چرا بعنوان يک فرد حزبی اعلامیه ای را امضاء نمی کنم؟

محمود عاشوری

          اعلام حمایت از اعلامیهء ۱۴ تن از کنشگران سیاسی داخل کشور، به صورت گذاشتن امضا در زیر این اعلامیه، موضوعی است که در بین فعالین سیاسی خارج از کشور به امر جالبی تبدیل شده؛ عده ای آن را بدون چون و چرا امضا کرده اند، عده ای هم علی رغم ایرادهایی که داشتند؛ و عده ای هم از انجام این کار به دلایل مختلف امتناع کردند. آنگاه، آنها که امضا نکرده بودند از طرف آنهایی که امضا کرده بودند مورد شماتت ها و احیانا اتهاماتی قرار گرفتند. اين موضوع مرا بر آن داشت تا، با اغتنام فرصت از نوشتن مطلب امروز، دلایل امضا نکردن خود را همراه با توضیحاتی ارائه دهم.

          از نظر من، فعالیت سیاسی هر فردی می تواند به دو صورت انجام پذیرد: فردی و گروهی.

          «فعال سیاسی منفرد» فردی است که آزادانه می تواند و اختیار دارد تا هر روز موضع سیاسی متفاوتی داشته باشد؛ می تواند روزی یک امضا زیر هر بیانیه ای بیاندازد و به هیچ کس هم پاسخ گو نباشد. او هیچ گونه مسئولیتی در قبال امضای خود ندارد. به هیچ کس و هیچ چیزی بعد از این امضا تعهدی نمی دهد. و به همین دلیل تاثیر عملی این امضا در پراتیک اجتماعی خیلی محدود و کوتاه مدت می باشد. این نوع امضاهای فردی برای یک حرکت کوتاه مدت برای رسیدن به یک هدف تاکتیکی موثر می باشد. مثل امضا کردن یک پتیشن به فلان سازمان حقوق بشر برای آزادی فلان زندانی سیاسی.

          «فعالیت سیاسی گروهی و حزبی» اما همراه با مسئولیت و تعهد است. یک حزب سیاسی وقتی زیر یک اعلامیه و یا بیانیه امضا می گذارد پای تبعات آن تا آخر ایستاده؛ حزبی که هر روز زیر اعلامیه ای امضا می گذارد حزبی جدی در صحنهء سیاسی جامعه نمی باشد.

          با این پيش زمينهء توضیحی اکنون دلیل امضا نکردن خودم را بیان می کنم.

          من فردی حزبی هستم. فعالیت های سیاسی من از وقتی بیاد دارم جمعی و حزبی بوده. برای من فعالیت سیاسی بدون حزب بی معنی است. چون در دنیای امروز تمام کارهای مهم بصورت گروهی انجام پذیر است. تمام فعالیت سیاسی من برای سرنگونی رژیم و برقراری رژیم مورد نظرم فقط از طریق وجود حزب امکان پذیر است. خروجی سیاسی من تا وقتی عضو یک حزب خاص هستم، بعنوان یک فرد هیچ معنی ندارد. از نظر من یک فعال سیاسی انفرادی فرد سیاسی جدی نیست. فردی نیست که می خواهد تغییرات جدی بوجود بیاورد. چون اصولاً در دنیای سیاست تنها با حزب سیاسی است که شما می توانید تغییرات اساسی بوجود آورید. امضای من به عنوان یک فعال سیاسی هم اکنون جای خود را به امضای حزبم می باشد. فعالیت سیاسی فردی من بدون حزبم وجودی خارجی ندارد. از زمانی که من به حزب سیاسی خاصی متعهد می شوم، تمام نیروی سیاسی من در خدمت آن حزب باید قرار گیرد. وقتی که شما عضو یک حزب هستید امضا گذاشتن زیر یک بیانیهء سیاسی بعنوان یک فرد عمل مدار کاملا عملی ضد حزبی است.

          متاسفانه جامعه ما، بعلت استبداد طولانی و فقدان تجربهء حزبی، به این اصول حزبی پایبند نیست. در تمام کشورهایی که قدرت سیاسی جامعه از طریق احزاب حل و فصل می شوند و در نتیجه دارای سابقهء طولانی در عمل حزبیت می باشند این مسائل کاملا جا افتاده اند.

          به نظر من سکولار دمکرات ها تا زمانی که به اهمیت کار حزبی و جمعی پی نبرده باشند قادر به انجام وظیفه ای‌ که جامعهء کنونی ایران بر عهده آنان گذاشته نخواهند بود.

          توجه کنيد که در اين مطلب من دربارهء اينکه آيا اگر عضو حزبی نبودم اين بيانيهء حمايتی را امضا می کردم يا نه توضيحی نداده ام و از اين نظر، بعنوان يک فرد حزبی، آنچه را در اعلاميهء مشترک حزب سکولار دموکراسی ايرانيان و حزب مشروطهء ايران آمده تصديق و تدکيد می کنم.

۱۰ تير ۱۳۹۸ – ۱ جولای ۲۰۱۹

One comment

  1. درود
    ‌هر کسی که بیانیه‌ چهارده نفر از کنش‌گران را امضا نکرده را میبینم هیچ دلیل قانع کننده ای برای آن نمی‌آورد چرا مسأله را میپیچانید در صورتی که خیلی ساده است نگاه اپوزوسیون خارج از ایران باید به داخل باشد رهبری در داخل ایران است در این بیانیه جمهوریت سکولاریسم دمکراسی تغییر قانون اساسی بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر و… همان چیزیست که میخواهید باید از این بیانیه که نقطه عطفی در تاریخ مبارزات سیاسی ایران است و برای اولین بار در تاریخ مبارزات مردم ایران خواسته شده حمایت کرد

Comments are closed.