سه سناریوی محتمل در شرایط کنونی جنگ
امروزه، در خلیج فارس، «وضعیت جنگی» دیگر صرفاً حاصل یک «رویداد» نیست، بلکه پدیدار شدگی یک «وضعیت» است؛ محصول جنگی است که نه اعلام می شود و نه پایان می پذیرد
Today_talk
امروزه، در خلیج فارس، «وضعیت جنگی» دیگر صرفاً حاصل یک «رویداد» نیست، بلکه پدیدار شدگی یک «وضعیت» است؛ محصول جنگی است که نه اعلام می شود و نه پایان می پذیرد
در سالهای اخیر ایران، کشور عزیزمان، شاهد یکی از مداوم ترین و پرهزینه ترین موجهای اعتراض در تاریخ معاصر خود بوده است. نسلی به میدان آمده که، نه تنها خواهان اصلاح، بلکه در پی دگرگونی بنیادین ساختار سیاسی است. با اینحال، با وجود این همه ایستادگی و استمرار، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا به نقطهء قاطع گذار رسیدهایم؟
در لحظات بحرانی تاریخ فقط تصمیمها نیستند که سرنوشت ملتها را رقم میزنند،« زبان» نیز نقشی تعیینکننده دارد. آنچه یک رهبر میگوید، و مهمتر از آن «چگونه میگوید»، میتواند میان امید و بیاعتمادی، میان همراهی و فاصله، مرز بکشد.
نقلاب شیروخورشید تنها برای بازپسگیری ایران از جمهوری اسلامی نیست، بازپسگیری ایران از مهاجمینی ست که از ۱۴۰۰ سال پیش تا همین اکنون همچنان سایهی تاریکشان بر ارزشهای فرهنگی و تاریخی ما فرو افتاده است.
من فیلم «دکتر نو» (Dr. No) را – که سرسلسلهء فیلم های «دو صفر هفتِ جیمزباندی» محسوب می شود – در اواسط دههء 1340 دیدم. داستان فیلم «دکتر نو» از جایی شروع میشد که سازمان اطلاعاتی بریتانیا (MI6) مأمور خود، «جیمز باند»، را به جامائیکا میفرستاد تا ماجرای کشته شدن یک مأمور انگلیسی را بررسی کند
در سالهای اخیر، واژه «آلترناتیو» بیش از هر زمان دیگری وارد ادبیات سیاسی ایران شده است. جامعهای که از تداوم وضعیت موجود به ستوه آمده، بهدنبال نیرویی است که بتواند گذار را نه فقط در سطح شعار، بلکه در عرصه عمل ممکن سازد
این روزها دوباره بازار شعار دادن و انشانویسیهای «چپ – اسلامیست» ها داغ شده؛ کسانی که انگار کارشان فقط تولید انشاهای احساسی برای درآوردن اشک آدمهای سادهدل و بیخبر است.
این روزها، واژهای بیش از هر زمان دیگری در گفتار سیاسی ایرانیان تکرار میشود: «آلترناتیو».
صدای جنگ در گوشه گوشه های سرزمین ما شنیده میشود و سایهٔ اضطراب بر زندگی مردم افتاده است. جنگ همیشه تلخ است؛ حتی وقتی که بخشی از مردم آن را راهی برای پایان یک رنج بزرگ میدانند و بخشی دیگر از آن هراس دارند
در لحظاتی از تاریخ، پرسشی اساسی پیش روی ملتها قرار میگیرد: آیا سرنوشت یک کشور را قدرتهای خارجی تعیین میکنند، یا ارادهء مردم آن کشور؟ اکنون که بار دیگر سایهء جنگ و درگیری بر سر ایران سنگینی میکند، این پرسش با شدتی بیشتر در برابر ما قرار گرفته است.