فرهنگ

فرهنگ و هنر

تیرگان؛ جشن باستانی ایران به پاس روشنایی و میهن و به نام آب و آرش

در میان آیین‌ها و جشن‌های ایرانی، جشن تیرگان از این جهت که نامش با آرش کمانگیر، یکی از اسطوره‌های بی‌بدیل این سرزمین، پیوند خورده است، جایگاهی ویژه دارد. این جشن که موعدی برای پاسداشت باران، آب و روشنایی نیز به شمار می‌رود

یادداشت روز

فرو‌مایگی سیاسی؛ وقتی منافع کوچک، فرصت‌های بزرگ را می‌بلعند

فرو‌مایگی در فرهنگ ایرانی تنها به معنای پستی اخلاقی نیست. فرو‌مایه کسی است که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، میان منفعت شخصی و خیر عمومی، اولی را انتخاب می‌کند

فرهنگ و هنر

سرو؛ روایت آزادگی، استقامت و سربلندی در فرهنگ ایران

در روزهایی که بسیاری از ایرانیان داغ از دست رفتن عزیزانشان را بر دل دارند و در میانه چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، با دشواری‌های فراوان مواجه‌اند، بازخوانی مفاهیمی چون استواری، سربلندی و اصالت می‌تواند به درک بهتر ریشه‌های فرهنگی تاب‌آوری در جامعه ایران کمک کند.

فرهنگ و هنر

سالگرد اعدام فرخ‌رو پارسا؛ وزیری با کارنامه تحول در آموزش‌ و پرورش ایران

سحرگاه هجدهم اردیبهشت ۱۳۵۹ در آن‌سوی دیوارهای زندان اوین به دستور صادق خلخالی و حکم دادگاه انقلاب اسلامی، زنی اعدام شد که عمری را برای اعتلای فرهنگ، آموزش و برابری در جامعه صرف کرده بود و باور داشت هیچ جرمی مرتکب نشده است و نباید از محاکمه در جمهوری تازه تاسیس اسلامی بهراسد.

