این بار انتخاب بین «بد» و «بدتر» پیش روی رژیم ایران است. ترامپ مدیون سران حکومت؟

«مشاور امنیت ملی آمریکا امروز عنوان کرد که تحریمها و اعتراضات، ایران را به شدت «تحت فشار» قرار داده و آنها را مجبور به مذاکره میکند. در واقع اصلاح برایم اهمیت ندارد که آنها مذاکره میکنند یا نه. این کاملا به عهده خودشان است. اما سلاح هستهای نداشته باشید و معترضان خود را نکشید.».

این تازه ترین توییت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به زبان فارسی در ۲۴ ساعت گذشته است که با استقبال زیادی در فضای مجازی مواجه شده است.

البته این «اقبال» تنها محدود به رسانههای اجتماعی نیست، ایالاتمتحده اکنون در واقعیتهای موجود روی میز هم دست بالا را دارد و بخشی از آن را مدیون عملکرد مقامات جمهوری اسلامی در ۱۲۰ ساعت گذشته است.

سه روز کتمان واقعیت از سوی عالیترین مقامات پس از سقوط هواپیمای اوکراینی، نحوه اعتراف به حقیقت پس از افزایش فشارهای بینالمللی و رسانهای و حالا چگونگی واکنش به خشم مردم معترض، بسیار بیشتر از آنچه تصور میشد هدف رئیس جمهور آمریکا در صف آرایی در مقابل جمهوری اسلامی را محقق کرده است.

تا قبل از انتشار گزارشهای اولیه مربوط به سرنگونی هواپیمای اوکراینی با سیستم پدافند هوایی نزدیک فرودگاه امام، احتمال میرفت که ترامپ از فرصت حملههای موشکی بدون تلفات انسانی سپاه به پایگاههای نظامی آمریکا در خاک عراق برای همسو کردن اروپا با استراتژی فشار حداکثری کاخ سفید استفاده کند.

رئیس جمهور آمریکا با محاسبه ریسکها و واکنشهای احتمالی جمهوری اسلامی به کشته شدن قاسم سلیمانی، برای حذف فرمانده سابق سپاه قدس تصمیم نهایی را اتخاذ کرد. اما احتمالا او هم نمیدانست که واکنشهای عمدی یا غیرعمدی تهران به گونهای پیش میرود که عالیترین رهبران جهان از کانادا تا اروپا و استرالیا، در زمین آمریکا و در برابر جمهوری اسلامی قرار میگیرند.

حالا ترامپ با اتکا به سرمایه سیاسی که در پنج روز گذشته به دست آورده، میگوید دیگر مذاکره برایش اهمیتی ندارد و دستیابی به سلاح هسته ای را به عنوان خط قرمز پیشروی تهران ترسیم میکند. او توپ انجام مذاکره را هم به زمین ایران پرتاب کرده است.

اکنون دو گزینه پیشروی رژیم ایران است: قمار روی نتیجه انتخابات آمریکا و تلاش برای حفظ وضع موجود در شرایطی که اروپا هم با ایالاتمتحده همراهتر شده و استراتژی فشار حداکثری ادامه دارد؛ یا گام برداشتن در مسیری که به مذاکره میانجامد.

در مورد گزینه دوم، همین حالا نشانه هایی دال بر تماسهای متعدد تهران با واشینگتن وجود دارد که از جمله آنها میتوان به گزارشهای نیویورکتایمز و وال استریت ژورنال از انتقال پیامها از طریق سفارت سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران اشاره کرد. پیامهایی که گفته میشود مانع از واکنش تند ترامپ به حمله موشکی سپاه به پایگاههای آمریکا در عراق شد و هیچ یک از دو طرف نیز آن را تکذیب نکردهاند.

در نشانهای دیگر، در روزهای اخیر و پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق، مقامات تهران به جای میزبانی از حسننصرالله، رهبر حزبالله و مقامات حشدالشعبی که وعده انتقام فرمانده سپاه قدس را دادهاند، میزبان و مهمان مقامات کشورهایی بودند که همگی روابط بسیار نزدیکی با آمریکا دارند.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران که اوایل ماه جاری به عمان رفته و هفته گذشته هم میزبان یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان در تهران بود، برای شرکت در مراسم بزرگداشت سلطان قابوس که شنبه این هفته درگذشت و همچنین آشنایی با پادشاه جدید دوباره به به این کشور سفر کرد. مراحل مقدماتی مذاکرات ایران و آمریکا پیش از آغاز گفتگوهای هستهای در ویلای شخصی سلطان قابوس در مسقط برگزار شده بود. سلطان قابوس نقشی کلیدی در هماهنگی این مذاکرات داشت و پیشتر هم در ماجرای آزادی کوهنوردان آمریکایی متهم به جاسوسی در ایران به طور علنی نقش میانجی را ایفا کرده بود. ظریف در توییتی پس از درگذشت سلطان قابوس ابراز امیدواری کرده که پس از این نیز رابطه نزدیک ایران و عمان مانند قبل ادامه داشته باشد.

از سوی دیگر، روز گذشته آیتالله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی با شیخ تمیم بن حمد آلثانی، امیر قطر ملاقات کرد. کشوری که میزبان پایگاه نظامی آمریکا است و برخی گزارشهای تایید نشده میگوید پهپادهایی که سلیمانی را هدف قرار دادند از خاک قطر پرواز کرده بودند.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران هم یکشنبه شب با شاه محمود قریشی دیدار کرد. وزیر امور خارجه پاکستان. همان کشوری که هم روابط نزدیکی با آمریکا و عربستان دارد و هم در چند ماه اخیر نام آن به عنوان میانجی بین تهران و واشینگتن مطرح بود. وزارت خارجه پاکستان میگوید شاه محمود قریشی امروز (دوشنبه) در ریاض خواهد بود و سپس رهسپار واشینگتن میشود.

در بازگشت به دو گزینه پیش روی تهران باید گفت که شاید گزینه مطلوب رهبر جمهوری اسلامی همچنان «نه جنگ، نه مذاکره» باشد، اما به نظر میرسد تغییر معادله ها و ورود سناریوهای پیش بینی نشده، این بار تئوری انتخاب بین «بد» و «بدتر» را پیش روی «مقامات تهران» قرار داده است.

نوشته آزاده افتخاری، منبع: سایت بریتانیائی ایندیپندنت به زبان فارسی، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *