یادداشت روز

Today_talk

یادداشت روز

تسلیم ماشین واشنگتن

توافق تهران در ژوئن ۲۰۲۶ را می‌توان نقطهٔ اوج نابودی اعتماد بین‌المللی دانست. دونالد ترامپ دهه‌ها اتحادهای راهبردی را در ازای بقای کوتاه‌مدت سیاسی خود معامله کرد و از واشنگتن تا اورشلیم، رشته‌ای از وعده‌های شکسته بر جای گذاشت.

یادداشت روز

فرو‌مایگی سیاسی؛ وقتی منافع کوچک، فرصت‌های بزرگ را می‌بلعند

فرو‌مایگی در فرهنگ ایرانی تنها به معنای پستی اخلاقی نیست. فرو‌مایه کسی است که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، میان منفعت شخصی و خیر عمومی، اولی را انتخاب می‌کند

یادداشت روز

حیاط پشتی، ایران و من؛ تأملاتی در واپسین ایستگاه‌های یک سفر طولانی

بعضی از صبح‌ها، پیش از آنکه جهان با همه هیاهو و شتابش به سراغم بیاید، در سکوت حیاط پشتی خانه‌ام می‌ایستم و به زندگی نگاه می‌کنم. در این ساعت از روز، هنوز خبرهای جهان بر صفحه تلفن همراهم ظاهر نشده‌اند، هنوز بازارهای مالی باز نشده‌اند، هنوز سیاستمداران سخنرانی‌های خود را آغاز نکرده‌اند و هنوز شبکه‌های خبری برای جلب توجه مخاطبان مسابقه نداده‌ان

یادداشت روز

چپ یا راست یا هم‌زمان هردو؟

کارِ راحت‌تر برای ذهنِ ما همیشه این بوده که جهان را به دو نیمه‌ی خیر و شر تقسیم کند: برای یک راست‌گرا، راست مظهرِ فرم، نظم و امنیت است و چپ، عینِ آشوب، لاابالی‌گری و ویرانگریِ محض. هم‌ارزِ آن، برای یک چپ‌گرا، چپ تبلورِ آزادی و عدالت‌خواهی است و آن دیگریِ راست‌گرا، مجسمه‌ی جمود، جزمیت و ستم.

یادداشت روز

تندروها در دورهء رهبری سوم: مجری یا معمار؟

گویا ایران در آستانۀ امضای تفاهم‌نامه‌ای با امریکا قرار گرفته است. در همین روزها نیز نشانه‌های روشنی از فعال‌شدن تندروهای هیئت حاکمه به چشم می‌خورد که با شدتی فزاینده به مخالفت با مذاکره و توافق پرداخته‌اند. این وضعیت نه‌فقط از منظر سیاست خارجی بلکه از حیث آرایش نیروها در سیاست داخلی نیز واجد اهمیت است.

یادداشت روز

چرا بخشی از حاکمیت مخالف توافق است؟

روابط ایران و ایالات متحده طی چهار دهه گذشته یکی از مهم‌ترین محورهای سیاست داخلی و خارجی رژیم اسلامی بوده است. از زمان انقلاب ۱۳۵۷، تقابل با آمریکا به یکی از عناصر هویتی نظام سیاسی تبدیل شد و در بسیاری از مقاطع، مشروعیت سیاسی بخشی از مقامات رژیم حاکم بر پایه همین گفتمان بازتولید شده است

یادداشت روز

هسته مرکزی قدرت کلید مهار را چرخاند!

واکنش‌های چند روز اخیر، اگر در کنار یکدیگر دیده شوند، تصویری فراتر از چند تجمع پراکنده ارائه می‌کنند. آنچه در حال شکل‌گیری است، صرفاً اختلاف نظر درباره یک توافق نیست؛ بلکه آغاز فرآیند «بازتنظیم درون‌قدرت» است؛ فرآیندی که در آن، هسته مرکزی قدرت می‌کوشد پیش از نهایی شدن هر توافق احتمالی، آرایش سیاسی داخل را نیز بازچینی کند.