یادداشت روز

آیا اپوزیسیون ایران تحمل صدای متفاوت را دارد؟

آرشاک شجاعی پرسش آغازین این پرسش برای من صرفاً یک موضوع تئوریک یا بحثی روشنفکرانه نیست؛ از دل تجربه‌ای واقعی و تکرار شونده بیرون آمده است. بارها پیش آمده که در فضای مجازی، در صفحات سیاسی، یا در میان جمع‌هایی که خود را دغدغه‌مند آیندهء ایران می‌دانند، مطلبی نوشته‌ام، نظری داده‌ام یا پرسشی مطرح کرده‌ام. انتظار طبیعی آن است که پاسخ، استدلال، نقد محترمانه یا حتی مخالفت منطقی دریافت شود. اما آنچه بارها رخ داده، برخوردهای عصبی، توهین‌آمیز و استفاده از الفاظی بوده که بیشتر نشانه خشم است تا استدلال. البته باید منصف بود. همه چنین نیستند. در میان مخالفان رژیم اسلامی، افراد بسیاری هستند که اهل گفتگو، خردورزی، مدارا و ادب سیاسی‌اند. اما وجود بخشی پرصدا، کم‌تحمل و تهاجمی، واقعیتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد. بخشی که هر صدای مستقل یا متفاوت را تهدید می‌بیند و به جای پاسخ، به حذف کلامی روی می‌آورد. همین تجربه‌ها سبب شد یادداشت این هفته را به موضوعی اختصاص دهم که به گمان من، از بسیاری از بحث‌های روزمره مهم‌تر است: آیا اپوزیسیون ایران تحمل شنیدن صدای متفاوت را دارد؟ دمکراسی از فرهنگ آغاز می‌شود، نه از صندوق رأی. بسیاری گمان می‌کنند دمکراسی صرفاً با سقوط یک حکومت و برگزاری انتخابات آغاز می‌شود. این برداشت ناقص است. دمکراسی پیش از آنکه در قانون اساسی نوشته شود، باید در رفتار سیاسی، در زبان عمومی و در فرهنگ نیروهای اجتماعی شکل گرفته باشد. اگر گروه‌ها و جریان‌هایی که امروز در اپوزیسیون قرار دارند، نتوانند مخالف خود را تحمل کنند، اگر منتقد را خائن بخوانند، اگر پرسشگر را مزدور بنامند، اگر تفاوت نظر را تهدید بدانند، چگونه می‌توان انتظار داشت فردا در قدرت، رفتاری متفاوت داشته باشند؟ بنا بر این، استبداد فقط در نهاد حکومت زندگی نمی‌کند؛ گاه در ذهن‌ها، زبان‌ها و عادت‌های سیاسی نیز ریشه دوانده. در واقع همان بازتولید همان فرهنگ قدیمی است. یکی از مشکلات جدی بخشی از اپوزیسیون ایران آن است که با وجود مخالفت با رژیم اسلامی، در روش های سیاسی گاه شباهت‌هایی نگران ‌کننده با همان فرهنگ اقتدارگرا نشان می‌دهد. در رژیم اسلامی نیز «منتقد» برچسب می‌خورد. مخالف، تخریب می‌شود. پرسشگر، متهم می‌شود. اگر نیروهایی در بیرون از قدرت نیز همین شیوه را دنبال کنند، تفاوت اصلی آنان با ساختار موجود چه خواهد بود؟ باید پذیرفت که جامعهء ایران تشنهء تغییر نام‌ها نیست؛ تشنهء تغییر روش‌هاست. جامعه‌ء زنده و سالم جامعه‌ای است که در آن دیدگاه‌های مختلف حضور دارند. یکی ممکن است از نظام پادشاهی پارلمانی دفاع کند، دیگری حمهوری‌خواه باشد، سومی بر فدرالیسم تأکید کند، چهارمی اولویت را حقوق بشر بداند، پنجمی عدالت اجتماعی را اصل بگیرد. این تفاوت‌ها و اختلاف نظرها، نه تهدید است و نه خطر، بلکه نشانه حیات سیاسی جامعه است. هیچ جریان سیاسی حق ندارد خود را مالک انحصاری آیندهء ایران بداند. اگر کسی تصور کند فقط یک شعار، فقط یک نماد، فقط یک نسخه و فقط یک مسیر مشروع است، در حقیقت هنوز با روح دمکراسی آشنا نشده است. فضای مجازی می بایست میدان گفت‌وگو ها باشد نه میدان تخریب. متأسفانه بخشی از نزاع‌های سیاسی ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی، به جای آنکه به ارتقای فهم عمومی کمک کند، به میدان پرخاش و توهین تبدیل شده است. گاه کاربران با نام آزادی سخن می‌گویند، اما کوچک‌ترین نقدی را تحمل نمی‌کنند. گاه از آینده‌ای آزاد دفاع می‌کنند، اما در همان لحظه مخالف خود را تحقیر می‌کنند. نام این تناقض چیست؟ ریشه های آن از کجا سرچشمه گرفته؟ هر چه هست این تناقض ها باید جدی گرفته شود. فضای مجازی آیینه‌ای از فرهنگ سیاسی ماست. اگر در آنجا تمرین گفتگو نکنیم، در ساختارهای رسمی آینده نیز موفق نخواهیم شد. نقد با توهین تفاوت دارد هیچ جامعه‌ای بدون نقد رشد نمی‌کند. نقد لازم است، ضروری است، و حتی نشانهء سلامت فکری است. اما نقد با توهین، تمسخر و حمله شخصی تفاوت دارد. می‌توان با کسی مخالف بود، نوشته‌اش را نادرست دانست، تحلیلش را رد کرد، اما همچنان حرمت او را نگه داشت. این مرز ساده، یکی از پایه‌های سیاست مدرن است. هرگاه این مرز از بین برود، گفت‌وگو جای خود را به جنگ قبیله‌ای یا بهتر بگویم به جنگ ایدلوژیکی خواهد داد که عواقب خوبی را در پی نخواهد داشت.ایران آینده، کشور تک‌صدایی نیست زیرا ایران کشوری متنوعی است؛ از نظر قومی، زبانی، مذهبی، نسلی، فرهنگی و سیاسی. هیچ پروژه ملی‌ای بدون پذیرش این تکثر موفق نخواهد شد. ایران آینده را نمی‌توان بر پایهء حذف دیگران ساخت. نیروهایی که امروز به‌جای ائتلاف، به تسویه‌ حساب مشغول‌اند؛ به‌جای جذب، دفع می‌کنند؛ به‌جای گفتگو، صف‌کشی می‌سازند؛ در عمل بیش از آنکه به گذار کمک کنند، آن را به تأخیر می‌اندازند. بی پرده بگویم: معیار سنجش یک جریان سیاسی فقط شعارهای زیبا، پرچم‌های جذاب، یا چهره‌های مشهور نیست. معیار اصلی، رفتار آن جریان با منتقدان، دگراندیشان و افراد مستقل است. آیا صدای مخالف را می‌شنود؟ آیا حق پرسش را به رسمیت می‌شناسد؟ آیا با نقد، عصبی می‌شود یا پاسخ می‌دهد؟ آیا به جای برچسب، استدلال می‌آورد؟ پاسخ به این پرسش‌ها، بیش از هر بیانیه‌ای ماهیت واقعی یک جریان را روشن می‌کند. و سخن پایانی: این یادداشت نه برای تخریب اپوزیسیون، بلکه برای هشدار دلسوزانه نوشته شده است. جامعه ایران فرصتی دوباره برای تکرار استبداد، با نام‌ها و چهره‌های تازه، ندارد. اگر قرار است آینده‌ای بهتر ساخته شود، باید از همین امروز در رفتار سیاسی خود آن آینده را تمرین کنیم. ایران فردا با حذف یکدیگر ساخته نمی‌شود؛ با تحمل یکدیگر، گفتگو با یکدیگر، و احترام به حق اختلاف ساخته می‌شود. برگرفته ای از سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران، 20 آوریل 2026

یادداشت روز

انقلاب شیروخورشید: یا بازپس‌گیری هویت ایرانی

نقلاب شیروخورشید تنها برای بازپس‌گیری ایران از جمهوری اسلامی نیست، بازپس‌گیری ایران از مهاجمینی ست که از ۱۴۰۰ سال پیش تا همین اکنون همچنان سایه‌ی تاریک‌شان بر ارزش‌های فرهنگی و تاریخی ما فرو افتاده است.

فرهنگ و هنر

عبدالمجید ارفعی؛ زبان‌شناس فروتنی که خود را گرهی از قالی فرهنگ ایران می‌دانست

استاد عبدالمجید ارفعی، از برجسته‌ترین پژوهشگران زبان‌های باستانی ایران و از معدود متخصصان خوانش خط میخی عیلامی، اکدی و سومری، صبح چهارشنبه ۶ اسفند پس از سال‌ها فعالیت علمی در حوزه ترجمه و تفسیر متون کهن، درگذشت

فرهنگ و هنر

«چهلم» در اسطوره و فرهنگ؛ راز نوزایی پس از شکست تاریکی

این روزها که آیین یادبود چهلمین روز کشته‌ شدن جاویدنامان انقلاب ملی در سراسر ایران در حال برگزاری است و نمادهای ملی بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه عمومی قرار دارد، بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا برگزاری مراسم چهلم آیینی ایرانی است یا اینکه با عقاید دینی و مذهبی پیوند دارد

فرهنگ و هنر

وقتی جمهوری اسلامی سعی می‌کند «شیر و خورشید» را هم صاحب شود

علی‌اکبر صالحی که از اسفند ۱۴۰۳ به سِمت رئیس بنیاد ایران‌شناسی منصوب شده، روز یکشنبه ۱۹ بهمن «مالکیت» نشان شیر و خورشید را از آنِ جمهوری اسلامی دانست و به استفادۀ «دیگران» از نماد شیر و خورشید اعتراض کرد.

فرهنگ و هنر

میراث فرهنگی کشور در بحرانی‌ترین شرایط؛ در بر همان پاشنه پیشین می‌چرخد!

سالهاست سرمایه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی ایران، حال خوشی ندارند و با چالش‌ها و آسیب‌های مختلف و بعضاً خطرناک و غیرقابل‌ بازگشتی روبرو هستند؛ از تخریب بافت‌های تاریخی شیراز و همدان و ‌اهواز گرفته تا پاک‌تراشی جنگل‌های چیتگر و ناهارخوران و هیرکانی

پیمایش به بالا