر ممکن مشروعیت» پدید آمده است.

پیمایش به بالا