یادداشت روز

هوش مصنوعی، نویسندگی و مسئولیت انسان؛ آیا نویسندگان باید از ابزارهای نوین هراس داشته باشند؟

آرشاک شجاعیچندی پیش در گفت‌وگویی پیرامون یکی از نوشته‌هایم، موضوعی مطرح شد که به گمان من تنها به نویسندگان مربوط نمی‌شود، بلکه به یکی از مهم‌ترین چالش‌های عصر حاضر ارتباط دارد . “آیا استفاده از هوش مصنوعی در نویسندگی و تولید محتوا امری پذیرفتنی است “ یا باید آن را نشانه‌ای از ضعف و وابستگی دانست؟ این پرسش در ظاهر ساده است، اما در عمق خود به مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر بازمی‌گردد: رابطه انسان با ابزار. در طول تاریخ، هرگاه ابزار تازه‌ای وارد زندگی بشر شده است، گروهی آن را تهدیدی برای توانایی‌های انسانی دانسته‌اند. زمانی ماشین چاپ متهم شد که حافظهء انسان را ضعیف می‌کند. بعدها ماشین تحریر را عامل از بین رفتن هنر خوشنویسی دانستند. با ورود رایانه، بسیاری نگران نابودی مهارت‌های سنتی بودند و با گسترش اینترنت نیز عده‌ای پایان کتاب و مطالعه را پیش‌بینی می‌کردند. اما تاریخ مسیر دیگری را پیمود. ابزارهای جدید نه تنها دانش را نابود نکردند، بلکه توانایی انسان را برای تولید، انتقال و گسترش دانش افزایش دادند. امروز نیز هوش مصنوعی در برابر ما قرار گرفته است و همان پرسش قدیمی را در قالبی جدید مطرح می‌کند: آیا استفاده از این ابزار، استقلال فکری انسان را از میان می‌برد؟ یا برعکس، می‌تواند به ابزاری برای گسترش توانایی‌های او تبدیل شود؟ تجربه‌ای از محیط کار بحث من صرفاً نظری نیست. در مجموعه‌ای که در آن مشغول به کار هستم، طی دو سال گذشته دو دورهء آموزشی رسمی دربارهء هوش مصنوعی برگزار شد. هدف این دوره‌ها آن نبود که انسان جای خود را به ماشین بدهد، بلکه این بود که کارکنان بیاموزند چگونه از این فناوری برای افزایش بهره‌وری، کاهش خطاها و بهبود تصمیم‌گیری استفاده کنند. نتیجه قابل توجه بود: استفادهءهدفمند از این ابزارها موجب شد فرآیندهای کاری منظم‌تر شوند، بخشی از مشکلات تکراری کاهش یابند و راندمان مجموعه رشد محسوسی پیدا کند. در برخی شاخص‌ها، افزایش بهره‌وری به حدود ۱۴ درصد رسید؛ عددی که در بسیاری از صنایع، رشدی چشمگیر محسوب می‌شود. اگر جامعهء صنعتی، مراکز پژوهشی، شرکت‌های مهندسی و حتی مراکز درمانی در حال بهره‌گیری از هوش مصنوعی هستند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا نویسندگان و اهل قلم باید خود را از چنین امکانی محروم کنند؟ تجربه‌ای از نویسندگی سال‌هاست که پراکنده می‌نویسم. اما حقیقت آن است که بسیاری از نوشته‌ها و یادداشت‌های من هرگز منتشر نشده اند. نه به این دلیل که حرفی برای گفتن نداشتند، بلکه به این دلیل که احساس می‌کردم متن از نظر نگارشی، ساختاری یا زبانی به اندازهء کافی آماده انتشار نیست. بارها نوشته‌هایم را برای ویرایش به افراد مختلف سپردم. حتی یک بار داستانی از نوشته هایم را برای یکی از نویسندگان و ویراستاران حرفه‌ای در ایران فرستادم. ایشان با دقت و زحمت فراوان روی متن کار کردند و من نیز دستمزد ایشان را با رضایت پرداخت کردم. اما با وجود تمام تلاش‌های انجام‌شده، هنوز احساس می‌کردم فاصله‌ای میان آنچه در ذهن من بود و آنچه روی کاغذ آمده بود وجود دارد. این تجربه برای بسیاری از نویسندگان آشناست. گاهی نویسنده دقیقاً می‌داند چه می‌خواهد بگوید، اما ابزار لازم برای بیان روشن و روان آن را در اختیار ندارد. هوش مصنوعی؛ جایگزین نویسنده یا دستیار او؟ در سال‌های اخیر، هنگام نگارش نوشته ها و یادداشت‌های هفتگی خود، از هوش مصنوعی برای بازبینی متن، اصلاح ساختار، پیشنهاد واژگان بهتر و روان‌تر شدن نوشته‌ها استفاده کرده‌ام. ایده‌ها، تجربه‌ها، خاطرات، تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌ها از آنِ من بوده‌اند و هستند . اما این ابزار کمک کرده است آنچه در ذهن دارم، روشن‌تر و منظم‌تر بیان شود. نتیجه برای من جالب بود. مقالات روان‌تر شدند ، ارتباط با خوانندگان بهتر شدو بازخوردها افزایش یافت. مهم‌تر از همه، توانستم مسئولیتی را که در قبال جامعه و مخاطبان خود احساس می‌کنم، شفاف‌تر و مؤثرتر منتقل کنم. در چنین شرایطی آیا باید از استفاده از این ابزار احساس بد، مسئولیت اخلاقی یا کمبود می کردم؟ به باور من، خیر. همان‌گونه که مهندس از نرم‌افزار طراحی استفاده می‌کند، پزشک از فناوری‌های نوین بهره می‌گیرد و پژوهشگر از بانک‌های اطلاعاتی دیجیتال استفاده می‌کند، نویسنده نیز حق دارد از ابزاری استفاده کند که به انتقال بهتر اندیشه‌هایش کمک می‌کند. مسئله واقعی چیست به گمان من، بحث اصلی اصلاً هوش مصنوعی نیست. مسئلهء اصلی «مسئولیت» است. پرسش واقعی این نیست که: «آیا از هوش مصنوعی استفاده شده است؟» پرسش واقعی این است که: «چه کسی مسئول متن است؟» اگر نویسنده بدون مطالعه، بدون تفکر و بدون بررسی، هر آنچه ماشین تولید می‌کند منتشر کند، بدون تردید از مسئولیت حرفه‌ای خود فاصله گرفته است. اما اگر نویسنده اندیشه، تجربه و قضاوت خود را به کار گیرد و از هوش مصنوعی صرفاً به عنوان یک ابزار کمکی بهره ببرد، مسئولیت همچنان بر عهدهء او باقی می‌ماند. هوش مصنوعی نمی‌تواند مسئولیت بپذیرد. نمی‌تواند پاسخگوی خطاهای یک متن باشد. نمی‌تواند در برابر جامعه از دیدگاه‌های مطرح ‌شده دفاع کند. این وظیفه همچنان بر عهدهء انسان است. جامعهء ایران و چالش آینده به باور من، جامعهء ایران نیز دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو خواهد شد. همان‌گونه که نمی‌توان امروز صنعت را بدون رایانه تصور کرد، فردا نیز نمی‌توان آموزش، پژوهش، روزنامه‌نگاری و حتی نویسندگی را بدون هوش مصنوعی تصور نمود. ملت‌هایی که استفاده از فناوری‌های نو را می‌آموزند، توان رقابتی بیشتری پیدا می‌کنند. بیهوده نیست که امریکا در این فناوری یک تریلیون دلار و عربستان سعودی و کشورهای حوزه سرمایه گذارهای گسترده ای کرده اند. اما ملت‌هایی که از ترس تغییر، خود را از ابزارهای جدید محروم می‌کنند، به تدریج از قافلهء پیشرفت عقب می‌مانند. بنابراین مسئلهء اصلی نه پذیرش یا رد هوش مصنوعی، بلکه یادگیری استفاده مسئولانه از آن است. در پایان می خواهم‌ نتیجه بگیرم که من معتقد نیستم که هوش مصنوعی جایگزین نویسنده خواهد شد. اما باور دارم نویسندگانی که بیاموزند چگونه از این ابزار استفاده کنند، جای نویسندگانی را خواهند گرفت که از آن گریزان هستند. در نهایت، آنچه به یک نوشته اعتبار می‌بخشد نه نام نرم‌افزار مورد استفاده، بلکه صداقت نویسنده، استقلال فکری او و مسئولیتی است که در برابر مخاطبان خود می‌پذیرد. شاید پرسش اصلی عصر ما این نباشد که: «آیا استفاده از هوش مصنوعی مجاز است یا نه؟» بلکه این باشد که: «چگونه می‌توان از هوش مصنوعی بهره برد، بی‌آنکه استقلال فکری و

یادداشت روز

آیندهء ایران را تحریم‌های اقتصادی تعیین خواهد کرد

انقلاب ۱۳۵۷ شعار اقتصادی نداشت. فقط روح‌الله خمینی در کتاب حکومت اسلامی گفته بود: «حکومت اسلامی می‌تواند با وجوه شرعی مانند خمس، زکات، خراج و جزیه اداره شود».

یادداشت روز

انسان، حافظه، و ظهور ذهن‌های مصنوعی

یکی از شگفت‌انگیزترین تناقض‌های آفرینش آن است که انسان، با همهٔ محدودیت‌هایش، هنوز هوشمندترین موجود شناخته‌شده در جهان است. هیچ سامانهٔ مصنوعی، هیچ رایانه و هیچ الگوریتمی تاکنون نتوانسته است جایگزین شهود، خلاقیت، احساس، وجدان و توانایی انسان در معنا بخشیدن به زندگی شود.

پیمایش به بالا